چرا دانش آموزان درس را فراموش می کنند؟

بسیاری از دانش آموزان از اینکه درس ها را فراموش می کنند گله مند هستند.

اما چرا آنها درسهایی را که ادعا می کنند یاد گرفته اند فراموش می کنند؟

آیا آنها قدرت و توانایی لازم را برای یادگیری ندارند؟

چگونه می شود آنها فراموشی خود را به حداقل برسانند؟

از آنجاینکه حافظه انسان درگیر یادگیری و به خاطر سپردن مطالب است. در واقع فراموشی هم به حافظه انسان مرتبط است، نخست کمی درمورد حافظه صحبت می کنیم سپس به نحوه مطاله درست که منجر به فراموشی نشود می پردازیم.

 یک برداشت عامیانه حافظه را مخزنی تصور می کندکه اطلاعات آنجا ریخته شده و نگهداری میشود و در مواقع لزوم اطلاعات استخراج شده و یادآوری می شود.

 از نظر علمی حافظه عنوانی است در مورد توانایی انسان در یادگیری، نگهداری، یاآوری و استفاده از آن اطلاعات و دانش در مواقع لزوم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 14:30 | لینک  | 

علل میل به تقلب در کودکان

یکی از مسائل مهم مورد بحث و مورد ابتلای مدارس و خانواده ها، مسأله تقلب کردن کودکان است. تقلب موضوعی است که در آن کودک شدیداً تحت فشار اطرافیان، قرار می گیرد. زمانی هم ممکن است موانع و برخوردها با کودک به گونه ای باشند که طفل از این صدمات و فشارها آسیب دیده و یا سر از انحراف و لغزش درآورد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 23:19 | لینک  | 


شاداب سازی محیط مدارس

نشاط، تحرک، پویایی، شادابی و... از ویژگی های نسل جوان است و موافق طبع و مقتضیات فطری اوست.

خمودگی، سستی، انزوا، بی تحرکی، غمناکی، پژمردگی، آفت بزرگ و مانع عظیم رشد و شکوفایی و خلاقیت و کارآمدی نسل جوان است. جلوگیری از نشاط و شادابی جوانان و جلوگیری از بروز احساسات و هیجانات عاطفی آنان، موجب سرخوردگی و بروز بیماری حقارت و عقده های روحی و روانی است. اسلام دین زیبایی و نشاط و دینی آسان و منعطف است.

انبساط روحی، بهجت افزایی و خنده رویی از زمینه های رشد و شکوفایی جوان و زمینه ای برای تخلیه عقده های روحی و فشارهای روانی است.

داب سازی محیط مدارس

شاداب سازی محیط مدارس

نشاط، تحرک، پویایی، شادابی و... از ویژگی های نسل جوان است و موافق طبع و مقتضیات فطری اوست.

خمودگی، سستی، انزوا، بی تحرکی، غمناکی، پژمردگی، آفت بزرگ و مانع عظیم رشد و شکوفایی و خلاقیت و کارآمدی نسل جوان است. جلوگیری از نشاط و شادابی جوانان و جلوگیری از بروز احساسات و هیجانات عاطفی آنان، موجب سرخوردگی و بروز بیماری حقارت و عقده های روحی و روانی است. اسلام دین زیبایی و نشاط و دینی آسان و منعطف است.

انبساط روحی، بهجت افزایی و خنده رویی از زمینه های رشد و شکوفایی جوان و زمینه ای برای تخلیه عقده های روحی و فشارهای روانی است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 20:54 | لینک  | 

راه هایی برای موفقیت در تحصیل ۱) سعی کنید در ایام تابستان ، کتابهای علمی و کتابهای مربوط به رشته ی تحصیلی یا شغلی که دوست دارید ، بخوانید و اطلاعات عمومی قوی در هر زمینه ای(مخصوصا” در زمینه های مورد علاقه تان) داشته باشید. مثلا” وقتی کسی از شما پرسید ، می خواهی چه کاره شوی؟ و یا چه رشته ای را دوست داری؟ باید بتوانید ، بی درنگ و با ارائه ی اطلاعات موثق و منطقی ( نه بر اساس حرف عامه ی مردم ) به او پاسخ دهید ۲) با پیش مطالعه ی قبلی سر کلاس درس حاضر شوید. همیشه سر کلاس ، حرفی برای زدن داشته باشید. ۳) با یک روحیه ی فعال و شاداب سر کلاسهای درس شرکت کنید. با همکلاسی های خود رقابت سالم داشته باشید و سعی کنید در یادگیری دروس به هم کنید تا دست آخر خدا هم به شما کمک کند. ۴) با دقت و تمرکز فراوان به درس گوش کنید و هر جایی که ابهامی بود، از معلم خود (نه از دانش آموزان دیگر) بپرسید. نگذارید اشکالات و ابهامات، در ذهن شما انباشته شوند و بزودی تبدیل به یک ضعف علمی بزرگ شوند. ۵) درس هر روز را همان روز در خانه بخوانید و کمی از تمرینهایش را حل کنید. این کار کمک می کند ، مطلب کاملا” در ذهن شما حک شود ، چون تازه آنرا آموخته اید و یادگیری اولیه، کاملا” در ذهنتان وجود دارد ، پس با یک مرور بلافاصله ،مراحل یادگیری در ذهن را کامل می کنید. ۶) سعی کنید متن کتاب را خوب بخوانید و مثالها و تمرینها را بدون توجه به حل آنها، خودتان حل کنید. (استفاده از حل المسائل ، فقط به افرادی که غیر حضوری درس می خوانند ، توصیه می شود) اگر کسانی که فرصت شرکت در کلاسها و استفاده از معلم و همشاگردیها دارند ، از حل المسائل ها استفاده کنند ، به جز ضرر(تنبلی ذهن ، عدم تلاش کافی برای یافتن جواب ، کاهش روحیه ی خلاقیت و ارائه ی راه حل های جدید و ابتکاری و…) ، چیزی عایدشان نخواهد شد. ۷) دروس برنامه ی فردا را مرور کنید و همیشه با آمادگی کامل برای امتحان کلاسی یا درس جواب دادن، سر کلاس حاضر شوید. ۸) سعی کنید عادت کنید که شبها زود بخوابید و صبح زود از خواب بیدار شوید تا هیچگاه دیر به مدرسه نرسید.(با این کار هم به همه ی کارهایتان می رسید و هم همیشه سرحال و شاداب و پرانرژی خواهید بود.). بهتر است هر روز صبح حتی اگر شده ۱۰ دقیقه با موسیقی نرمش کنید ، تاثیر اعجاب انگیزی در روحیه ی شما خواهد داشت. ۹) در اوقات فراغت(زنگهای تفریح ، زنگهای بیکاری و…) در مدرسه، دروس را برای یکدیگر توضیح دهید.( این روش بسیار خوبی است برای اینکه بفهمید که خودتان هم درس را فهمیده اید یا نه؟ و هم دیگران از معلومات شما استفاده می کنند، در ضمن این کار باعث می شود احساس خیلی خوبی نسبت به خود و کلاس و درس و مدرسه داشته باشید.) ۱۰) قبل از هر امتحان ، سوالات امتحانی سالهای گذشته ی هر درس را گیر بیاورید و در خانه ، به صورت آزمایشی امتحان دهید. ۱۱) اهمیت شرط معدل(چه در کنکور، چه در شرایط پذیرش مدارس و موسسات مختلف چه در استخدام در ادارات و شرکتهای مختلف و…) کاملا” واضح و آشکار است . پس سعی کنید با حداکثر معدل ممکن، دیپلم بگیرید. البته این مسئله نباید باعث شود که شما فکر کنید ارزش نمره از فهم و یادگیری دقیق مطلب بیشتر است و دنبال راههای بگردید که به هر قیمتی که شده نمره تان بالا شود، نه!!! نمره ی بالا همراه یادگیری کامل مطالب ارزشمند است وگر نه دیر یا زود (سر جلسه ی کنکور) دست شما رو خواهد شد! ۱۲) سعی کنید همین الان ، به این مسئله که هدفتان از درس خواندن و ادامه تحصیل و… چیست ، خوب فکر کنید و برای این سوالات پاسخهایی داشته باشید که برای شخص خودتان (نه برای آشنا و در و همسایه و فامیل) قابل قبول باشد ، بعد بر اساس این پاسخها ، اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را بنویسید و برای رسیدن به تک تک آنها دنبال راه حل بگردید. با این کار، هیچوقت انگیزه ی خود را در طول تحصیلات از دست نخواهید داد و همیشه انرژی لازم برای درس و کار را خواهید داشت. ۱۳) از همین الان(از دوران دبیرستان) ، استفاده از جدول برنامه ریزی را آغاز کنید تا بتوانید مهارتهای مدیریت زمان خود را افزایش دهید. ۱۴) همیشه سعی کنید به تغذیه ، خواب، ورزش و تفریح سالم اهمیت دهید تا بدنتان همیشه سالم و با نشاط باشد ،(شما می توانید یک فعالیت ورزشی مورد علاقه تان را در کنار درستان داشته باشید و آن فعالیت یکی از اوقات تفریح و شادابی شما باشد) زیرا که به تبعیت آن ، ذهن و فکرتان هم همیشه باز و آماده برای دریافت و ثبت اطلاعات ، خواهد بود. ۱۵) یادتان باشد، تست یک وسیله ی آزمایشی است نه آموزشی! یعنی شما تست می زنید که ببینید مطالب آن درس را خوب یاد گرفته اید و با نکاتی که از متن کتابها بیرون کشیده اید ، می توانید تست بزنید یا نه؟ اول تست نزنید تا بعد با مراجعه به پاسخ تشریحی ، بخواهید نکته ی آنرا یاد بگیرید ، بلکه اول کتاب را در حد عالی بخوانید بعد برای آزمودن معلومات خود تست بزنید . البته می توانید نکات استخراج شده از تستها را هم به طور کلی یادداشت کنید و بعدا” آنها را مرور کنید.
نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 22:12 | لینک  | 

اداره موفق کلاس در طول تدریس شرط ضروری تدریس مؤثر و موفق است. مساعد ساختن کلاس برای یادگیری فعال و مؤثر، مهارت پیچیده و دشواری است که معلم باید بیاموزد و مدام بر معلوماتش در این مورد بیفزاید. شاید تنها مدیریتی است که چندین نقش را همزمان ایفا می کند مانند اداره کلاس، اداره اشخاص، اداره مکان، اداره زمان، اداره دروس، همکاری در اداره مدرسه، همکاری با خانواده ها، اداره ارتباط ها و ایفای ناگزیرانه همین نقش ها طبعاً همه قشرهای جامعه را برمی انگیزد که انتظارات زیاد و گوناگونی از معلم داشته باشند، علاوه بر انتظارهایی که خود معلم از خویشتن دارد. بدیهی است که برای موفقیت در این گونه مدیریت های رنگارنگ، تنها آشنایی با علوم رفتاری و اجتماعی کفایت نمی کند بلکه مستلزم خلاقیت یا هنرمندی شخص معلم است. از این رو، گفته اند که مدیریت کلاً هم علم است و هم هنر. علم طبعاً مبانی نظری، اصول و روش های مدیریت را در برمی گیرد و هنر موارد کاربردی یا انتقال دادن علم به عمل را شامل می شود. عامل تکمیلی در همه انواع تدریس و در همه مقاطع آموزشی، که مورد قبول معلمان و مدیران می شود، عامل <مدیریت کلاس> است. میان انواع متعدد مدیریت ها می توان مدیریت آموزشی را پیچیده ترین مدیریت ها تلقی کرد و به سبب همین پیچیدگی است که می گویند: مدیریت آموزشی، مدیریتی است بی نظیر. مهارتی است که علم و هنر را با هم لازم دارد و در دنیای امروز مستلزم یادگیری، تمرین و تجربه جدی است. هر معلم ناگزیر است همزمان: حداقل ۲۵ نفر یا شخصیت متفاوت را گردهم آورد. متناسب با مراحل رشد و تکامل ایشان برنامه ریزی کند. معلومات یا اطلاعات درسی لازم را تهیه و تنظیم کند. مکان و زمان پیش بینی شده را اداره کند. روش ها و راهبردهای آموزشی مناسب هر درس را برگزیند و به کار ببرد. والدین را در چگونگی راهنمایی و کمک کردن به کودکان و نوجوانان همیاری کند. در موارد لزوم، مدیر مدرسه را کمک کند. دروس گوناگون را به نیازهای زندگی کودکان و نوجوانان مرتبط کند. بر اطلاعات علمی و حرفه ای خود بیفزاید. گلاسه در کتاب <مدارس بدون شکست> برای پیشگیری از پیدایش مشکلات رفتاری چند اصل زیر را پیشنهاد می کند که می توان در محیط کلاس به کار برد. ▪ به رفتارهای فعلی بپردازید و روی آن ها تأکید کنید، نه رفتارهای قبلی. مدارس باید جایی باشند که دانش آموزان بتوانند موفق شوند. ▪ مقررات معقول وضع و اجرا کنید. پیشرفت هر دانش آموز را زیر نظر بگیرید و تا حد امکان آن را تقویت کنید. نشان دهید که به طرح های مربوط به پیشرفت ایشان توجه دارید. هیچ عذری را از ایشان نپذیرید. تعهدی را که دانش آموزی قبول می کند دنبال کنید. ▪ بپذیرید که همه دانش آموزان، استعداد دارند. نظر خود را صریحاً به دانش آموزان بگویید. به داوری های دانش آموزان احترام بگذارید، از ایشان بخواهید که عقاید شان را درباره عملکردهای خود بیان کنند. ▪ به دانش آموزان خود یادآوری کنید که یادگیری در مدرسه چگونه به تجربه های خارج از مدرسه آنها مربوط می شوند. دانش آموزان را در تصمیم گیری ها برای کلاس شرکت دهید، مخصوصاً در تصمیم گیری هایی که روی شخصیت آنها اثر می گذارند. ▪ تنبیه بدنی نکنید. تنبیه بدنی پیامدهای منفی ناخواسته ای را به دنبال دارد. تنبیه بدنی دانش آموزان را به احساس مسئولیت رفتار خویش تشویق نمی کند و موجب دلسردی آنها می شود. در صورتی که دانش آموزان باید مسئول باشند که دقت کنند، مطالعه کنند و یاد بگیرند. ▪ رویدادهای دنیای واقعی مهم برای دانش آموزان را در کلاس مورد بحث قرار دهید. این روان شناس رفتار اجتماعی در مدرسه، عنوان های موجود در ذهن دانش آموزان و برنامه درسی را پیشنهاد می کند. تشکیل جلسات بحث در کلاس به دانش آموزان کمک می کند که حل کردن مسائل را بیاموزند، افکار و عقاید خود را شفاهی بیان کنند، و در پیشرفت خود شخصاً درگیر شوند. هم چنین این جلسات دانش آموزان را تشویق می کنند که در راهبردهای اداره کلاس شرکت کنند. ▪ دوستانه برخورد کنید. از ضمیرهای مشخصی استفاده کنید و اهمیتی را که برای دانش آموزان قائلید به زبان بیاورید. ▪ همراه با دانش آموزان برای رفتارهای جایگزین برنامه ریزی کنید. دانش آموزان را در تصمیم گیری ها مشارکت دهید. ▪ بهانه ها را نپذیرید. در مورد بهانه ها و عذرهای دانش آموز به بحث نپردازید. پژوهشگر معروف دیگر درباره مدیریت کلاس <کونین> است. او واکنش های دانش آموزان به متون کنترل مورد استفاده معلم را بررسی کرد و متون زیر را بسیار مؤثر یافت: ۱) نشان دهید که به حفظ کنترل در کلاس احترام می گذارید و به همه رویدادهای کلاس توجه دارید. آگاهی معلم به رویدادهای کلاس و اظهار این آگاهی به دانش آموزان از مشکلات انضباطی کلاس می کاهد. مدیران کارا یا مؤثر می توانند با این گونه توجه دقیق، مسائل را قبلاً پیش بینی کنند و پیش از این که اتفاق افتند، پیشگیری به عمل آورند. ۲) موقعیت هایی فراهم آورید که مدیریت را آسان گردانند. معلمانی که می توانند چند رویداد را همزمان کنترل کنند بهتر می توانند انضباط کلاس را اداره کنند. ۳) برای به حداقل رساندن مشکلات رفتاری، شتابزده عمل نکنید. غالباً در هر کلاس به مشکلات رفتاری برمی خوریم لکن باید زود از آن ها رد شویم زیرا وقتی دانش آموزان به انجام دادن تکلیف بپردازند آن مشکلات رفتاری خاموش می شوند. ۴) همه کلاس را تحت پوشش پیشگیری از خستگی یا ملامت قرار دهید. در صورت احساس خستگی در کلاس، پرسش هایی را طرح کنید و از دانش آموز بی توجه بخواهید پاسخ دهد. یا اگر از دانش آموزی خواستید که پاسخ را روی تخته بنویسد از بقیه نیز بخواهید که پاسخ شان را در دفتر خود بنویسند. ۵) برای تسهیل رفتار خوب، کلاس را متنوع گردانید. معلم فعالیت های کلاس را گوناگون گرداند و به سرعت از فعالیتی به فعالیت دیگر بپردازد و شور و اشتیاق نشان دهد. ۶) از <اثر موج> آگاه باشید. هنگامی که معلم، دانش آموزی را توبیخ می کند سایر دانش آموزان نسبت به آن واکنش نشان می دهند هم چنان که موج آب، امواج دیگری را برمی انگیزد. هم چنین، ممکن است دانش آموزی قانونی را نقض کند و توبیخ نشود و در نتیجه، دانش آموزان دیگر هم همان قانون را نقض کنند. از پیدایش این گونه موج ها جلوگیری کنید و برای این منظور به جای شخصیت، روی رفتار تأکید ورزید و هنگام توبیخ، از طغیان خشم بپرهیزید. ۷) معلم باید اطلاعاتی را در اختیار دانش آموزان بگذارد که به روشنی دریابند معلم چه انتظاراتی از آنها دارد. ۸) به دانش آموز باید فرصت داده شود که تکلیف فراموش شده اش را روز دیگر انجام دهد و نباید از آن صرف نظر کرد. ۹) باید در هر فرصتی رفتارهای مطلوب را توضیح داد و مقررات کلاس را گوشزد کرد. ۱۰) طرح رده بندی کامل انضباط را تهیه کنید. این امر به ترتیب رعایت مقررات انضباطی کمک می کند و نظم و ترتیب انجام گرفتن امور مدرسه و کلاس را روشن می کند. ۱۱) مدیریت و انضباط خودگردان را آموزش دهید. این فرایند که تدریجی انجام می گیرد وظیفه اساسی مدارس است. ۱۲) روی موفقیت و عزت نفس دانش آموزان تأکید ورزید. ۱۳) به دانش آموزان کمک کنید که هدف های مربوط به اصلاح خود را تعریف کند. احتمال بروز رفتارهای سازنده دانش آموزانی که اهداف مربوط به اصلاح خود را دنبال می کنند بسیار بیشتر از کسانی است که فقط در پی اهداف عملی کلاس هستند. ۱۴) کلاس را به محیط حمایت کننده تبدیل کنید. کلاس باید محیطی باشد که در آن به نیازهای زیستی، ایمنی، تعلق و احترام به نفس در حد اعلای ممکن پاسخ داده شود. ۱۵) امکان فعالیت های یادگیری معنادار را فراهم سازید. رمز پیشگیری از بروز مشکلات، داشتن فعالیت های با معنا و چالشگر در کلاس است و وقتی دانش آموزان به کار خویش علاقه مند باشند بی نظمی در کلاس کم است. ۱۶) رفتارهای مناسب را تقویت کنید. اساساً همه برنامه های موفقیت آمیز کلاس بر تقویت رفتارهای مناسب و نه تنبیه رفتارهای نادرست استوار است. رفتارهای مناسب که به سریع ترین و لذت بخش ترین یادگیری در کلاس می انجامد، با رفتارهای مناسب، که با یادگیری تداخل می کنند در رقابت است. دانش آموزان نمی توانند هم مسأله ریاضی حل کنند و هم در عین حال با یکدیگر صحبت کنند. این رفتارها با یکدیگر در رقابت است و در یک زمان تنها یکی از آن ها را می توان انجام داد. وقتی که رفتار معمول رفتار مناسب است رفتار نامناسب به ندرت اتفاق می افتد. این اساس روش پیشگیری از بروز مشکل است.
نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 22:6 | لینک  | 

نقد و بررسي انواع روش تدريس رياضي بحث در روش تدريس رياضي به زمان ما منحصر نمي شود. از هنگامي كه تدريس رياضي مطرح بوده است، روش تدريس آن نيز مورد بحث و مطالعه بوده است. با مطالعه تاريخ آموزش و پرورش، ملاحظه مي كنيم كه همواره دو نوع آموزش درمقابل هم قرار داشت هاند. دسته اول، روشهاي تدريس سنتي، كه در گذشته هاي دور به كار مي رفته اند و دسته دوم، روشهاي مبتني بر يافته هاي روانشناسي است كه به طور عمده از قرن بيستم به بعد تكوين يافته اند و به روشهاي جديد شهرت دارند. از ميان روشهاي سنتي مي توان از روش سقراطي و روش مكتبخانه اي در ايران و ديگر كشورهاي اسلامي نام برد. از روش هاي جديد در تدريس رياضي مي توان به روش توضيحي، روش سخنراني، روش اكتشافي، روش حل مساله، روش بحث در كلاس، روش پرسش و پاسخ، روش فعال، روش قياسي و استقرايي آموزش مهارتهاي فراشناختي نام برد. در اين فصل انواع روشهاي تدريس رياضي كه به پنج دسته، روش كلامي، روش مكاشفه اي، روش مفهومي، روش فعال و روش الگوريتمي مورد بررسي و نقد قرار مي گيرند. در پايان اين فصل از خوانندگان انتظار مي رود كه بتواند با تكيه بر انواع روشهاي تدريس ذكر شده، در يك يا چند موضوع درسي، تدريسي را طراحي نمايند و در صورت امكان آن را اجرا نمايند تا به نقاط قوت و ضعف خود آشنا شوند و نقاط قوت خود را در تدريس هاي بعدي، پر رنگ تر نموده و برضعف هاي خود چيره شوند.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 14:44 | لینک  | 

جذابیت کلاس درس و جلوگیری از خستگی معلم و دانش آموزان هر معلمی با بالا رفتن تجربه اش پی خواهد برد که باید به برخی کارهای ضروری در کلاس درس توجه نماید ، بعضی اعمال را نباید انجام دهد، و خود را در کلاس برای دقایقی به جای شاگردان فرض نماید . تجربه نشان داده معلمانی که در کلاس درس فعالیت و تحرک بیشتری داشته ، به شغل خود علاقه و عشق می ورزند ، هدف های متنوعی دارند ، درگیری ها و جنگ اعصاب کمتری داشته باشند ، دیر تر از دیگران فرسوده و شکسته خواهند شد و همیشه به عنوان فردی شاداب و با نشاط و موفق در شغل خود نزد دیگران شناخته شده اند . در زیر به صورت خلاصه ، کارهایی که معمولا" در کلاس درس باعث حلب توجه دانش آموزان ، علاقمندی به درس و معلم و نشاط آنان میشود و برگفته از تجارب شخصی است ، ذکر می گردد . با شنیدن نام " برنامه " یا " طرح درس " یا " طرحی برای مدیریت کلاس" ، اذهان به سراغ چندین صفحه کاغذ می رود که در آن با دقیقه و ثانیه ، ریز فعالیتها نوشته شده و به عبارتی ، معلم را در چهار چوب مقرراتی ، محصور می کند ، (و به این دلیل خیلی ها حتی در مورد آن هم صحبت نمی کنند) اما مقصود از داشتن برنامه ، الزاما" با ثبت آن ( و چیزی شبیه به طرح درس معرفی شده در کتب روش تدریس ) ، یکسان نیست . موارد زیر در دوره ابتدایی تا دبیرستان اعمال شده است و تاثیرات شگرفی بر دانش آموزان داشته است :
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 14:26 | لینک  | 

نمونه پيك بهاري آموزشگاه به نام زيباي زيبا آفرين یا مقلّب القلوب و الابصار یا مدبّر اللیل و النهار یا محّول الحول و الاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال اللّهم عجل لولّیک الفرج 14صلوات جهت سلامتي امام زمان (عج)شادي روح امام خميني وشهيدان و اموات پيك بهاري آموزشگاه نام دانش آموز: کلاس: س: سعادت (خوشبختي) درس :قرآن 1-هديه آسماني:دلهايتان را نوراني كنيد با خواندن قرآن . آيه تا سوره به نيّت: 2-تفكر:اگرخداوندبا قرآن با ما صحبت مي كند پس چرا فقط يك ماه رمضان ودر مراسم ختم مردگان در مساجد وقبرستانها خوانده مي شود؟ 3-انس با قرآن:بهار يعني دوباره زنده شدن وروز قيامت نيز چنين است ،سوره واقعه رابخوانيد و زيبا ترين آيه آن را با معني بنويسيد؟ 4- كتابي كه سخنان امام علي (ع)در آن گردآوري شده چيست. يك سخن زيبا در باره علم و دانش را ازآن بنويسيد. س: سیادت (بزرگي) درس :دینی 1-ارتباط ديني: بپرسيد: نمازچه نقشي در زندگي والدينتان دارد؟ پدر: مادر: 2-باور ديني :نام مرجع تقلید پدر و مادرشما چیست؟ پدر: مادر: 3-درسهاي زندگي:يك حديث زيباكه از 14معصوم شنيده ايديا خوانده ايد را بنويسيد. 4-اخلاق :فرزند صالح گلي از گلهاي بهشت است. پيامبر(ص) شما چگونه مي توانيد اينگونه گلي باشيد؟ س:سياقت (خواندن وبيان حديث) درس :عربی ‹‹ اذارايتم الرّبيع فاكثرو ذكرالنّشور›› پيامبر(ص) معني: مفهوم: س: سیاست (اداره هركاري) درس :اجتماعی 1- بازدید:ديدار هايی که با خانواده خوددرعيد داشته اید را بنویسد. 2- هميارپليس : بهترين كمك شما براي نظم جامعه چيست؟ 3- زندگي بهينه: چه رابطه اي بين دريافت يا رانه ها و صرفه جويي وجود دارد؟ 4-من مي توانم براي كشورم فردي مفيد باشم بااين گونه كارها: 1- 2- 3- س: سرگرمي و تجربه درس : حرفه و فن-علوم 1-كاردر عمل: نام و شیوه تهیه شیرینی یا نان محلی راكه يادداريد ويا ياد مي گيريد را بنويسيد؟ 2- تجربه :آيابا خوردن آجیل وشیرینی زياد دچار مشكل شديد.بنويسيد؟ 3- دوستي با طبيعت: زنده تريم با كاشت نهال و سبزه وگل نام كاشتني: فايده: محل كاشتن: س: سياحت (تفريح) درس :جغرافیا 1-سفر:از يكي از مناطق تفریحی يا تاريخي که د رعید ياقبلاًدیدن کردید اطلاعاتي مانند جذابیتها، محصولات صنایع دستی، آداب و رسوم و.. آ ن رابنویسید. 2-پژوهش: چه رابطه اي بين وقت هاي نماز با ايام شبانه روزوجود دارد ؟ س: Self-reliance (اعتماد به نفس) درس زبان انگلیسی 1-كنجكاوي زباني: در سطح شهريادرسفر کلماتی به زبان انگلیسی وجود دارد.چندمورد از آنها را همراه با معنی و کاربرد بنویسید؟ س: سخنوري( شعروادب) درس : فارسی 1- تحقیق : نوروز در محل زندگي شما چگونه است؟(آداب و رسوم) 2- شادابي:بهترین لطیفه ایی که در عید شندوه اید رابنویسید . 3-ذوق و شوق : زيباترين بيت شعركه شنيده يا خوانده ايدرابنويسيد. س: سبك روح(شادوخندان) درس : املاء 1-مهارت شنيداري:زیبا ترین کلماتی که در عید شندله اید را بنویسید. 2-مهارت كلامي:بعضی افراد کلماتی را اشتباه می نویسند یا می خوانند. شمااینگونه کلمات را تشخیص داده و صحیحح آن را بنویسید. س: سخن آرايي(نيكوسخن گفتن) درس :انشاء 1- تخيّل:تصّور كنيدشما بلبلي خوش آواز هستيد .باجمله اي زيبا شكر نعمت هاي خدا را بيان كنيد . 2- استمرار يادگيري:اگر شما يك كتاب درسي بوديد ،دوست داشتيد دانش آموزان در عيد با شما چه رفتاري داشته باشند؟ 3- توصیف :زیباترین لحظات عید امسال خود را بيان کنید. س: سخاوت (بخشش) درس :ریاضی 1- آينده نگري:نام کسانی که به شما عیدی داده اندو مقدار آن را بنویسد. آیا عیدی ها ی خودرا برای آینده پس انداز کردید و گر نه با بت چه چیز هایي خرج کرده اید؟ 3- پژوهش:ازافراد ي كه سواد ندارندبپرسيد نتيجه ي يادنگرفتن درس رياضي چه تاثيري در زندگي آنها داشته است؟ س :سپيدي لوح و سياهي قلم درس : هنر 1-جادوي تصوير: نام بهترین فیلمی که د رعید دیده اید را بنویسید.(بادليل) 2-نقش جمال يار :طبيعت يكي از نشانه هاي شناخت خداوند است. يكي ازاين نشانه ها را نقاشي كنيد. 3- زيبايي:با خط خوش جمله ‹‹ قرآن بهار دلهاست ›› را بنویسید. ....................................................... س: سيردر گذشته و آينده درس : تاریخ 1- تحقیق: روز 12 فروردین چه روزي است؟ 2-ولايت :مقام معظم رهبري امسال را به چه عنواني نامگذاري كردند؟نظرشماچيست؟ 3-نقش شهيدان هسته اي در ايران فردا چيست؟ 3- شناخت الگوي طلايي :جدول زيرا را براي يكي از امامان كامل كنيد؟ نام: لقب: نام پدر: نام مادر: ولادت: شهادت: محل دفن: مدت عمر: س: سلامت درس: ورزش 1- هفت سين ورزشي:هفت كلمه ورزشي كه با حرف س شروع مي شود را بنويسيد؟ 2- دوست داريد دركدام ورزش قهرمان شويد؟ 3-قهرمان زندگي شما كيست؟ 4-قهرمانان واقعي كشور ما چه كساني هستند؟ 5- بازي محلي :نام يكي از بازیهای محلی که د رمحله زندگی شما انجام می شود رابا شيوه انجام آن بنویسید.(مخصوصاً روزسيزده بدر) س:سربلندي درس: پرورشي 1- مهارت زندگي : من از امسال مي توانم نه بگويم به : 2-مطالعه:كتاب بهترين دوست است . نام يكي از كتابهايي را كه درعيد امسال خوانده ايد بنويسيد؟ نام كتاب : موضوع:
نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 19:16 | لینک  | 

نکات ساده ای برای خوب گوش کردن در کلاس ، چگونه بهتر گوش کنیم؟ گوش کردن یکی از مهمترین مهارتهایی است که با پرورش آن می توانید کارآیی خود را در مدرسه افزایش دهید. این مهارت بعد از مهارت خواندن، یکی از مشکل‌ترین مهارتهاست. در این نوشته کوتاه با راههای پرورش مهارت گوش دادن آشنا شوید: کلاس مکانی برای یادگیری و گوش کردن است. ویلیام آرمسترانگ خوب گوش کردن در کلاس: * در کلاس مطالب درسی را دنبال کنید و به رویا فرو نروید. ( خیالبافی نکنید. ) * اگر حرف بزنید، مطمئنا نمی توانید گوش کنید. * در هنگام گوش کردن قلم به دست باشید و نکات مهم را یادداشت کنید. قبل از کلاس: * راجع به مطالب درسی جدید فکر کنید. * نکات مهم جلسه گذشته را به یاد آورید. ( دوره کنید. ) * تکالیف خود را انجام دهید. در کلاس: * آنچه را که قبلا یاد گرفته‌اید با مطالب جدید ارتباط دهید. * آیا شما راجع به موضوع درس اطلاعات اضافی دارید؟ * در طی درس چه چیزی به ذهن شما می آید؟ * برروی موضوع درس تمرکز کنید. * نکات مهم درس را یادداشت کنید. * در صورت امکان روی نیمکتهای جلوی کلاس بنشینید. اگر جلوتر باشید بهتر می توانید گوش کنید. بعد از کلاس: * مطالب درسی و یادداشتهایتان را دوره کنید. * بعضی‌ها دوست دارند که یادداشتهایشان را پاکنویس کنند، اما سعی کنید برای اینکار وقت زیادی اختصاص ندهید. * هنگام دوره زیر نکات مهم خط بکشید. نکات دیگری راجع به گوش کردن: * خوب گوش کردن به معنی توجه کردن است. * تمام آنچه را که گفته می شود بشنوید، نه آنچه را که دوست دارید. * آنچه را که می شنوید با آنچه که از قبل می دانستید ربط دهید. * نکات مهم درس را تشخیص دهید. * سعی کنید نکات مهمی را که ممکن است سوال امتحان باشد، تشخیص دهید. * صحبتهای معلم را دنبال کنید. ( حدس بزنید صحبتهای بعدی او چه خواهد بود. ) * به دقت به آنچه معلم راجع به تکالیف درسی می گوید، گوش کنید و در صورت نیاز آن را یادداشت کنید. * به دقت گوش کنید و به دنبال عبارات کلیدی معلم باشید و به آن اهمیت دهید. عباراتی همچون " این مطلب مهم است...، مهم است بدانید که... و یا لازم است که این مطلب را برای امتحان بدانید... " بخاطر بسپارید که گوش کردن با شنیدن متفاوت است. شما می توانید هرچیزی را بشنوید، اما به آن گوش نکنید یا از یک گوش بشنوید و از گوش دیگر بیرون کنید. برای گوش کردن باید فکرکنید و فعال باشید نه منفعل.
نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 19:46 | لینک  | 

مراحل سنجش مستمر در کلاس درس و ارتباط آن با فعالیت های آموزشی درباره ي استفاده از سنجش ( فرايند جمع آوري اطلاعات به منظور تصميم گيري هاي آموزشي ) براي حمايت از آموزشي که در کلاس درس به دانش آموزان ارائه مي کنيم ، شواهد پژوهشي نشان مي دهند که « سنجش براي ياد گيري ، بهتر از سنجش ياد گيري هاي دانش آموزان است .» به کلامي ديگر ، معلماني که از سنجش براي کسب آگاهي از مشکلات ياد گيري دانش آموزان استفا ده مي کنند ، بهتر مي توانند از طريق تفسير اطلاعات و تجزيه و تحليل آن ها ، درباره ي فرايند آموزش ، تقويت نکات مثبت و رفع مشکلات موردي ياد گيري ، مانند بدفهمي هاي دانش آموزان از موضوع درس ، انتظارات آموزشي معلم ، ايجاد تعامل بيشتر بين دانش آموزان ، و ... تصميم بگيرند . سنجش هنگامي به بهبود يادگيري و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان منجر مي شود که آن را به عنوان جزء تفکيک ناپذير فرايند يادگيري – ياددهي در نظر بگيريم و به طور مستمر و معني دار از آن استفاده کنيم . در اين مقاله تلاش شده است ، به پرسش هاي زير پاسخ داده شود : *سنجش مستمر به چه معناست ؟ * ارتباط سنجش مستمر با فعاليت هاي آموزشي چيست ؟ * سنجش مستمر داراي چه ويژگي هاي کليدي است ؟ * چگونه مي توان سنجش مستمر را طراحي کرد؟ * چگونه مي توان فرايند آموزش را بر اسا س سنجش مستمر ، پيش برد ؟ * براي اعتبار بخشي به سنجش مستمر ، چه بايد کرد؟ سنجش مستمر به چه معناست ؟ چگونه مي توانيم آموخته هاي دانش آموزان را درست و واقعي مورد سنجش قرار دهيم ؟ اين پرسشي است که هر معلم هوشمندي را با چالش روبه رو مي کند و او را به تفکر وا مي دارد . اما هنگامي مي توانيم به اين پرسش پاسخ دهيم که قبلأ هدف از آموزش را درک کرده باشيم . فرايند سنجش ، بيش از ارزشيابي صرف است . در واقع سنجش به سندي منطقي مي انجامد که چگونگي يادگيري دانش آموز را نشان مي دهد . سنجشي که درک و فهم ما را نسبت به يادگيري دانش آموزان توسعه و پرورش دهد ، مهم تر از آزموني است که در پايان هر دوره ي آموزشي و يا هر واحد درسي به عمل مي آيد . اين نوع سنجش (مستمر ) ، نيازمند آگاه کردن دانش آموزان و معلمان از اين موضوع است که دانش آموزان چه چيزي را به درستي درک کردهاند و چگونه بايد آموزش و يادگيري را ادامه بدهند . اين نوع سنجش ، تلفيقي از عملکرد و بازخورد است که به طور دقيق ، آن چه را که دانش آموزان براي پيشرفت و توسعه ي درکشان از موضوع يا مفهومي خاص نياز دارند مهيا مي کند . به اين نوع سنجش ، « سنجش مستمر » گفته مي شود . به کلامي ديگر ، سنجش مستمر به فرايند آماده کردن دانش آموزان از طريق ارائه ي باز خورد هاي روشن براي درک عملکردشان به گونه اي که به بهبود عملکرد بعدي شان کمک کند ، گفته مي شود . ارتباط سنجش مستمر با فعاليت هاي آموزشي چيست ؟ ايده ي سنجش مستمر در آموزش و پرورش ، جديد نيست . تقريبأ بيشتر روش هاي جاري سنجش ، در سنجش مستمر سهمي دارند . سنجش مستمر شامل همه ي ابزار ها و روش هايي است که معلم و دانش آموزان را از چگونگي پيشرفتشان در فرايند يادگيري – ياددهي آگاه مي کند . ويژگي هاي کليدي سنجش مستمر عبارت اند از : o ارتباط سنجش هاي به عمل آمده با هدف هاي اصلي درس ها : مطمئن شويد که سنجش هاي شما روي مفاهيم اصلي واحد درسي متمرکز شده اند . o تععين ملاک هاي موفقيت دانش آموزان در انجام تکاليف و وظايف يادگيري : اطمينان حاصل کنيد که همه ي دانش آموزان کلاس درس از اين ملاک ها به خوبي آگاهي دارند . o استفاده از سنجش به عنوان ابزاري براي آموزش : دانش آموزان بايد ياد بگيرند که چگونه از طريق مطالعه ي نتايج سنجش ها ، مشکلات آموزشي خود را رفع کنند . o ارا ئه ي بازخورد به دانش آموزان براي اصلاح و بهبود عملکردشان و هدايت آنان براي موفق شدن در انجام تکاليف و و ظايفي که به عهده گرفته اند . به منظور سنجش مستمر ، مي توانيد علاوه بر آزمون هاي پايان درس ، از بحث هاي کلاسي ،پرسش و پاسخ ، انجام پروژه توسط دانش آموزان ، خود سنجشي ، سنجش از طريق هم کلاسي ها و ... استفاده کنيد . مراحل سنجش مستمر 1 – خلق ملاک هاي موفقيت براي درک عملکرد دانش آموزان ، به ملاک هايي نياز داريم که : · روشن و واضح باشد . · با هدف هاي اصلي آموزش مرتبط باشند ؛ · هر دانش اموزي در کلاس درس از آن ها آگاه باشد و درکشان کند . 2 – آماده کردن باز خورد هاي مفيد براي آن که باز خورد ها مفيد باشند ، رعايت نکات زير ضروري است : * ارائه ي باز خورد به طور مکرر در ارتباط با در ک عملکرد دانش آموزان طي فرايند يادگيري – ياددهي . بعضي از بازخورد ها را مي توانيم از قبل تهيه و طراحي کنيم . * ارائه ي بازخورد به صورتي که به دانش آموزان اطلاع دهد ، نه تنها تکاليف خود را به خوبي انجام داده اند يا خير ، بلکه براي انجام بهتر و پيشرفت در کارشان چگونه بايد عمل کنند . * ارائه ي بازخورد هايي که به توالي و ادامه ي فعاليت هاي ياد گيري شکل دهند . * ارائه ي بازخورد از سوي افراد گوناگون ( معلم و هم کلاسي ها ) به جنبه ها و ابعاد گوناگون تکاليف انجام شده با تکاليفي که دانش آموز در حال انجام آن هاست . چگونه ميتوان سنجش مستمر را طراحي کرد ؟ براي طراحي فرايند سنجش مستمر ، بر اساس هدف هاي اصلي آموزش ، ملاک هاي موفقيت دانش آموزان را در انجام تکاليف تععين کنيد . براي مثال ، اگر مي خواهيد دانش آموزان درباره ي درکشان از مفهومي خاص مقاله اي بنويسند ، اولين قدم در سنجش مستمر اين است که بررسي کنيم ، آيا دانش آموزان مفهوم مورد نظر را به خوبي درک کرده اند يا نه ؟ براي آگاهي از اين امر ، فرصت هايي را در فرايند آموزش براي سنجش پيشرفت درک دانش آموزان ايجاد مي کنيم تا دانش آموزان درباره ي عملکردشان ، بازخورد هاي لازم را دريافت کنند . چگونه مي توان فرايند آموزش را بر اساس سنجش مستمر پيش برد ؟ همان طور که گفته شد سنجش مستمر ، فرايندي است که طي آن ، دانش آموزان درباره ي نحوه ي عملکردشان و به منظور بهبود آن بر اساس ملاک هاي از قبل تعيين شده در ارتباط با هدف هاي آموزشي ، بازخورد دريافت مي کنند . بازخورد ها علاوه بر اين که نحوه ي اصلاح و بهبود عملکرد را به دانش آموزان نشان مي دهند ، آنان را از هدف هاي اصلي آموزش نيز آگاه مي کنند . اگر شما ملاک هايي را براي سنجش عملکرد دانش آموزان فراهم کرده ايد ، به آنان نيز اجازه دهيد ، ملاک هايي را به مجموعه ملاک هاي شما اضافه کنند . در ضمن ، ملاک هاي سنجش موفقيت را در اختيار دانش آموزان بگذاريد تا آنان از ارتباط ملاک ها با هدف هاي آموزش ، آگاه شوند . براي ارائه ي بازخورد به دانش آموز از سوي هم کلاسي هايش ، الگويي را فراهم کنيد تا آنان بتوانند بر اساس آن و براي بهبود عملکرد دانش آموز ، به او بازخورد مؤثر بدهند . در اين ارتباط ، تهيه ي کار نما و دفتر چه ي ياد گيري مفيد است . بنابراين ، نه تنها از سنجش بايد براي قضاوت در باره ي نحوه ي عملکرد دانش آموزان استفاده شود ، بلکه از آن مي توان ، براي اصلاح و شکل دادن به برنامه ي درسي و آموزش نيز بهره گرفت . براي اعتبار بخشي سنجش مستمر ، چه بايد کرد ؟ در اعتبا ر بخشي به سنجش مستمر فعاليت ها و عملکرد دانش آموزان ، پاسخ به پرسش هاي زير بسيار مؤثر است : § آيا ملاک هاي موفقيت عملکرد ، به طور روشن و واضح تعريف شده اند ؟ § آيا ملک هاي موفقيت ، با هدف هاي آموزش ارتباط دارند ؟ § آيا فرصت هاي آموزشي لازم براي ارائه ي بازخورد به عملکرد دانش آموزان را فراهم کرده ايد ؟ § آيا بازخورد هاي لازم براي اصلاح عملکرد دانش آموزان را تهيه کرده ايد ؟ § آيا در طرح سنجش ، فرصت هاي لازم براي ارائه ي بازخورد به وسيله ي خود ، هم کلاسي ها ، و دانش آموز را پيش بيني کرده ايد ؟ § آيا چرخه ي سنجش مستمر ي که تهيه کرده ايد ، به دانش آموزان کمک مي کند تا هدف هاي آموزش و چگونگي عملکردشان را درک کنند ؟ وظیفه آموزش این است که ذهن های خالی را به ذهن های باز تبدیل کند نه ذهن های پر. پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تا حدود زیادی بستگی به شرایط محیطی و نحوه برخورد معلمان و اطرافیان دارد . فضایی که نوجوانان در آن پرورش می یابند باید به گونه ای باشد که موجب موفقیت آنها گردد. برخورد معلم باید منطقی بوده تا دانش آموز را در مسیر موفقیت قرار دهد و دانش آموز اعتماد به نفس پیدا کند و از خود انتظار موفقیت داشته باشد زیرا موفقیت هم چون نردبانی است که وقتی شروع شد تا آخرین پله ادامه می دهد. بنابراین می توان گفت رابطه معلمان و شاگردان و مسئولان دیگر دبیرستان می تواند موفقیت دانش آموزان را تحت تاثیر قرار دهد و از ترک تحصیل جلوگیری کند. برخورد معلم و اولیای دبیرستان باید به گونه ای باشد که دانش آموز از طریق دستکاری اشیا ‚آزمایش‚جمع آوری اطلاعات ساختن و خلق کرد مباحث ومشارکت در کارهای گروهی‚گوش دادن‚خواندن و اکتشاف به تجربه یادگیری بپردازند و بدین وسیله از ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری نمایند . همچنین استفاده از تشویق های مادی و غیر مادی مفید است . استفاده بیشتر معلمان از تشویق های کلامی و تشویق در جمع در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نقش بسزایی دارد و هم باعث جلوگیری از افت تحصیلی دانش آموزان می شود. شیوه برگزاری امتحانات(شیوه ارزیابی) هدف عمده در مدرسه پیش بردن یادگیری دانش آموزان است . تمام فعالیت های مدرسه باید متوجه همین هدف باشد . زیرا مقدار و نوع یادگیری دانش آموزان است که میزان فعالیتهای مدرسه را روشن می کند. هرگاه دانش آموز مطلبی را یاد بگیرد ‚این امر موجب تغییر رفتار وی خواهد شد و به عبارت دیگر تجارب یادگیری موفقیت آمیز موجب تغییراتی در رفتار دانش آموز می شود. بوسیله ارزیابی و امتحان است که معلم می تواند اثر کوششهای خود را بفهمد و یا بداند که چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسیدن به هدفهای مورد نظر کمک کند و خود نیز تا چه حد موفق بوده است. چنانچه امتحان به جای اینکه یک وسیله باشد ‚یک هدف اصلی به شمار آید و این بر کل فرایند آموزشی اثرات سو می گذارد و هدفهای حقیقی آموزش و پرورش را به مخاطره می اندازد.در چنین حالتی امتحان بر چگونگی تدریس و یادگیری تاثیر گذاشته و دانش آموزان فقط برای کسب نمره و قبول شدن در امتحان فعالیت می کنند . دانش آموزان برای دریافت نمره به حفظ کردن مطالب می پردازند و در نتیجه قدرت تفکر و استدلال و نو آوری فراگیران ضعیف می گردد و موجب خستگی آنها از درس و معلم می شود. همه این موارد منجر به عدم پیشرفت و افزایش میزان افت تحصیلی و در نهایت ترک تحصیل دانش آموزان می گردد. استفاده از شیوه های صحیح امتحان یا ارزیابی پیشرفت تحصیلی ‚نه تنها معلم را قادر می سازد که دانش آموزان خود را در رسیدن به هدفهای آموزش و پرورش راهنمایی کند بلکه بر اساس ارزیابی مداوم می تواند روش تدریس را نیز ارزیابی کند.به این ترتیب می تواند از ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری کند. بنابراین امتحان وسیله ای نیست که تنها در پایان مراحل تحصیل و برای انتخاب افراد مستعد و شایسته تر به کار رود ‚ بلکه امتحان باید به طور مداوم و در جریان تدریس باشد و در موقعیت های مختلف انجام گیرد.
نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 22:38 | لینک  | 

روش تدریس مبتنی بر مهر ورزی 1- مقدمه برای داشتن جامعه ای سالم و موفق ومهر ورز باید ابتدا نظری به مدارس انداخته و این بارز ومبین است که بعد از خانواده تربیت کننده افراد یک جامعه آموزش وپرورش است وحتی بعضی مواقع مفید تر و موثر تر از خانواده اثر گذار می باشد چنانچه نظری به کلمه گفته شده داشته باشیم (( آموزش و پرورش )) می بینیم که مکمل و کامل کننده آموزش ، پرورش می باشد و خود کلمه آموزش تعلیم هر چیزی می باشد درس ، اخلاق ، رفتار ، اعمال پرورش و....پس پرورش نه فقط در خود کلمه بلکه در آموزش نیز نهفته شده است در سراسر دنیا و جهان آموزش را فقط از نظر کتابی ، اطلاعاتی ، کسب اطلاعات علمی و مطالب هایی که فقط در کتب وجود دارد در نظر گرفته و آموزگار که به معنی اندرز گو وراهنما است فقط به کار تدریس مشغول است و اطلاع دهنده کتابهایی می باشد که در اختیار دارند و هیچگونه به مفهوم اصلی اموزگاری ، که اندرزگویی وراهنمایی است نمی پردازد و بطور کلی از مفهوم های اصلی دور شده بنابراین می بینیم که هر روز به افراد جوامع بشری که دارای خوی وخصلت ها ورفتارهای پرورش نیافته و کنترل نشده است افزوده شده و جوامع را با مشکلاتی زیاد رو برو می کنند پس یک معلم باید تعلیم دهنده واقعی باشد تا بتواند ضامن جامعه ای سالم و قانونمند باشد 2- نگرشی براین شغل یک معلم باید آنقدر مهارت در کارش داشته باشد تا هیچ زمان در حین تدریس با مشکلات روبرو نشود و هنرمندانه نه فقط به کار تدریس بلکه همزمان به کار تعلیم و تربیت ، سازندگی روح وفکر دانش آموز بپردازد آن زمان است که موفقیت واقعی را ایجاد می کند ولی اگر توانایی اجرا نداشته باشد حتی اگر از بهترین روش های تدریس که هر روز دچار تحول و تغییرات گوناگون می شوند آگاه باشد ، چاره ساز دانش آموز وکلاس وجامعه نخواهد بود ، حتی طرح درس هایی که یک معلم باید داشته باشد ، اگر بهترین شیوه وروش ومکتوب به همراه خود داشته باشد مو ثر واقع نمی شود . فردی که انتخاب گر این شغل است به دلیل حساس بودن نباید فقط آن را به عنوان یک شغل انتخاب کند ، در مرحله اول باید بر اساس علاقه و انگیزه و هدف والا و مقدس آن به این کار روی آورد ، زیرا اگر فردی بر اساس هدف و علاقه آن را انتخاب کند ، اگر در روز نه فقط 6 ساعت حتی اگر 12 ساعت مشغول تدریس ، تعلیم و تربیت و در کنار دانش آموزان باشد بدون کوچکترین استراحت نه این که احساس خستگی نمی کند بلکه پس از 12 ساعت کار در روز و به جای 24 ساعت ، 72 ساعت کار در هفته هیچگونه خستگی نخواهد داشت ، بلکه احساس آرامش وصف نا پذیری در وجودش خواهد بود ونتیجه کار او موثر است ولی چنانچه آن را فقط به عنوان یک شغل بداند حتی تحمل این کار خطیر در 6 ساعت غیر قابل تحمل است ، چرا که سختی کار فشار روحی و جسمی زیادی را بر او وارد می کند . 3-چگونگی عملکرد : یک معلم باید برای انتخاب این شغل در خود انگیزه داشته باشد ، زیرا در روز با افرادی روبرو خواهد شد که از نظر خانوادگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، روحی وروانی با هم متفاوتند و حتی بدون انگیزه ویا حتی کوچکترین علاقه ای پا به عرصه مدرسه می گذارند و فرار از منزل یا طرد شده از خانه به مدرسه می آیند و عده ای دیگر یا هدف ندارند یا اگر دارند خود نمی دانند چه هدفی باید داشته باشند سعی در این دارند که معلم خود را الگو قرار دهند با تقلید کردن از گفتار ، عقاید ، روش ، رفتار ، اعمال وحتی خصوصیات دیگر ...... برای آینده خود استفاده کرده آینده خود را بر اساس آن سازد هدف را در او بیابد ، هستند دانش آموزانی که با کوچکترین بر خورد و یا رفتار معلم خود سر نوشت و آینده خود را تغییر داده و می سازند چنانچه آن رفتار در شخصیت او اثر و نفوذ می کند بطوریکه هیچ چیز نمی تواند آن را خنثی کند ( انتخاب شغل ، راه و روش زندگی ....) . 4- چگونه بودن : یک دبیر برای موفقیت مفید و سود بخش باید هنگام ورود به کلاس قلبا و وجودا با نام خداو ورضای خدا وارد شود و آن مکان مقدس را همردیف مسجد یا عبادتگاه بداند (( در گذشته بطور کلی تعلیم و تربیت در دنیا بیشتر در مساجد و عبادتگاه صورت می گرفت و موفقیت نیز به همراه داشته )) و بداند که هر عمل ورفتار او از طرف دانش آموزان عکس العملی را در پی خواهد داشت و ریشه دار و........که سر نوشت و آینده او وجامعه را خواهد شناخت و بداند که با اخلاق و رفتار خود ((که متاسفانه عده ای سعی در تهذیب خود ندارند حداقل در مدارس )) می تواند دانش آموزی را از منجلاب بدبختی نجات دهد و یا بر عکس به منجلاب بدبختی بکشاند . همانطور که گفته شد اگر با خدا و یاد و حضور پروردگار عالم وارد کلاس شود و هر کاری که می کند برای رضای خدا باشد چون برای خداست پس در کارش خطا نخواهد بود و آن وقت مفید و مثمر ثمر خواهد بود و دانش آموز متوجه رفتار، اعمال، وایمان و خلوص نیت او خواهد بود و تلاشگر خواهد شد ، خود را به سطح بالاتر از هر نظر خواهد برد و آن خواهد بود که باید باشد . 5- آشنایی با روش کار : دانش آموزان باید قبل از شروع درس کاملا با روش تدریس و خصوصیات رفتاری و خواسته معلم از او در مورد درس و کلاس و هدف او در تمام موارد درس واخلاقی و غیره .... در طی سال تحصیلی آشنا شود و اینکه دلیل واهداف از آمدن خود را به مدرسه و کلاس و چرا به مدرسه می آیند و چه هدفی دارند و ..... بصورت پرسش وپاسخ وواضح آگاه شوند و در اولین جلسه وبدون مقدمه شروع به درس نکند آنهم بدون مقدمه و در جلسه اول و اگر نیاز باشد در جلسه دوم اهداف را با بحث و گفتگو مشخص کنند و مطالب لازم و ضروری را بیان کنند و هدف از رفتار هایی که در مقابل هر عمل دانش آموز خواهد داشت و چگونگی کار و حتی اینکه در کار خود قاطعانه خواهد بود و نظم و مقررات لازم و ضروری بر قرار خواهد بود ولی در زنگ تفریح همچنان دوست و خواهر یا برادری با محبت در کنار آنها خواهد بود و حتی حاضر به حل مشکلات دانش آموزان تا آنجایی که در اختیار و توان او خواهد بود انجام خواهد داد (که رفع مشکلات خود می توان راه گشای یاد گیری بهترباشد ) .www.zibaweb.com از همان روز اول هدف و انگیزه ایجاد کند و تقویت ایمان شود و هر صحبت را با مثالهای مقدس تفهیم کند تا او جایگاه خود را در کلاس درس بیابد و بداند که هیچ عملی بدون پاداش نخواهد ماند و همانطور که پاداش افراد مومن پرهیز گار که کار آنها انجام دستورات الهی است بهشت می باشد در غیر این صورت جهنم در انتظار انها خواهد بود و نتیجه اعمال خود را چه از نظر آموزش و چه از نظرپرورش رفتار و اخلاق و ..... خواهد دید و اینکه پرورش مقدم بر آموزش خواهد بود (پرورش نیز در آموزش نهفته است یعنی آموزش روح ورفتار)) یعنی پرورش در مرحله ابتدا و آموزش و درس در مرحله بعد قرار دارد (تفهیم آموزش پرورش ) . در این صورت دانش آموزان که خود راپایبند اعمال ، اخلاق ؛ و رفتار و....نیکو کند و هدف درس را متوجه شود ، با داشتن هدف انگیزه و رفتاری با شخصیت والا از آغاز سعی خواهد کرد آنطور که لازم است تلاش کند برای آینده ای بهتر و اینکه نباید امروز همان فردای دیروزی باشد و سعی در تغییر دادن خود به سمت بالاتر خواهد کرد و تلاش خواهد کرد که آگاهی خود را چه از نظر اجتماعی ، رفتاری ، روحی و درسی و علمی بیشتر کند این شعار او خواهد بود که امروز بهتر از دیروز وفردا بهتر از امروز باشد و در او انگیزه بهتر شدن و بهتر زیستن و به سطح بالاتر ارتقاءجستن ایجاد شود . 6- وارد و خارج شدن : چنانچه فرصتی پیش بیاید بهتر است قبل از دانش آموزان و یا حتی همگام با آنها وارد کلاس شده در آخر کلاس بنشینید بدون اینکه دانش آموزان متوجه شوند با رفتارهای طبیعی و واقعی دانش آموزان آشنا شده و می توان به کمک همان رفتار ها در پیشرفت درسی ، رفتاری واخلاقی به آنها کمک کند و اثرات نیکویی در دانش آموزان ایجاد کند . در پایان کلاس قبل از دانش آموزان از کلاس خارج نشود همگام یا دیر تر از دانش آموزان ، از کلاس خارج شود ، و با یکی از دانش آموزان بطور عادی و طبیعی مشغول صحبتهای لازم شود و بطور غیر مستقیم رفتارهای دیگران را در همان حال زیر نظر داشته باشد و از رفتار های آنها در حالت عادی استفاده کرده برای هدایت و راهنمایی و همچنین برای بر طرف کردن عیوب وایرادات درسی و اخلاقی . 7- نحوه بر خورد : چون تمام دانش آموزان از یک نوع شخصیت بر خوردار نیستند بر خورد با آنها باید بر اساس شخصیت ، فرهنگ ، چگونگی زندگی ، آگاهی اجتماعی و خانوادگی که دارند باشد و سعی کند با هر کدام آن طورکه لازم است رفتار کند و حتی این عمل دبیر باعث اعتماد و ....بیشتر در دانش آموزان خواهد شد چنانچه مشکلاتی درسی یا ناهنجاریهای رفتاری وشخصیتی در وجود دانش آموزانی که بدون هدف به مدرسه می آیند وجود داشته باشد ، این چنین دانش آموزان دارای مشکلات ونا هنجاریهای فراوان هستند و در هر مکانی قرار بگیرند درد سر ساز خواهند بود ، چنین افرادی حتی ممکن است برای تخلیه خود از آن مشکلات و ناهنجاریها و اشباع فشارهای روحی وروانی به هر شکلی سعی در اخلال کلاس کار دبیر اذیت و آزار هر فردی که با او روبرو می شود داشته باشد فرقی ندارد که چه شخصی است و ...مخصوصا اگر نقطه ضعفی از فرد مقابل یا دیگر افراد پیدا کند برای بهتر شدن این چنین دانش آموزان نباید با تندی و عجولانه قضاوت و کاری انجام داد و فورا آنها را از کلاس اخراج یا به دفتر مدرسه فرستاد . زیراباچنین کاری نه اینکه ناهنجاریهای او بر طرف نمی شود بلکه بعد ها به شکلها وشیوه های دیگری نشان داده خواهد شد و اگر در ظاهر خوب شود موقتی خواهد بود و اثر سازنده نخواهد داشت برای او وکلاس درس ، بلکه باید با صبوری و حوصله در هر زمان و فرصت مناسب زمان تدریس یا زنگ تفریح بر خوردی مناسب داشت . 8- چگونگی استفاده از مطالب : با استفاده از مطالب در حین تدریس فرقی نمی کند که مطلب مربوط به کدام درس است می توان از هر مطلبی استفاده و با مثالهایی که با مطالب درسی تشابه دارد غیر مستقیم فهماند که چنین رفتارهایی چه اثرات زیانباری به همراه خواهد داشت این کار بر روی خصایص اثر نیکو خواهد داشت ، بطوریکه او متوجه نشود که فردی خاص را در نظر گرفته و هدف او یا شخص خاصی می باشد زیرا ممکن است به لجاجت بر خیزد . بطور مثال : درس غلوم تجربی با هر مطلب درس می توانیم یک مطلب با ارزش شخصیت سازی مثبت را نیز بیان کنیم .مثلا درس چرا از ماشین استفاده می کنیم در حین درس دادن صحبت می کنیم ماشین ها چگونه کارهای ما را آسان می کنند و در گذشته ماشین و ابزار چگونه بوده و اکنون چگونه پیشرفت کرده و.... در کنارش مثالهایی را می زنیم که افرادی که ماشین های بهتری دارند می توانند بدون مشکلات و خیلی راحت تر و آسانتر کارها را انجام دهند و همزمان مثالهایی را می زنیم که رفتار ، اخلاق نیکو، متانت ، ایمان ، صبر ، حوصله و ... که انسان در ارتباط با دیگران به کار می برد مانند همان ماشین (ابزاری) است که انسان استفاده کند و با آرامش و راحتی بیشتر به زندگی ادامه دهد و .... یا با تدریس درس بازده ، مقاومت و اصطکاک درون ماشین بازده را کم می کند می توان از اعمال و رفتارها و.... که می توانند مانند مقاومت و اصطکاک باشند و جلوی پیشرفت او را در زندگی بگیرند و بازدهی زندگیشان را به سطح پایین آورده وباعث شود تا دوستان کمتری داشته و افراد از او دور وفراری شوند بطور کلی می توان با هر کدام از مطالب کتاب یک مسئله را بیان کرد که بتواند در دانش آموزان انگیزه ، هدف ، علاقه به درس و علاقه به بهتر شدن درتمام خصوصیات رفتاری خود را پیدا کند و او را افرادی تلاشگر کند که امروزش بهتر از دیروز و فردایش بهتراز امروز شود به همین شکل که پیش می رود با هر تدریس که فرقی ندارد کدام کتب درسی می باشد یک مطلب که به درس نزدیکتر باشد بیان شود با این روش نه فقط دانش آموزان درس را به خوبی یاد می گیرند بلکه علاقه به درس و هدف پیدا می کنند و آینده خود را به سطح بالاتر ارتقاء خواهند داد ، به درس علاقه مند می شوند هدفدار شده برای خودش ارزش قائل می شود (( هستند دانش آموزانی که حتی برای خودشان ارزش قائل نیستند )).www.zibaweb.com 9- ارتباط : وقتی معلم در دانش آموز انگیزه ، هدف و علاقه به درس را ایجاد کند به او علاقمند می شود و می تواند با او به راحتی ارتباط بر قرار کند و حتی در حادترین مسائل و مشکلاتی که در زندگی دارد و توانایی گفتن انها را ندارد برای رفع آنها سعی کند بوسیله همان دبیر و کمک از او به بر طرف کردن و حل آنها کوشش کند و اعتراف به بعضی از اعمال و رفتارهای نا درست خود کند و تقاضا کمک و یاری برای رفع آنها داشته باشد و راه حلهایی از ایشان بخواهد برای رفع مشکلات ریشه دار که خود مسبب آنها بوده و معترف به آنها که البته نباید او را تنها گذاشت باید تا آنجا که توان است برای رفع آن ناهنجاریها بتواند بایاری خداوند و صبر و حوصله و شکیبایی و راه حلهای مناسب در زمانها مناسب (زنگ تفریح)همچون یک دوست در کنار او بوده و به درد دل او گوش کند و با راهنمایی هایی که در وجود او اثر بخش می باشد او را یاری دهد چنانچه مطالب گفتنی زیاد باشد و زمان کم می شود و فرصت زیادی نیست از او بخواهد قبل از شروع به صحبت با او تمام حرفهایش را بر روی کاغذ بنویسد تا بتواند با خواندن آن از وقت کم زنگ تفریح و استراحت بهترین استفاده را بکند البته چون دانش آموز با اطمینان کامل و اعتماد به او روی آورده باید مطالب بیان نشود و با او طوری صحبت شود که اثرات ریشه دار باشد نه اینکه بعد از مدتی آن اثر خنثی شود . 10-افراد نا آرام : دانش آموزانی هستند که اعمال و سخنانی نادرست برایشان عادی و طبیعی است و فرقی نمی کند که طرف مقابل او چه کسی است و چگونه باید رفتار کند و چه کلماتی را بیان کند (پدر ، مادر ، مدیر مدرسه ، یامعاون ویا دبیر و ...)البته مقصر نیستند بلکه بعلت فقر فرهنگی ، اجتماعی ، مادی ، خانوادگی و.... می باشد که خود در آنها از کودکی دخیل نبوده و در ارتباط با چنین افرادی باید طوری رفتار کرد که بدنند مقصر نیستند و به راحتی می تواند تغییر خصوصیات رفتاری بدهند ، پس ابتدا باید آگاهی های لازم را داده تا بتوانند رفتارشان را تغییر دهند و این نیز کافی نیست زیرا خانواده های آنها آگاهی درست ندارند و لازم است که نه فقط این آگاهی ها را به آنها داد بلکه خانواده هایشان را نیز آگاه کرده تا اثرات آن نیز در خانه پایدار باشد و حتی مشکلات رفتاری و شخصیتی او بر طرف شود و دانش آموز احساس امنیت راحتی خاصی به او دست بدهد و بداند که در محیط مدرسه جایگاه دارد و به او بها داده می شود هدف پیدا می کند با کمال میل برای ساختن آینده و شخصیت بهتر برای فردای خود سراپا گوش درس و با علاقه شدید و انگیزه به تلاش و یادگیری درس می پردازد، آن زمان است که روش های تدریس یک دبیر موثر خواهد بود در غیر این صورت هر چه تلاش کند بی اثر خواهد بود و بازده کاری پایین خواهد بود حتی فقط کافی است که یک چنین فرد نا به هنجار در کلاس درس باشد دبیر درس را شروع می کند با بهترین طرحهای درسی و روشهای تدریس شروع به تدریس می کند درست در اوج درس آن دانش آموز با حرکاتی یا رفتاری و یا صدا های ناهنجار می تواند نظم کلاس را به هم بریزد و نه فقط خودش از درس و یاد گیری دور می شود دانش آموزان را نیز به خنده در آوردن یا ... از درس دور می کند و معلم همه زحماتش بی نتیجه می شود بطوری که دبیر از کلاس فراری و حاضر به مراجعه به آن کلاس نیست و هستند معلمینی که حتی با گریه از چنین کلاسهایی خارج شده و به خاطر چنین افرادی ، پس قبل از درس و آموزش درس باید به فکر پرورش و آموزش شخصیتی بوده تا او را که بصورت خاری در کلاس است ابتدا تبدیل به گلی زیبا نموده تا به کلاس زیبایی دهد و آرامش کلی در کلاس بر قرار شود و در این صورت حتی اگر دبیر در کلاس نباشد دانش آموزان کار خود را شروع می کنند زیرا با روش کار دبیر کاملا آشنایی دارند و می دانند یک دانش آموز در کلاس باید چگونه باشد ، و چه کار هایی انجام دهد زیرا برای خودش ارزش قائل می شود ، سعی می کند با حرکات و سر وصدا های بی جا شخصیت خودش را زیر سئوال نبرد و می داند که برای هدفی به مدرسه آمده و آنقدر درک پیدا کرده که بداند چه باید بکند و چگونه باید باشد . 11- ارزشیابی : یکی از عاملهایی که باعث می شود فردی در جامعه دست به اعمال نا مشروع یا نادرست بزند مانند تقلب ، کم کاری و خیلی کار های خلاف دیگر و راه درست ، یا کار درست را انتخاب نکند و یا عکس ان را ، بر می گردد به دوران تحصیلی او و نحوه رفتاری که هنگام بر گزاری امتحانات داشته و اینکه آگاهی کافی از اهداف اصلی امتحان گرفتن را نداشته و فقط هنگام بر گزاری به بدست آوردن نمره بالاتر یا قبولی فکر می کرده و همان دلیل باعث شده که برای بدست آوردن نمره دست به هر عملی مانند تقلب و غیره بزند و از روشهای مختلفی استفاده کند تا مراقبین مطلع نشوند و به این کار آنقدر ادامه داده تا اینکه مهارت کامل بدست آورده و زمانی که وارد اجتماع می شود با ترفند های بهتر و متفاوت تری به کار خود ادامه می دهد ، حتی چنین افرادی اگر صاحب شرکت ، کارخانه ویا تولید کننده ای شوند دست به هر کاری می زنند ساخت وسایل تقلبی و غیره ، پس برای اینکه جامعه دچار چنین معضل هایی نشود باید در مدارس شیوه هایی به کار گرفته شود تا افرادی را که به جامعه تحویل می دهند باعث بهتر شدن جامعه شوند نه اینکه مشکل آفرین . چنانچه فردی بداند اهداف امتحان فقط کسب نمره نیست و با اهداف اصلی آگاه شود و موضوع امتحان تفهیم و باز شود حتی اگر مراقبین در هنگام بر گزاری امتحان حضور نداشته باشند از او خطایی سر نخواهد زد . قبل از اولین جلسه امتحانات کلاس بوسیله خود او با روش پرسش و پاسخ او را باید از اهداف آزمونها آگاه کرد و به شور و مشورت بگذارند اهداف چیست ؟ مثلا دانش آموز به این روش یعنی گرفتن آزمون از اطلاعات . آگاهی های خود با خبر می شود تا بتواند اطلاعات خود را بالا ببرد نه نمره خود را و در جلسه های بعد کدام مطلب را کمتر بخواند و یا بیشتر و برای رسیدن به معلومات بیشتر تلاشگر شود . و تفهیم قبح و ضررهای تقلبی و استفاده از مظلب دیگران با مثالهای متفاوت با این اوصاف و ایجاد انگیزه ؛ برای بر گزاری صحیح امتحانات و آگاهی از آزمون های کتبی و علل واهداف با علاقه بیشتری پیشگام بر گزاری آن خواهد شد ، و درس را با تلاش بیشتری خواهد خواند و همچنین بدون کوچکترین خطا به جواب دادن سئوالات خواهد پرداخت بطوریکه حتی اگر آنقدر نزدیک و در کنار هم باشند و پاسخ برگه های همدیگر را ببینند و حتی دبیر در کلاس نداشته باشد حاضر به تقلبی یا نوشتن جواب از روی برگه دیگری نخواهد کرد ، متاسفانه فرهنگ امتحان گرفتن آنقدر ضعیف است که زمان برگزاری امتحان همیشه سعی می شود فاصله یا مانع بین دانش آموزان(حتی دانشجویان ) قرار گرفته شود که این خود محرک تقلبی می باشد . و اعتماد به نفس آنها را ضعیف کرده و شخصیت آنها زیر سئوال رفته و شخصیت سازی نمی شود بلکه این روش ها و امثال آنها باعث شده که آنها زمانی که اجبار هست راه درست بروند در غیر این صورت خطا کنند البته گرفتن آزمون و روش صحیح کردن آنها باید به یک روش نباشد و باید از روش های گوناگونی که اثر پیشرفتی و سازندگی ، فکری ، روحی، اجتماعی، شخصیتی داشته باشد استفاده شود و دلیل استفاده از هر روش نیز باید به اطلاع آنها برسد تصحیح برگه به وسیله دبیر –به وسیله دانش آموزان ، دارای نمره بالاتر و توسط خود دانش آموز و فواید هر کدام باید به اطلاع آنها برسد . مثلا وقتی دانش آموز با نمره بالاتر برگه ای را صحیح می کند که خود نیز تشویقی برای او می باشد ، و سعی در ادامه تلاش دارد و انگیزه بهتری پیدا می کند و دیگران نیز برای این کار تلاشگر خواهند شد البته زیر نظر دبیر عملا با دادن نمره حق یاد می گیرد که هیچ وقت حق دیگران را ضایع نکند و بهانه ای است تا ارتباط صحیح با افراد دیگر را عملا یاد بگیرد ، وقتی برگه توسط خود دانش آموز صحیح شود و نمره حق را به خود دهد و عدالت را برای خود بر قرار کند که البته با این کار امتیازاتی کسب می کند و خواسته شود جوابهای غلط را با خود کار رنگ دیگر بنویسد و برگه صحیح شده تحویل دهند که البته در این جا فواید آن نیز گفته شود باعث خود سازی ، اعتماد به نفس ، جلب اعتماد دیگران ، خود شناسی ، بیداری وجدان و ....به همراه خواهد داشت ، روش های مختلف امتحان همراه با تفهیم آن نه فقط ارتقاء تحصیلی دارد بلکه از نظر شخصیت سازی ، ارتباط اجتماعی ،رعایت عدالت ، خود سازی ، اعتماد به نفس و........ توانایی های خود را محک زده و خداوند را ناظر اعمال دانسته ، بیدار ی وجدان و از بین رفتن حسادت ها ، ایجاد دوستی و محبت و.... را عملا در وجودشان ریشه زده پس همین گرفتن امتحان یا آزمون با آگاهی یا بدون آگاهی با تقلب یا بدون تقلب و .... می توان فرد را به گمراهی ، منجلاب . نابودی و .... بکشاند و یا باعث نابودی زندگی دیگران شود ، و یا یک فرد را به سطح بالایی از زندگی پر سعادت و نیکبختی و .... برساند . 12- فعالیت : متاسفانه در جامعه و ادارات ، افراد جامعه از 8 ساعت کار روزانه که باید 8 ساعت کار مفید باشد عده ای حتی در روز 1 ساعت کار مفید انجام نمی دهند علل آن نیز نتیجه بخش دوران تحصیلی او باشد ، و دقایق آخر زنگ (10 الی 15 دقیقه آخر ) متاسفانه در اکثریت مدارس عادت شده انتظار زنگ را می کشند ، بنابراین کتابها بر داشته و شروع به صحبت های بیهوده می شود ، و کم کم عادت دانش آموز شده و یادگیری ناددرست سپس چنین افرادی وقتی وارد جامعه شد و به کار مشغول شوند چگونه می شود انتظار داشت که در روز 8 ساعت کار مفید داشته باشد او در دوران تحصیلی ، آموزش بی نظمی ، بی برنامه گی ، بی هدفی ، و از زیر کار در دفتن و ....آموخته و اثر منفی آن همیشه به همراه خود دارد . ولی اگر بدانند که وقت طلاست و ارزش دارد هر ثانیه که بگذرد باید مفید باشد ، و زمان بر نمی گردد و باید فعالیت داشته باشد تا آینده ای موفق نصیبش شود ، این کار باعث عادت و شخصیت سازی او خواهد شد ، چنانچه برای هر ثانیه ارزش قائل شود بنابراین فردی خواهد شد که در تمام روز کار مفید خواهد کرد و 8 ساعت کار مفید خواهد داشت . معلم باید با هدف عشق و علاقه به این شغل وارد کلاس شود وقتی با هدف و عشق به این شغل باشد خود به خود با علاقه به تدریس می پردازد((طوری که پایان کلاس حتی متوجه صدای زنگ نمی شود )) و شوق و علاقه در چهره او روی دانش آموزان نیز اثر خواهد کرد ، برای تدریس باید مانند یک هنرمند ماهر باشد و از تمام فنهای صحیح و اثر بخش برای تدریس استفاده کند نه فقط یک روش در یک جلسه درس ، تمام روشها .فنها را برای تدریس بکار ببرد حتی برای خود او نیز خسته کننده نخواهد بود چه برسد به دانش آموزان که ببینند در یک جلسه هر چند دقیقه یکبار به یک شیوه درس را یاد می گیرند بنابراین خسته نشده همین تنوع باعث می شود که مطالب آموزش داده شده در ذهن او حک شود باید با استفاده از مهارت ها دقت آنها را آزمایش کند و عملا به آنها بیاموزد که در زندگی باید هوشیار باشد و اشتباهاتی ممکن است باشد باید دقت داشت و سرعت عمل بنابراین برای رشد چنین دقتهایی و نپذیرفتن هر موردی زیرا ممکن است درست نباشد گاه گاهی کلمه ای اشتباه نوشته شود یا گفته شود که باید سریع متوجه شوند ، اولین نفر که متوجه شد مورد تقدیر قرار گیرد ، این کار در آنها علاقه ایجاد کرده و دقت و سرعت عمل آنها را تقویت می کند که لازمه هر زندگی می باشد . 13- قدرت بیان : در هنگام پاسخ دادن به سئوالات باید سعی کرد به دانش آموزان اجازه دهیم که در جواب دادن آزاد باشند حتی اگر جواب اشتباه می دهند ((سئوالات شفاهی پرسش کلاس )) با این کار اجازه می دهیم که قدرت بیان داشته باشد و ترس از مورد تمسخر قرار گرفتن در او ایجاد نشود . ابتدا باید اجازه بدهیم کل دانش آموزان جواب دهند خواه صحیح یا غلط البته مقداری شلوغی در کلاس ایجاد می شود ولی باید حوصله داشت زیرا اثری بسیار مفید دارد هم در یاد گیری درس و هم در آینده او حتی دانش آموز خجالتی و منزوی خود به خود عادت به حواب دادن می کنند و با شوق و علاقه به پاسخ سئوالات می پردازند دانش آمورانی که قدرت بیان ، حتی لکنت زبان و یا شهامت بیان ندارند جذب شده و ترس از اشتباه را نداشته و با اعتماد به نفس جذب گفتن می شوند وبه سطح بالاتر رشد کرده با این کار افراد توانایی گفتن بیان پیدا می کنند و همیشه باید فرصت کافی برای جواب دادن داده شود تا آنهایی که اعتماد به نفس ، قدرت بیان ندارند یا شرم و.... ترس از اشتباه گفت و مورد تمسخر قرار گرفتن دیگران را دارند از بین برود . با این روش ها دانش آموزان که اجازه جواب دادن پاسخ غلط را نیز دارند به تمسخر یکدیگر نپرداخته و توانایی های آنها قوی خواهد شد آینده ای بهتر در جامعه داشته و گوشه گیر ، منزوی نخواهد شد خیلی از افراد هستند که در جامعه به خاطر ترس از غلط بیان کردن و مورد سر زنش قرار گرفتن (که ریشه در دوران تحصیلی دارد )سکوت کرده و کم کم قدرت بیان را از دست داده و توانایی صجبت کردن در جمع را ندارد ((در صورتی که می تواند بهترین نظریه های سازندگی را داشته باشد )) پس پاسخ دادن حتی اگر غلط باشد چنانچه اجازه داده شود و سر زنش نشود بلکه مورد تشویق قرار گیرد ، اثر نیکویی در بیان و آینده افراد خواهد داشت البته پرسش باید از آسانترین شروع شده سپس آرام آرام به سخت پرداخته شود ، در این صورت نیز قدرت بیان و اعتماد به نفس بالا تقویت شد باید ذهن و سرعت عمل را نیز با چند سئوال به صورت مسابقه ای تقویت کرد . 14- تشویق و تنبیه : یکی از عواملی که می تواند انسان را به رشد وتکامل که در زندگی خصوصی و اجتماعی لازم است برساند تشویق وتنبیه است که می توان گفت بسیار مفید ، موثر و اثر گذار می باشد ، البته باید درست بجا و به موقع باشد همانطور که خداوند متعال نیز برای بندگانش تشویق و تنبیه (بهشت وجهنم) را قرار داده باید همیشه به همراه افراد باشد تا فرد بتواند راه متعالی را در پیش بگیرد . پس از خانواده اثرش از مدارس شروع می شود ، رشد ، یادگیری درسی، رفتاری ، اخلاقی ، شخصیتی ، اجتماعی و .... است . البته عادلانه ، زیرا اگر درست و به جا و به حق نباشد و فقط بر اساس علایق شخصی باشد . آن وقت است که در وجود فرد ریشه منفی زده خواهد شد . چه بسا که در مدارس همین تشویق ها و تنبیه های نادرست چه افرادی را وازده یا فراری یا به خود کشی و ...کشاند که می توانستند سازنده و خلاق باشند ولی آن شده که نباید شود و چنین افرادی نیز وقتی وارد جامعه می شوند چنانچه صاحب منصب ، پست یا مقامی شوند خود نیز روش های نا بجایی که آموخته اند به کار می برند و افرادی را تشویق یا تنبه خواهند کرد که سزاوار آن نیستند و افرادی که شایستگی آن را دارند زمانی که شاهد چنین اعمالی باشند سر خورده شده یا بی علاقگی به کار ادامه می دهند وچنین افرادی چنانچه در جامعه وارد شوند چون عملا یاد گرفتند که تشویق و تنبیه مربوط به افرادی است که شایستگی و سزاوار آن نیستند و تفاوتهای بی جا گذاشته می شود ، بنابراین با صداقت و درستکاری انجام وظیفه نخواهد کرد بنابراین چگونه انتظار می رود این چنین جامعه ای موفق باشد و افراد آن با میل ، علاقه به کار . کار آفرین باشند و استعداد های ذاتی آنها شکوفا ورشد کند و ثمره موفقیت را ایجاد کند با تاسف باید گفت این چنین زیاد است و افرادی مورد تشویق قرار خواهند گرفت که شایستگی آن را نیز ندارند و تنبیه مربوط به افرادی نیز می شود که مستحق آن نیستند ((و این ریشه اش از مدارس گرفته می شود )). بنابراین باید تنبیه و تشویق هر دو با در نظر گرفتن خدای متعال ، وجدان و عدالت و غیره انجام شود که البته آن هم بصورت درست به موقع و به جا فردی اگر حتی فقط بصورت جزئی و اندکی پیشرفت داشته باشد با کوچکترین تشویق فقط لفظی می توان اثر زیبایی گذاشته و باعث رشد و شکوفایی و تجلی موفقیت او شده . هر انسانی در هر جایگاهی که می باشد با اندکی تشویق و دلگرمی می تواند پله های رشد ، تکامل ، خلاقیت و .... را پشت سر گذاشته و توانایی هایش را شکوفا کند . با کمال تاسف باید گفت بیشتر تشویق ها و تنبیه ها درست به موقع و به جا نیست و این اثرش در خانه و اجتماع مشخص و باعث می شود که خیلی از خلاقیت ها و ابتکارات محو نا بود شود . الهی ..................... مهربانا .................... سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنـوتـم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نـگاهـت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی... و بدان ! کسی که گنجینه های آسمان و زمین در دست اوست تو را در دعا رخصت داده و پذیرفتن دعایت را بر عهده نهاده و تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد . و میان تو و خود کسی نگمارده تا تو را از وی بازدارد. و از کسی ناگزیرت نکرده که نزد او برایت میانجی گری آرد ، و اگر گناه کردی از توبه ات منع ننموده و در کیفرت شتاب نفرموده و چون بدو باز گردی سرزنشت نکند ، و آنجا که رسوا شدنت سزاست پرده ات را ندرد ؛ و در پذیرفتن توبه بر تو سخت نگرفته و حساب گناهت را نکشیده ، و از بخشایش نومیدت نگردانیده ، بلکه بازگشتت را از گناه نیک شمرده و هر گناهت را یکی گرفته و هر کار نیکویت را ده به حساب آورده و درِ بازگشت را برایت بازگذارده و چون بخوانیش آوایت را شنود ، و چون راز خود را با او در میان نهی آن را داند ، پس حاجت خود بدونمایی و آنچه در دل داری پیش او بگشایی ، و از اندوه خویش بدو شکایت کنی و خواهی تا غم تو را گشاید و در کارها یاری ات نماید و از گنجینه های رحمت او آن را خواهی که بخشیدنش از جز او نیاید ؛ از افزودن مدت زندگانی و تندرستی ها و در روزی ها فراوانی . پروردگارا : "در دست های ما گرمی محبت و در دیدگان ما نور محبت و در سخنان ما کلام محبت و در کردار ما آثار محبت قرارده" " آمین یا رب العالمین" پیامبر مهر و مهربانی .................. پیامبر در پیشگاه خداى تعالى بسیار فروتن و متواضع بود و همواره از درگاه حق تعالى درخواست داشت که او را به آداب نیکو و اخلاق پسندیده بیاراید، از این رو در دعایش چنین مى گفت : ((اللهم حسن خلقى و خلقى )) و مى گفت:((اللهم جنبنى منکرات الاخلاق)) خداى تعالى نیز دعاى آن حضرت را مستجاب کرد، و در وفاى به وعده اى که فرموده و گفته است :((ادعونى استجب لکم )) قرآن را بر او نازل کرد و بدان وسیله او را ادب آموخت . پس معیار خلق و خوى آن حضرت ، قرآن است . سعد بن هشام مى گوید: بر عایشه وارد شدم و از اخلاق رسول خدا صلى اللّه علیه و اله پرسیدم . گفت : مگر قرآن را نمى خوانى ؟ گفتم : چرا. گفت : خلق رسول خدا صلى اللّه علیه و اله قرآن است . خداوند آن حضرت را به وسیله قرآن ادب آموخت همانند این آیات : (( خذ العفو و امر بالمعروف و اعرض عن الجاهلین . )) و قول خداى تعالى : (( ان اللّه یاءمر بالعدل و الاحسان ...)) و قول خداى تعالى : (( واصبر و ما صبرک الا باللّه . )) و قول خداى تعالى : (( واصبر على ما اصابک ان ذلک من عزم الامور. )) و قول خداى تعالى : (( لمن صبر و غفر ان ذلک لمن عزم الامور. )) و قول خداى تعالى : (( فاعف عنهم واصفح ان اللّه یحب المحسنین . )) و قول خداى تعالى : ععع و لیعفوا و لیصفحوا اءلا تحبون ان یغفر اللّه لکم ... )) و قول خداى تعالى : (( ادفع بالتى هى احسن فاذالذى بینک و بینه عداوة کانه ولى حمیم . )) و به وسیله قول خداى تعالى : (( والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس . )) و با این قول خداى تعالى : (( اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا و لا یغتب بعضکم بعضا. )) و چون روز جنگ احد دندان پیشین پیامبر صلى اللّه علیه و اله شکست و خون بر روى مبارکش جارى شد، آن حضرت خونها را پاک مى کرد و مى گفت : ((چگونه چنین جمعیتى رستگار خواهند شد که چهره پیامبرشان را با خون رنگین کردند در حالى که وى ایشان را به سوى پروردگارشان دعوت مى کرد؛ پس خداوند این آیه را براى تاءدیب آن حضرت نازل کرد: (( لیس لک من الامر شیى ء... )) ؛ امثال این تاءدیب در قرآن بى حد و حصر آمده است ، و مقصود نخستین از تاءدیب و تهذیب ، وجود مقدس آن حضرت است و بعد از او، نور بر همه خلایق مى تابد؛ زیرا او به وسیله قرآن و مردم به وسیله او تاءدیب شده اند، از این رو فرموده است : ((برانگیخته شدم تا مکارم اخلاق را به کمال و تمام برسانم .)) آنگاه مردم را به اخلاق نیکو ترغیب فرمود. سپس هنگامى که خداوند خلق شریف آن حضرت را کامل ساخت ، او را ثنا گفت و فرمود: (( ((و انک لعلى خلق عظیم )) )) به لطف گسترده خداوند سبحان بنگر که تا چه حد بلند مرتبه و بزرگ نعمت است ، در حالى که به پیامبرش مرحمت فرموده و به او اخلاق کامل ارزانى داشته است ، او را ثنا گفته گرچه اوست که پیامبر را به خلق کردیم آراسته اما این را به او نسبت داده مى گوید: (( ((و انک لعلى خلق عظیم )) )) خداوند خلق را براى رسول خدا صلى اللّه علیه و اله بیان کرده و سپس ‍ رسول خدا صلى اللّه علیه و اله خلق را چنین بیان مى کند: ((خداوند مکارم اخلاق را دوست دارد و رذایل اخلاقى را دشمن مى دارد.)) از على علیه السلام نقل شده است : ((شگفتا از مرد مسلمانى که برادر مسلمانش براى حاجتى نزد او مى آید ولى او خود را شایسته کار خیر نمى بیند، در صورتى که اگر او امید ثواب ندارد و از عذاب و مجازات نیز نمى هراسد، شایسته است که به سوى مکارم اخلاق بشتابد، زیرا مکارم اخلاق هدایت کننده به سوى راه نجات است . مردى عرض کرد: آیا شما خود این سخن را از پیامبر صلى اللّه علیه و اله شنیده اى ؟ فرمود: آرى ، چیزى بهتر از آن را هم شنیده ام : وقتى که اسیران قبیله طىّ را آوردند، دخترکى میان اسیران بود، عرض کرد: یا محمّد! اگر مصلحت بدانى ، مرا از قید اسارت آزاد فرما تا مورد ملامت مردم عرب واقع نشوم ؛ زیرا من دختر بزرگ قوم خود هستم ، پدرم از کسانى که حمایتشان لازم بود، حمایت مى کرد و افراد گرفتار و در بند را آزاد مى ساخت ، گرسنه را سیر و به او اطعام مى کرد و با صداى بلند سلام مى نمود و دست حاجتمندى را هرگز رد نمى کرد، من دختر حاتم طایى هستم پیامبر صلى اللّه علیه و اله - پس از شنیدن سخنان او - فرمود: اى دختر! این صفاتى که تو گفتى ، صفت مؤ من واقعى است ، اگر پدر تو مسلمان بود هر آینه براى او طلب آمرزش مى کردم ، آنگاه رو به یارانش کرد و فرمود: او را آزاد کنید که پدرش مکارم اخلاق را دوست مى داشت و همانا خداى تعالى مکارم اخلاق را دوست مى دارد. پس ابوبردة بن دینار از جا برخاست ، عرض کرد: یا رسول اللّه ، آیا خدا مکارم اخلاق را دوست مى دارد؟ فرمود: به خدایى که جان من در دست قدرت اوست ، جز افراد خوش خلق ، کسى وارد بهشت نمى شود.)) از آن حضرت است : ((همانا خداى تعالى اسلام را به مکارم اخلاق و اعمال نیک آمیخته است )) و از جمله مکارم اخلاق است ، حسن معاشرت ، خوش برخوردى ، نرمخویى ، انجام کار نیک ، اطعام دیگران ، سلام کردن بر همگان ، عیادت بیمار مسلمان - خوب باشد یا بد - تشییع جنازه مسلمان ، حسن جوار با همسایگان - مسلمان باشد یا کافر - بزرگداشت پیرمرد مسلمان ، قبول دعوت به مهمانى و دعا کردن به میزبان ، گذشت و اصلاح بین مردم ، جود و بخشش ، آغاز به سلام ، فرو خوردن خشم و چشم پوشى از لغزش مرم . دین اسلام ، هرزگى ، بیهوده کارى ، آوازخوانى ، هر نوع نوازندگى و هر نوع تار تنبور و تبهکارى ، دروغ ، غیبت ، بخل ، حرص ، ستمکارى ، نیرنگ ، سخن چینى ، برهم زدن بین مردم ، قطع رحم ، بدخلقى ، خود بزرگ بینى ، فخر فروشى ، و خودبینى ، دست درازى ، چاپلوسى ، کینه و حسد، فال بد،، سرکشى ، تجاوز و ظلم را از میان برده است . معاذ مى گوید: رسول خدا صلى اللّه علیه و اله مرا سفارش کرد و فرمود: ((اى معاذ! تو را سفارش مى کنم به تقواى الهى ، راستگویى ، وفاى به عهد، اداى امانت ، ترک خیانت ، رعایت همسایه ، مهربانى نسبت به یتیم ، نرمش ‍ در گفتار، سلام دادن ، خوش رفتارى ، کوتاهى آرزوها، ایمان مداوم ، ژرف بینى در قرآن ، دوستى آخرت ، ترس از حساب ، فروتنى ، و زنهار که دانایى را دشنام دهى با راستگویى را تکذیب کنى ، یا از گنهکارى ، پیروى و یا از رهبرى عادل ، نافرمانى کنى و یا در زمین فساد کنى ، و سفارش مى کنم تو را به تقواى الهى در همه جا و توبه از هر گناه نهانى را در نهان و از گناه آشکار را آشکارا به عمل آورى )) پیامبر صلى اللّه علیه و اله بندگان خدا را این چنین ادب آموخت و آنان را به مهر ورزی ومکارم اخلاق و آداب نیک فرا خواند. "لیوان را زمین بگذار" استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند ۵٠ گرم، ١٠٠ گرم، ١۵٠ گرم. استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقاً وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد. شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمی‌افتد. استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى می‌افتد؟ یکى از شاگردان گفت: دست‌تان کم‌کم درد می‌گیرد. حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟ شاگرد دیگرى جسارتاً گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند و فلج می‌شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند. استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟ شاگردان جواب دادند: نه پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات می‌شود؟ من چه باید بکنم؟ شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید. استاد گفت: دقیقاً. مشکلات زندگى هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن‌تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی‌ترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد. اگر بیشتر از آن نگه‌شان دارید، فلج‌تان می‌کنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود. فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم‌تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی‌گیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار می‌شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش می‌آید، برآیید!www.zibaweb.com دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذار. زندگى همین است "تدریس مهر" در مجالی که برایم باقیست باز همراه شما مدرسه ای میسازم که در آن همواره اول صبح به زبانی ساده مهر تدریس کنند و بگویند خدا خالق زیبایی و سرایندهء عشق آفرینندهء ماست. مهربانی ست که ما را به نکویی, دانایی, زیبایی و به خود میخواند. جنتی دارد نزدیک٬زیبا و بزرگ دوزخی دارد ـ به گمانم ـ کوچک و بعید. در پی سودا نیست که ببخشد ما را وبفهماندمان ترس ما بیرون دایرهء رحمت اوست. در مجالی که برایم باقی است باز همراه شما مدرسه ای می سازم که خرد را با عشق, علم را با احساس و ریاضی را با شعر, دین را با عرفان٬ همه را با تشویق تدریس کنند. روی انگشت کسی قلمی نگذارند, ونخوانند کسی را حیوان ونگویند کسی را کودن و معلم هر روز روح را حاضر و غایب بکند و بجز ایمانش هیچ کس چیزی را حفظ نباید بکند. مغزها پر نشود چون انبار, قلب خالی نشود از احساس. درس هایی بدهند که بجای مغز, دل ها را تسخیر کنند. از کتاب تاریخ جنگ را بردارند. در کلاس انشا هرکسی حرف دلش را بزند. غیر ممکن ها را از خاطره ها محو کنند. تا کسی بعد از این باز همواره نگوید :هرگز! و به آسانی هم رنگ جماعت نشود. زنگ نقاشی تکرار شود. رنگ را در پاییز تعلیم دهند. قطره را در باران موج را در ساحل زندگی را در رفتن و برگشتن از قلهء کوه وعبادت را در خدمت خلق کار را در کندو و طبیعت را در جنگل سبز مشق شب این باشد که شبی چندین بار همه تکرار کنیم: عدل آزادی قانون شادی امتحانی بشود که بسنجند ما را تا بفهمند که چقدر عاشق و آگه و آدم شده ایم. در مجالی که برایم باقیست باز همراه شما مدرسه ای می سازم که در آن آخر وقت به زبانی ساده شعر تدریس کنند. و بگویند تا فردا صبح خالق عشق نگه دار شما! در کلاس روزگار" درسهای گونه گونه هست درس دست یافتن به آب و نان درس زیستن کنار این و آن درس مهر درس قهر درس آشنا شدن درس با سرشک غم ز هم جدا شدن در کنار این معلمان و درسها در کنار نمره های صفر و نمره های بیست یک معلم بزرگ نیز در تمام لحظه ها تمام عمر در کلاس هست و در کلاس نیست نام اوست : مرگ و آنچه را که درس می دهد زندگی است " و اما تو معلم" پرندگان سینه سرخ خواندند و خواندند و خواندند، اما تو معلم! ادامه دادی درآخرین ساعت روز آخرین زنگ به صدادرآمد، اما تو معلم ! ادامه دادی گل های شمعدانی روی تاقچه ی پنجره ها همه مردند، اما تو معلم ! ادامه دادی. روزی چون شبی تیره وتارشد، اماتوچراغ های کلاس راروشن کردی . اما تو فقط پنجره رابستی. درختان کج وراست می شدند، گویی که مارافرا می خواندند.... اماتوگفتی:.... بادآمدوکاغذهای روی میزت رابه هم ریخت، " آلبرت کولوم " انواع محبت محبت‏بر دوگونه است : محبت صادق و محبت کاذب. محبت صادق آن است که انسان کمال را درست تشخیص بدهد و البته وقتى به کمال آگاهى پیدا کند، به آن دل مى‏بندد مانند محبت‏به خداوند، متقابلا کمال هم جاذبه دارد و محب را به سمت‏خود جذب مى‏کند و در حقیقت محبت صادق، دو جانبه است; اما محبت کاذب آن است که انسان، نقص را کمال بپندارد و بر اساس چنین پندار باطلى به آن کمال موهوم علاقمند گردد; مانند محبت غیر خدا، مخصوصا محبت عالم طبیعت، محبت کاذب و جاذبه‏اى است که عین دافعه است; چنانکه افعیها با نفس کشیدن، برخى از حشرات را جذب مى‏کنند; اما نه براى پرورش و کمال بلکه براى هضم و نابود کردن. بنابراین، جذب آنان،جذب کاذب است. زرق و برق دنیا نیز چنین است. انسان اگر به دنیا دل ببندد، دنیا جاذبه دارد و او را به سوى خود جذب مى‏کند; اما براى این که او را درهم بکوبد و نابود و سپس به صورت زباله دفع کند، ولى ذات اقدس خداوند نه تنها محبوب مؤمنان است‏بلکه محب آنان نیز هست و آنان را به سمت‏ خود جذب مى‏کند تا آنها را بپروراند و احیا کند. از این رو، همان گونه که گفته شده: الا کل شى‏ء ما خلا الله باطل و کل نعیم لا محالة زائل در مورد محبت نیز باید گفت هر محبتى غیر از محبت‏خدا باطل و دروغین است. امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏فرماید: دنیایى که شما را ترک مى‏کند، پیش از این که شما را ترک کند، شما آن را ترک کنید: «و آمرکم بالرفض لهذه الدنیا التارکة لکم‏» در مثلها نیز آمده است: «عزل‏» از مقام به منزله طلاق مردان و حیض کارگزاران است: «العزل طلاق الرجال و حیض العمال‏». انسان هم سرانجام روزى از دنیا و لذایذ و مقامهاى آن عزل و محروم مى‏شود; از این رو قرآن دنیا را خانه فریب و نیرنگ معرفى مى‏کند. البته منظور از دنیا آسمان و زمین نیست; زیرا اینها آیات الهى و نعمت‏خداست. ذات اقدس خداوند دنیا را چنین معرفى کند: مثل دنیا این است که بارانى ببارد و سرزمینى، سبز و خرم شود، ولى پس از مدتى خزانى در پى آن بیاید و آن را به صورت کاهى زرد در آورد و از بین ببرد: «کمثل غیث اعجب الکفار نباته ثم یهیج فتریه مصفرا ثم یکون حطاما». چون «مثل‏» غیر از «ممثل‏» است، معلوم مى‏شود امور طبیعى مانند فصول چهارگانه، «دنیا» نیست. اینها آیات منظم و خوب است; یعنى پاییز در جاى خود به همان اندازه خوب و زیباست که بهار در جاى خود; چون اگر پاییز و زمستانى نباشد، هرگز بهارى نخواهد بود، ولى آن «من‏» و «ما» که چند صباحى خرمى و آنگاه پژمردگى را به دنبال دارد، «دنیا» است و چنین چیزى جاذبه‏اى دروغین دارد و هر محبتى که در کنار جاذبه دروغین باشد و یا محبت آن محبوبى که انسان را خوب جذب مى‏کند تا از بین ببرد، محبتى کاذب است و اصولا هر محبتى که به غیر خدا تعلق بگیرد چنین است، ولى در محبت الهى خداى سبحان لطف و فیض منبسط خود را گسترده است تا محب خود را به فضاى باز درآورد و به او پروبال بدهد تا پرواز کند. از این رو قرآن کریم مى‏فرماید: «والذین آمنوا اشد حبا لله‏» . بنابراین، اگر محبت کسى به دنیا و آخرت یا به خدا و غیر خدا یکسان باشد، او به این معنا، مؤمن نیست; زیرا معرفتش تام نیست و از همین جا معلوم مى‏شود که محور بحثها معرفت است، نه محبت چنانکه در مرحله بعد تبیین مى‏شود. چون خود محبت از فروعات بحثهاى محورى معرفت است. نظامى گنجوى در پایان داستان «لیلى و مجنون‏» مى‏گوید: لیلى در اواخر عمر بیمار شد و طراوتش از بین رفت. او به مادرش وصیت کرد: پیام مرا به مجنون برسان و به او بگو اگر خواستى محبوبى برگزینى، دوستى مانند من مگیر که با یک تب، همه طراوت خود را از دست‏بدهد و با یک بیمارى، همه نشاط او فرو بنشیند; دوستى بگیر که زوال‏پذیر نباشد. بنابراین، معرفت، محبت‏حقیقى مى‏آورد و غفلت، محبت کاذب. در قرآن کریم در باره محبت کاذب آمده است: «کلا بل تحبون العاجلة و تذرون الاخرة وجوه یومئذ ناضرة الى ربها ناظرة و وجوه یومئذ باسرة تظن ان یفعل بها فاقرة‏» شما متاع زودگذرى را دوست دارید و کسانى که چنین متاعى را به عنوان محبوب، برگزیده‏اند، در روز قیامت، چهره آنها افسرده است، ولى کسانى که خدا را به عنوان محبوب راستین پذیرفته‏اند، در آن روز چهره‏اى شادمان دارند. نیز مى‏فرماید: «و تحبون المال حبا جما» شما مال را خیلى دوست دارید. کسى که به مال، خیلى علاقه‏مند باشد، در هنگام مرگ فشار بیشترى مى‏بیند; زیرا باید هنگام مرگ همه علاقه‏هاى دنیوى را رها کند. گاهى ممکن است اصل مال کم باشد، ولى علاقه به آن زیاد باشد. آنچه در این آیه آمده، این نیست که شما مال زیادى را دوست دارید، بلکه مى‏فرماید شما به مال، خیلى دل بسته‏اید. آنچه که مربوط به جمع مال و «اکتناز» است در سوره «توبه‏» و بعضى از سور دیگر آمده است. در سوره توبه مى‏فرماید: «و الذین یکنزون الذهب و الفضة و لا ینفقونها فى سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم‏» . در سوره «همزه‏» نیز مى‏فرماید: «ویل لکل همزة لمزة الذى جمع مالا و عدده یحسب ان ماله اخلده‏» او مالى را جمع و شمارش کرده است و هر روز کوشیده تا بر ارقام ثروت اندوخته‏اش در بانکها، افزوده شود. او از داشتن مال وافر لذت مى‏برد; بدون این که بتواند از آن استفاده کند و در حقیقت، انباردار دیگران است. چنین انسانى تلاش مى‏کند و مشکل قیامت را خودش تحمل مى‏کند ولى لذت بهره‏ورى از مال را عده‏اى دیگر مى‏برند و این، خسارت بزرگى است. انسانى که اهل معرفت نباشد در انتخاب محبوب، خطا مى‏کند. صلح واقعی روزی پادشاهی اعلام کرد به کسی که بهترین نقاشی صلح و دوستی را بکشد، جایزه‌ای بزرگ خواهد داد. هنرمندان زیادی نقاشی هایشان را برای پادشاه فرستادند پادشاه به تمام نقاشی ها نگاه کرد، ولی فقط به دو تا از نقاشی ها علاقه مند شد. در نقاشی اول،‌ دریاچه‌ای آرام با کوههای صاف و بلند بود همه گفتند: «بهترین نقاشی صلح است.» در نقاشی دوم هم کوه بود، ولی کوهی ناهموار و خشن، در بالای کوه هم آسمانی خشمگین و رعد و برق میزد و باران تندی می‌بارید و در پایین کوه آبشاری با آبی خروشان کشیده شده بود. وقتی پادشاه از نزدیک به نقاشی نگاه کرد، دید که پشت آبشار روی سنگ ترک برداشته، بوته‌ای روییده و روی بوته هم پرنده‌ای لانه‌ای ساخته و روی تخمهایش آرام نشسته است، پادشاه نقاشی دوم را انتخاب کرد. همه اعتراض کردند، ولی پادشاه گفت: «صلح در جایی که مشکل و سختی نیست، معنی ندارد. صلح واقعی وقتی است که قلب شما با وجود همه مشکلات، آرام و مطمئن است؛ این معنی واقعی صلح ودوستی است.» جور استاد؟...یا.... گفته اند: جور استاد به ز مهر پدر جمله فوق را بارها از زمان کودکی شنیده و بسیاری از ما طعم تلخ آن را عملا تجربه کرده ایم . این جمله یاد آور همان روش های سنتی آموزش و پرورش یعنی روشی است که بر تحکم ,بر زور و ایجاد رعب و وحشت برای یادگیری متکی است. امروزه با پیشرفت های چشمگیر بشر در زمینه های مختلف علمی ,جنبه دیگری مورد تایید قرار گرفته است که بر پایه عشق ,مهرو محبت ,اعتماد,شناخت نیازها و توانایی های فراگیر و ایجاد شرایط مناسب برای رشد استعدادهای وی است ,بنا براین بهتر نیست جمله «مهر استاد به ز مهر پدر » را جایگزین عبارت قبلی کنیم؟ مهر پدر ,مهری است غریزی ,طبیعی و ناشی ازعلاقه خویشاوندی و مسلما ارزشمند ,اما مهر استاد ,یعنی محبتی که پرورش یافته ,هدایت شده ,هدفدار و دور از پیش داوری ها و تعصبات خانوادگی ,قومی و نژادی باشد و همه فراگیران را صرف نظر از تفاوت ها و توانایی ها ی انان در بر بگیرد ,ارزشی صد چندان خواهد داشت. از ان گذشته در جامعه کنونی ما که با مشکلات اقتصادی ,اجتماعی و فرهنگی بسیاری از خانواده ها فرزندان فرواوانی از محبت و توجه کافی پدران و مادران خود بی بهره اند و در نتیجه از احساس ایمنی لازم برای ادامه زندگی و رشد وشکوفایی محروم اند ,مهر استاد می تواند برخی از کمبودهای عاطفی این کودکان را جبران کند و زمینه را برای رشد و تکوین شخصیت انان فراهم آورد. عوامل سوء تربیت کدامند؟ و یا چه عواملی باعث ایجاد اختلالات در تربیت افراد می شود؟ الف: قیود بیجای اجتماعی که مزاحم تجلی استعدادها و غرایز انسانی می شود و منتهی به سرکوفتگی غرایز می گردد. ب: تربیت های مبنی بر وحشت و ترس بی منطق، خصوصاً در کودکی ، مثلاً ترساندن کودک از چیزی ، بدون آنکه طفل بتواند منطقاً آنرا درک کند. این گونه ترس ها ، اشباحی از وحشت در روح طفل به وجود می آورد. ج: نازپروردگی که روح را پرتوقع و در مقابله با حوادث، ناتوان و در نتیجه مأیوس و بد بین و غیرمتکی به نفس بار می‌آورد. د: بیکاری ه: کار بیش از ظرفیت جسمی و روحی و: برخورد با حوادث هیجان آور و متأثر کننده یا محرک شهوت به وسیله روزنامه ها، رادیو و تلویزیون ها که به هر حال آدمی، را آرام نمی گذارد و همیشه در حال تحریک شهوانی یا غضبی نگه می دارد که محصول تمدن جدید است و نتیجه‌اش، کم حوصلگی ، تند خویی ، عصبانیت ، پیری زودرس و احیاناً بیماریهای عصبی است تکیه گاه تعلیم و تربیت اسلامی چیست؟ تکیه گاه تعلیم و تربیت اسلامی عمل است. اسلام بشر را متوجه این نکته می کند که هر چه هست عمل است. سرنوشت انسان را عمل او تشکیل می دهد. این یک طرز تفکر واقع بینانه و منطقی و منطبق با ناموس خلقت است. قرآن کریم راجع به عمل چه قدر صحبت کرده باشد، خوبست؟ و چه قدر تعبیرات رسا و زیبایی در این زمینه دارد، مثلاً "و ان لیس للانسان الا ما سعی" برای بشر هر آنچه که کوشش کرده است، نیست. یعنی سعادت بشر درگرو عمل اوست. "فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره و من یعمل مثقال ذره شراً یره" اگر هر کس به اندازه وزن یک ذره کار خیر بکند، آن کار خیر او از بین نخواهد رفت. به او خواهد رسید و اگر به اندازه وزن یک ذره کار بد بکند، از میان نخواهد رفت و به او خواهید رسید. این تعلیم یکی از بزرگترین تعلیمات برای حیات یک ملت است. وقتی یک ملت فهمید که سرنوشتش به دست خودش است. سرنوشت او را عمل خودش تعیین می کند، آن وقت متوجه علم و نیروی خودش می شود ، متوجه اینکه هیج چیز به درد من نمی خورد مگر عمل و نیروی من که صرف فعالیت و سعی می شود. این خودش عامل بزرگی است برای حیات. شما اگر می‌‌بینید در صدر اسلام، مسلمین آنقدر جنبش و جوشش داشتند، چون یکی از اصول افکارشان همین بود. آنها این تعلیم را که از سرچشمه گرفته بودند، هنوز منحرف نکرده بودند، فکرشان این بود که هر چه من عمل و سعی می کنم و هر چه که می‌جنبم، (البته عمل یک مسلمان اختصاص به عمل جوارح ندارد، بلکه نیت او هم باید صحیح باشد، ایمانش هم باید صحیح باشد)،‌فقط همین است که به درد من می خورد و جز این، چیز دیگری نیست.... این چه قدر به انسان اعتماد به نفس می دهد، چقدر انسان را متکی به نیروی خودش می کند؟! از جمله تعلیمات اسلام که در همان صدر اسلام کم و بیش آسیب دید و هرچه گذشت این آسیب زیادتر شد.همین مسئله است. 1- سوره نجم آیه 39 2- سوره زلزله آیه 8-7 وظیفه معلم چیست؟ وظیفه معلم بیشتر از اینکه به بچه‌ها یاد بدهد این است که کاری بکند که قوه تجزیه و تحلیل او قدرت بگیرد. نه اینکه فقط در مغز وی معلومات بریزد که اگر معلومات خیلی فشار بیاورند ذهن بچه راکد می‌شود، هدف باید رشد فکری دادن به متعلم و جامعه باشد. "تاثیر مهرورزی در ارزشیابی" به نظر بسیاری از روان شناسان، یکی از بهترین شرایط یادگیری می تواند ساعت امتحان باشد. معلم متعهد، از هر موقعیتی برای یاد دادن و افزایش معلومات دانش آموزان خود و ایجاد تغییرات رفتاری پایدار در آنها بهره می گیرد. معلم مجرب و دلسوز، هرگز جلسه امتحان را به یک صحنه دادگاه و یا حسابرسی تبدیل نمی کند. معلم مهربان، با چهره ای گشاده، سعی می کند عوامل مخرب و اضطراب زا را از جلسه امتحان دور نماید. معلم وارسته کوشش می کند قبل از آغاز امتحان، با چهره ای متبسم و خندان و با بیان جملاتی گیرا و خوشایند، دانش آموزان را از حالت هیجان زدگی و تنش روانی - عضلانی، بیرون آورد. معلم با چند جمله کوتاه، همراه با شوخ طبعی، می تواند همانند ساعات کلاس درس، آرامش روانی - عضلانی را به همه دانش آموزان، ارزانی دارد. معلم توانا و دلسوز به خوبی می داند که هرگونه تهدید، تحقیر و تنبیه، اضطراب بچه ها را بیشتر می کند و در عوض، چهره گشاده و متبسم معلم، صدای آرام و جملات دلنشین و اطمینان بخش او می تواند اضطراب آنان را کاهش داده، اعتماد به نفسشان را تقویت کند. واقعیت این است که نحوه تهیه و تنظیم سؤالهای امتحان نیز می تواند نقش قابل توجهی در کاهش یا تشدید اضطراب دانش آموزان داشته باشد. آشنا بودن دانش آموزان با نوع سؤالهای معلم یا معلمان، بسیار حایز اهمیت است. به عنوان مثال اگر دانش آموزان چند روز قبل از شرکت در جلسه رسمی امتحان، طی آزمون مشابهی با چند نمونه از سؤالها آشنا شوند، در کاهش اضطراب آنها بسیار مؤثر واقع خواهد شد. به طور کلی در تهیه و تدوین سؤالهای امتحان، می بایست به نکات زیر توجه نمود: 1- طراح سؤالها می بایست در درجه اول هدفهای یادگیری را در نظر بگیرد. 2- سؤالها امتحان می بایست به گونه ای تهیه و تنظیم گردد که آموخته های شاگردان را ارزیابی کند، و نه نادانسته های آنها را. 3- معلم می بایست هدف اصلی خود را از هر امتحان کاملاً مشخص و معین نماید. 4- در تهیه سؤالها لازم است سطوح عمومی دانش آموزان مورد توجه قرار گیرد و نه توانمندیهای خاص برگزیدگان کلاس. 5- سؤالهای امتحان می تواند به گونه ای باشد که دانش آموزان قدرت مقایسه و قضاوت را نیز داشته باشند. 6- سؤالها باید به صورتی تنظیم گردد که دانش آموزان، فرصت به کار بستن معلومات خود را در موقعیت های دیگر داشته باشند. 7- نوع و تعداد سؤالها می بایست متناسب با توان ذهنی دانش آموزان و مدت زمانی باشد که در اختیار آنان قرار می گیرد. 8- سؤالها باید کاملاً خوانا، روشن، صریح، قابل فهم و بی نیاز از تعبیر و تفسیر باشد. هر گونه ابهام در سؤالها مطروحه می تواند موجب تشدید اضطراب شاگردان شود. 9- امتحان و ارزشیابی می بایست به صورت مستمر و دایمی انجام بپذیرد و دانش آموزان با هدف معلم از برگزاری امتحان، نحوه سؤالها و غیره، به خوبی آشنا شوند. 10- در مجموع، شرایط امتحان و سؤالهای امتحانی باید به گونه ای باشد که همه شاگردان احساس کنند در یک جلسه آموزشی حضور دارند. خانواده مهمترین کانون مهر ورزی تاثیر تربیت‏ خانوادگى و وراثت در اخلاق همه مى‏دانیم که اولین مدرسه براى تعلیم و تربیت کودک محیط خانواده است، و بسیارى از زمینه‏هاى اخلاقى در آنجا رشد و نمو مى‏کند; محیط سالم یا ناسالم خانواده تاثیر بسیار عمیقى در پرورش فضائل اخلاقى، یا رشد رذائل دارد; و در واقع باید سنگ زیربناى اخلاق انسان در آنجا نهاده شود. اهمیت این موضوع، زمانى آشکار مى‏شود که توجه داشته باشیم که اولا کودک، بسیار اثر پذیر است، و ثانیا آثارى که در آن سن و سال در روح او نفوذ مى‏کند، ماندنى و پا برجا است! این حدیث را غالبا شنیده‏ایم که امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود: (العلم فى الصغر کالنقش فى‏الحجر); تعلیم در کودکى همانند نقشى است که روى سنگ کنده مى‏شود!» (که سالیان دراز باقى و برقرار مى‏ماند.) کودک بسیارى از سجایاى اخلاقى را از پدر و مادر و برادران بزرگ و خواهران خویش مى‏گیرد; شجاعت، سخاوت، صداقت و امانت، و مانند آنها، امورى هستند که به راحتى کودکان از بزرگترهاى خانواده کسب مى‏کنند; و رذائلى مانند دروغ و خیانت و بى‏عفتى و ناپاکى و مانند آن را نیز از آنها کسب مى‏نمایند. افزون بر این، صفات اخلاقى پدر و مادر از طریق دیگرى نیز کم و بیش به فرزندان منتقل مى‏شود، و آن از طریق عامل وراثت و ژنها است; ژنها تنها حامل صفات جسمانى نیستند، بلکه صفات اخلاقى و روحانى نیز از این طریق به فرزندان، منتقل مى‏شود، هرچند بعدا قابل تغییر و دگرگونى است، و جنبه جبرى ندارد تا مسؤولیت را از فرزندان بطور کلى سلب کند. به تعبیر دیگر، پدر و مادر از دو راه در وضع اخلاقى فرزند اثر مى‏گذارند، از طریق تکوین و تشریع، منظور از تکوین در اینجا صفاتى است که در درون نطفه ثبت است و از طریق ناآگاه منتقل به فرزند مى‏شود، و منظور از تشریع، تعلیم و تربیتى است که آگاهانه انجام مى‏گیرد، و منشا پرورش صفات خوب و بد مى‏شود. درست است که هیچ کدام از این دو جبرى نیست ولى بدون شک زمینه‏ساز صفات و روحیات انسانها است، و بسیار با چشم خود دیده‏ایم که فرزندان افراد پاک و صالح و شجاع و مهربان، افرادى مانند خودشان بوده‏اند و بعکس، آلوده زادگان را در موارد زیادى آلوده دیده‏ایم. بى‏شک این مساله در هر دو طرف استثنائاتى دارد که نشان مى‏دهد تاثیر این دو عامل (وراثت و تربیت) تاثیر جبرى غیر قابل تغییر نیست. با این اشاره به قرآن مجید باز مى‏گردیم و مواردى را که قرآن به آن اشاره کرده است، مورد بررسى قرار مى‏دهیم. 1- انک ان تذرهم یضلوا عبادک و لایلدوا الا فاجرا کفارا (سوره نوح، آیه‏27) 2- فتقبلها ربها بقبول حسن و انبتها نباتا حسنا و کفلها زکریا (سوره آل عمران، آیه‏37) 3- ان الله اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران على العالمین - ذریة بعضها من بعض و الله سمیع علیم (سوره آل عمران، آیه‏33 و 34) 4- یا ای-ها الذین آمنوا قوا ان-فسکم واهلیکم نارا و قوده-ا الناس و الحجارة (سوره تحریم، آیه‏6) 5- یا اخت هارون ما کان ابوک امرء سوء و ما کانت امک بغیا (سوره مریم، آیه‏28) ترجمه: 1- چرا که اگر آنها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مى‏کنند و جز نسلى فاجر و کافر به وجود نمى‏آورند! 2- خداوند، او (مریم) را به طرز نیکویى پذیرفت; و بطور شایسته‏اى، (نهال وجود) او را رویانید (و پرورش داد); و کفالت او را به «زکریا» سپرد. 3- خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برترى داد. آنها فرزندان (و دودمانى) بودند که (از نظر پاکى و تقوا و فضیلت) بعضى از بعضى دیگر گرفته شده بودند; و خداوند شنوا و دانا است (و از کوششهاى آنها در مسیر رسالت‏خود، آگاه مى‏باشد). 4- اى کسانى که ایمان آورده‏اید! خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسان و سنگها است نگه دارید! 5- اى خواهر هارون! نه پدرت مرد بدى بود و نه مادرت زن بد کاره‏اى! تفسیر و جمع‏بندى در نخستین آیه‏مورد بحث، باز سخن از قوم نوح است، که وقتى تقاضاى نابودى آنها را به عذاب الهى مى‏کند، تقاضاى خود را با این دلیل مقرون مى‏سازد، که اگر آنها باقى بمانند سایر بندگان تو را گمراه مى‏کنند،و جز نسلى فاجر و کافر از آنها متولد نمى‏شود (انک ان تذرهم یضلوا عبادک و لایلدوا الا فاجرا کفارا ). این سخن ضمن این‏که نشان مى‏دهد افراد فاسد و مفسد که داراى نسل تبهکار هستند، از نظر سازمان خلقت، حق حیات ندارند و باید به عذاب الهى گرفتار شوند و از میان بروند، اشاره به این حقیقت است که محیط جامعه، تربیت‏خانوادگى، و حتى عامل وراثت مى‏تواند در اخلاق و عقیده مؤثر باشد. قابل توجه این که نوح علیه السلام بطور قاطع مى‏گوید: تمام فرزندان آنها فاسد و کافر خواهند بود، چرا که موج فساد در جامعه آنها به قدرى قوى بود که نجات از آن، کار آسانى نبود; نه این که این عوامل صد در صد جنبه جبرى داشته باشد و انسان را بى‏اختیار به سوى خود بکشاند. بعضى گفته‏اند آگاهى نوح بر این نکته به خاطر وحى الهى بوده، که به نوح فرمود: «انه لن یؤمن من قومک الا من قد آمن; جز آنها که (تاکنون) ایمان آورده‏اند، دیگر هیچ کس از قوم تو ایمان نخواهد آورد!» (سوره هود، آیه‏36) ولى روشن است این آیه، شامل نسل آینده آنها نمى‏شود، بنابراین بعید نیست که نسبت‏به نسل آینده بر اساس امور سه گانه‏اى که گفته شد (محیط، تربیت‏خانوادگى و عامل وراثت) قضاوت کرده باشد. در بعضى از روایات، آمده که فاسدان قوم نوح هنگامى که فرزند آنها به حدتمیز مى‏رسید، او را نزد نوح علیه السلام مى‏بردند، و به کودک مى‏گفتند این پیرمرد را مى‏بینى، این مرد دروغگویى است، از او بپرهیز، پدرم مرا این چنین سفارش کرده (و تو نیز باید فرزندت را به همین امر سفارش کنى)! و به این ترتیب نسلهاى فاسد، یکى پس از دیگرى مى‏آمدند و مى‏رفتند. در قرآن مجید در داستان حضرت مریم علیها السلام زنى که از مهمترین و با شخصیت‏ترین زنان جهان است، تعبیراتى آمده که نشان مى‏دهد مساله وراثت و تربیت‏خانوادگى و محیط پرورشى انسان در روحیات او بسیار اثر دارد، و براى پرورش فرزندان برومند پاکدامن باید به تاثیر این امور توجه داشت. از جمله روحیات مادر اوست که از زمان باردارى، پیوسته او را از وسوسه‏هاى شیطان به خدا مى‏سپرد، و آرزو مى‏کرد از خدمتگزاران خانه خدا باشد و حتى براى این کار نذر کرده بود. آیه فوق مى‏گوید: خداوند او را به حسن قبول پذیرفت و به طرز شایسته‏اى گیاه وجودش را پرورش داد (فتقبلها ربها بقبول حسن و انبتها نباتا حسنا). تشبیه وجود انسان پاک به گیاه برومند، اشاره به این حقیقت است که همان طور که براى برخوردارى از یک بوته گل زیبا یا یک درخت پرثمر باید نخست از بذرهاى اصلاح شده استفاده کرد و سپس وسائل پرورش آن گیاه را از هر نظر فراهم ساخت، و باغبان نیز باید بطور مرتب در تربیت آن بکوشد، انسانها نیز چنین‏اند، هم عامل وراثت در روح و جان آنها مؤثر است، و هم تربیت‏خانوادگى و هم محیط. و قابل توجه این که در ذیل این جمله مى‏افزاید و کفلها زکریا; و خداوند زکریا را براى سرپرستى و کفالت او (مریم) برگزید . پیدا است‏حال کسى که در آغوش حمایت پیامبر عظیم‏الشانى است که خداوند او را براى کفالت او برگزیده است. و جاى تعجب نیست که با چنین تربیت عالى، مریم به مقاماتى از نظر ایمان و اخلاق و تقوا برسد که در ذیل همین آیه به آن اشاره شده: «کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یا مریم انى لک هذا قالت هو من عند الله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب; هر زمان زکریا وارد محراب او مى‏شد، غذاى مخصوصى در آنجا مى‏دید; از او پرسید اى مریم! این را از کجا آورده‏اى؟ گفت: این از سوى خداست; خداوند به هر کس بخواهد، بى‏حساب روزى مى‏دهد.» آرى آن تربیت‏بهشتى نتیجه‏اش این اخلاق و غذاى بهشتى است! در سومین آیه‏مورد بحث که در واقع مقدمه‏اى براى آیه‏مربوط به مریم و کفالت زکریا محسوب مى‏شود، باز سخن از تاثیر عامل وراثت و تربیت در پاکى و تقوا و فضیلت است; مى‏فرماید: خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید و برترى داد; آنها دودمانى بودند که (از نظر پاکى و فضیلت، بعضى از آنها از بعضى دیگر بودند، و خداوند شنوا و دانا است (ان الله اصطفى آدم و نوحا وآل‏ابراهیم و آل عمران على العالمین - ذریة بعضها من بعض و الله سمیع علیم). گرفته شدن بعضى از آنها از بعضى دیگر، یا اشاره به عامل وراثت است، و یا تربیت‏خانوادگى و یا هر دو، و در هر حال شاهد گویایى براى مساله مورد بحث، یعنى تاثیر وراثت و تربیت در شخصیت و تقوا و فضیلت است. در روایاتى که ذیل این آیه نقل شده است، به این معنى اشاره شده و به هر حال دلالت آیات فوق، بر این که محیط تربیتى یک انسان و مساله وراثت، تاثیر عمیقى در شایستگیها و لیاقتهاى او براى پذیرش مقام رهبرى معنوى خلق دارد، قابل انکار نیست، و هرگز نمى‏توان، این گونه افراد را که از چنین وراثتها و تربیتهائى برخور دارند، با افراد دیگرى که از یک وراثت آلوده و تربیت نادرست‏برخوردار بوده‏اند، مقایسه کرد. در چهارمین آیه، خداوند مؤمنان را مخاطب ساخته و مى‏گوید: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خود و خانواده خویش را از آتشى که آتش‏افروزه و هیزمش انسانها و سنگهاست، برکنار دارید! » (یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس والحجارة) این آیه، به دنبال آیاتى است که در آغاز سوره تحریم آمده و به همسران پیامبر صلى الله علیه و آله هشدار مى‏دهد که دقیقا مراقب اعمال خویش باشند; سپس مطلب را به صورت یک حکم عام مطرح نموده و همه مؤمنان را مخاطب ساخته است. بدیهى است، منظور از آتش در اینجا همان آتش دوزخ است، و دور داشتن از آن، جز از طریق تعلیم و تربیت‏خانواده که موجب ترک معاصى و اقبال بر طاعات و تقوا و پرهیزگارى گردد، نخواهد بود; و به این ترتیب این آیه هم وظیفه سرپرست‏خانواده را نسبت‏به خانواده تحت‏سرپرستى خود روشن مى‏سازد، و هم تاثیر تعلیم و تربیت را در تقوا و فضائل اخلاقى. این برنامه‏اى است که باید از نخستین سنگ زیر بناى خانواده یعنى از مقدمات ازدواج، سپس نخستین لحظه تولد فرزند آغاز گردد و در تمام مراحل با برنامه‏ریزى صحیح و با نهایت دقت تعقیب شود. در حدیثى مى‏خوانیم هنگامى که آیه‏فوق نازل شد، یکى از یاران پیامبر صلى الله علیه و آله سؤال کرد: چگونه خانواده خود را از آتش دوزخ حفظ کنیم؟ فرمود: «تامرهم بما امر الله و تنهاهم عما نهاهم الله ان اطاعوک کنت قد وقیتهم، و ان عصوک کنت قدقضیت ما علیک; آنها را امر به معروف و نهى از منکر کن، اگر از تو پذیرا شوند، آنها را از آتش دوزخ حفظ کرده‏اى و اگر نپذیرند، وظیفه خود را انجام داده‏اى!» این نکته نیز روشن است که امر به معروف یکى از ابزار کار براى دور داشتن خانواده از آتش دوزخ است; و براى تکمیل این هدف باید از هر وسیله استفاده کرد و از تمام جنبه‏هاى عملى، روانى و قولى کمک گرفت; حتى بعید نیست آیه، شامل مسائل مربوط به وراثت نیز بشود; مثلا، به هنگام انعقاد نطفه غذاى حلال خورده باشد، و به یاد خدا باشد تا جنین در حال انعقاد نطفه از وراثت مثبتى برخوردار گردد، چرا که دور نگه داشتن از آتش، همه آنها را شامل مى‏شود. "کیسه های پلاستیکی" معلّم یک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند. او به آن‌ها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هایى که از آن‌ها بدشان می‌آید، سیب‌زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه‌ها با کیسه‌هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند. در کیسه بعضی‌ها ٢، بعضی‌ها ٣، بعضی‌ها تا ۵ سیب‌زمینى بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا یک هفته هر کجا که می‌روند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند. روزها به همین ترتیب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب‌زمینی‌‌هاى گندیده. به علاوه، آن‌هایى که سیب‌زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند. معلّم از بچه‌ها پرسید: «از این که سیب‌زمینی‌ها را با خود یک هفته حمل می‌کردید چه احساسى داشتید؟» بچه‌ها از این که مجبور بودند سیب‌زمینی‌هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند. آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدم‌هایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می‌دارید و همه جا با خود می‌برید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوى بد سیب‌زمینی‌ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟» نتیجه اخلاقى داستان کینه هر کسى را که به دل دارید بیرون بریزید وگرنه باید آن را تا آخر عمر با خود حمل کنید. بخشیدن دیگران بهترین کارى است که می‌توانید بکنید. دیگران را دوست بدارید حتى اگر آن‌ها شما را دوست نداشته باشند. تنبیه سخت در قصه ای قدیمی حکایت می کنند که وقتی روزی روزگاری در سرزمینی دور، مردم گناهان بسیار کردند ومورد خشم خداوند قرار گرفتند. خداوند بر آن شد تا تنبیهی سخت بر آنها مقررفرماید. تنبیهی سخت تر از آتش و سیل وزلزله وقحطی و بیماری ، تنبیهی که نسلها را سوزنده تر از آتش بسوزاند، بی آنکه کسی ببیندش یا بر آن واقف شود. پس خداوند دو کلمه ی(( دوستت دارم)) را از ذهن و قلب مردم پاک کرد، چنان که از روز ازل آن کلمات را نه شنیده، نه گفته ونه احساس کرده باشند. ابتدا همه چیز عادی و زندگی به روال همیشگی خود درگذر بود. اما بلا کم کم رخ نمود. زمانی که مادری می خواست عشقی بی غش تقدیم فرزند کند،هنگامی که دو دلداده می خواستند کلام آخر را بگویند و خود را یکباره به دیگری واگذارند،آنگاه که انسانها ، دو همسایه ، دو دوست در سینه چیزی گرم و صادقانه احساس می کردند و می خواستند که آن را نثار دیگری کنند ، زبانها بسته بود و چشمها منتظر و آن کلامی که پاسخگوی همه ی این نیازها بود ، از دهان کسی بیرون نمی آمد و تشنگی ها سیراب نمی شد. و بعد... کم کم سینه ها سرد شد، روابط گسست و ملال و بی تفاوتی جایگیر شد. دیگرکسی حرفی برای گفتن به دیگری نداشت. آدم ها در خود فسردند و در تنهایی بی وقفه از خود پرسیدند: چه شد که ما به این جا رسیدیم، کدام نعمت از میان ما رخت بر بست؟ و اندوه امانشان را برید. خداوند دلش بر این قوم که مفلوک تر از همه ی اقوام جهان شده بودند، سوخت و کلمات (( دوستت دارم)) را به ذهن و قلب آنها بازگرداند............ خدا را شکر که ما هنوز می توانیم به تو بگوییم : * دوستت دارم * همه روز، روزه بودن؛ همه شب نماز کردن همه ساله حج نمودن ؛ سفــر حجاز کردن ز مدینه تـا بـه کعبه، سـر و پـا بـرهنه رفتن دو لـب از بـــرای لبیــک وظیـفـه بــاز کـردن بـه مساجد و معابد ، همه اعتکاف جستن ز ملاهـی و منـاهی هـمـه احـتــراز کــردن شب جمعه ها نخفتن، بـه خدای راز گفتن ز وجـود بــی نـیـازش طـلـب نـــیـــاز کــردن " بــه خــدا که هیچ کس را، ثمر آنقدر نباشد" که بــه روی نــا امیـدی در بستـه بـاز کـردن "شیخ بهایی" مهر،مهر می آفریند مهر،مهر می آفریند مهر زندگی می بخشد زندگی رنج به همراه دارد رنج دلشوره می آفریند دلشوره جرات می بخشد جرات اعتماد به همراه دارد اعتماد،امید می آفریند امید زندگی می بخشد زندگی مهر می آفریند مهر،مهر می آفریند بوی خوش آشنایی! آهنگ دلنشین نسیم پاییزی که برگهای درختان را با نوازشی لطیف و موزون از شاخه جدا میکنه، روح و جان آدمی را به وجد میاره. نسیم ملایم و مهربان در گوش طبیعت زمزمه میکنه که زمان تغییر هست. باید خود رو برای پویایی و شروعی دوباره آماده کنی. کم کم درختان برگهای سبز و دشتها پوشش خود رو از دست میدن و سبکبال آماده خواب شیرین میشند. خوابی که به معنای مرگ و نیستی نیست بلکه به مفهوم آماده شدن برای شروع و رویشی دوباره است. زیبایی پرواز دسته های پرندگان مهاجر بر پهنه آسمان آبی و مزین شده با ابرهای قشنگ و باران آور، که از یک نقطه به نقاط متناسب آب و هوایی برای ادامه حیات مهاجرت میکنند ، تماشایی و قلم از توصیف آن ناتوان هست. بهار پر از شور و شوق و هیجان و تابستان گرم و اینک پاییز ... پاییز با ماه مهر و پیام مهر ورزی آغاز میشه. لبخند زیبای کودکان و نوجوانان و جوانان آماده آموختن و شور و اشتیاق معلمان برای یاد دادن همه مظاهری از این مهر ورزی هستند. کمتر کسی هست که با دیدن کلاس اولیها با اون لباسهای رنگارنگ و چهره های معصومانه و شادابشون یاد خاطرات روزهای اول دبستان خودش نیوفته و غرق در خاطرات آن روزهای خوب و شیرین نشه. آری زمان خیلی زود میگذره. www.zibaweb.com • به خودمون هشدار بدیم که قدر لحظات شیرین و با هم بودن را بدونیم. خیلی زود امروز تبدیل به خاطره ای میشه که فردا تنها یادی ازش باقی خواهد ماند. • امروز که دیگری به مهر ما نیاز دارد، آغوش باز کنیم که فردا بسیار دیر است! با محبت شاید، با خشونت هرگز........................... با خشونت هرگز بچه ها لال شوید بی ادب ها ساکت سخت آشفته و غمگین بودم به خودم می گفتم بچه ها تنبل و بد اخلاقند دست کم میگیرند درس ومشق خودرا باید امروزیکی رابزنم اخم کنم و نخندم اصلا تابترسندازمن وحسابی ببرند **** خط کشی آوردم درهوا چرخاندم چشم ها درپی چوب تنبیه هرطرف می غلطید مشق هارابگذارید جلو زود معطل نکنید اولی کامل بود خوب ،دومی بدخط بود برسرش دادزدم سومی می لرزید خوب گیر آوردم صید در دام افتاد وبه چنگ آمد زود **** دفترمشق حسن گم شده بود این طرف آنطرف نیمکتش را میگشت تو کجایی بچه بله آقا اینجا همچنان میلرزید " پاک تنبل شده ای بچه بد " " به خدا دفترمن گم شده آقا همه شاهد هستند" **** " مانوشتیم آقا " بازکن دستت را خط کشم بالا رفت خواستم برکف دستش بزنم اوتقلا میکرد چون نگاهش کردم ناله سختی کرد گوشه صورت اوقرمزبود هق هقی کرد وسپس ساکت شد همچنان میگرید مثل شخصی آرام به خروش وناله **** ناگهان حمدالله درکنارم خم شد زیر یک میز کناردیوار دفتری پیدا کرد گفت : آقا ایناهاش دفترمشق حسن چون نگاهش کردم خوش خط وعالی بود غرق در شرم وخجالت گشتم جای آن چوب ستم بردلم آتش زد سرخی گونه او به کبودی گردید صبح فردا دیدم که حسن با پدرش ویکی مرد دگر سوی من میایند خجل و دل نگران منتظر ماندم من تا که حرفی بزنند شکوه ای یاگله ای یا که دعوا شاید سخت در اندیشه انان بودم پدرش بعد سلام گفت" لطفی بکنید وحسن را بسپارید به ما " گفتمش چی شده آقا رحمان گفت این خنگ خدا وقتی از مدرسه برمی گشته به زمین افتاده بچه سر به هوا یا که دعوا کرده قصه ای ساخته است زیر ابرو وکنارچشمش متورم شده است درد سختی دارد می بریمش دکتر با اجازه آقا چشمم افتاد به چشم کودک غرق اندوه وتاثرگشتم من شرمنده معلم بودم لیک آن کودک خرد وکوچک این چنین درس بزرگی می داد بی کتاب ودفتر من چه کوچک بودم اوچه اندازه بزرگ به پدر نیز نگفت آنچه من از سرخشم به سرش آوردم عیب کار ازخود من بود ونمیدانستم من از آن روز معلم شده ام بعد از آن هم دیگر در کلاس درسم نه کسی بد اخلاق نه یکی تنبل بود همه ساکت بودند تاحدود امکان درس هم میخواندند من به یاد آوردم این کلام از مولا (ع) که به هنگامه خشم نه به فکر تصمیم نه به لب دستوری نه کنم تنبیهی یا چرا اصلا من عصبانی باشم با محبت شاید ،گرهی بگشایم با خشونت هرگز حدیث مهرورزی رسول خدا (ص) : مهرورزی ومحبت روش و و سنت من است. قرآن کریم: انک لعلی خلق عظیم ( سوره قلم / آیه 4) همانا بدرستیکه تو دارای اخلاق نیکو هستی . پیامبر اسلام (ص): ان حسن الخلق ذهب بخیر الدنیا و الاخره ( جامع السعاده/ ج 1 ص 273) حسن خلق نیکی دنیا و آخرت را به دنبال دارد. امام علی (ع) :حسن الخلق خیر الرفیق ( بحار الانوار/ ج77/ص 396) خوش اخلاقی بهترین رفیق آدمی است . امام صادق (ع):لاعیش اهنأ من حسن الخلق( علل الشرایع / ج2/ ص 246) هیچ زندگانی گواراتر از حسن خلق نیست . امام صادق (ع):من ساء خلقه عذّب نفسه ( جامع السعاده/ ج 1 ص 271) هرکس بداخلاق باشد خودرا عذاب می دهد . امام صادق (ع):از مانیست کسی که هنگام خشم ، خویشتندار بوده و با همنشینان و دوستان خود خوش اخلاق و خوش رفتار نباشد. (الامام الصادق والمذاهب الاربعه ج2 ص 350) امام موسی کاظم(ع):مهرورزی ودوستی با مردم نصف عقل است . رسول خدا (ص) مهرورزی ومحبت روش و و سنت من است. حضرت محمّد (ع): فرزندانتان را در نیکوکاری یاری کنید. هر کس که بخواهد، عقوق را از فرزندانشان خارج می سازد . حضرت محمّد (ع):چنان که پدرت بر تو حقی دارد، فرزندانت نیز حق دارند. حضرت محمّد (ع): چنانکه فرزندت در اثرنافرمانی،عاق پدرومادرمی شود،پدر و مادر نیز ممکن است در اثر عدم انجام وظیفه عاق فرزند شوند. حضرت محمّد (ع):خدا رحمت کند پدر و مادری را که فرزندشان را به نیکی کردن به خودشان وادار نمایند. چگونه کلاس درس را اداره و کنترل کنیم؟ از مهمترین عواملی که در اداره ، کنترل و رهبری کلاس درس به معلمان می تواند کمک کند و به عنوان عوامل موثر مطرح باشد می توان به:الف – شخصیت معلم ب – دانش معلم – ج – مهارتهای تدریس نام برد. مجموعه ای از ویژگیهای رفتاری هر فرد نماینده شخصیت آن فرد است . معلم باید فردی صبور ، خونگرم ،مهربان و اجتماعی باشد. و سعی کند با رفتار های خوب و مناسب خود اثر مثبت بر رفتار دانش آموزان بگذارد. معلمی در اداره ،هدایت و رهبری کلاس درس خودموفق است که توانایی حل هوشمندانه تعارضها و تضاد های موجود در مباحث کلاسی را دارا باشد. یعنی در هنگام بحث و گفتگو دانش آموزان با توجه به روشهای معقول سعی کند آن تضادها و اختلافات را در بین دانش آموزان حل کند. و اگر در این راه توفیقی بدست نیاورد ممکن است چنین دانش آموزانی را به کلاس دیگر انتقال دهد. و یا ممکن است ابتدا در حل تضاد بکوشد و اگر موفق نشد آنان را از یکدیگر جدا کند و می توان از مربی پرورشی و مشاورین مدرسه هم کمک گرفت. ولی بهتر است معلم از عقل سلیم خود بهره بگیرد. اگر می خواهید یک معلم خوب و موفق در اداره و کنترل کلاس باشید باید از خودتان شروع کنید. و باید آنقدر به موضوع درس مسلط باشید که با بیان خوب و رسا چنان درس بدهید که دانش آموزان را مجذوب خود نمایید. و در این زمینه معلمان تازه کار بخصوص می توانند به مطالعه کتابهای مربوط به روان شناسی تدریس – یادگیری بپردازند. و همیشه با توجه به پیشرفت علوم و تکنولوژی در دنیا ایجاب می کند معلم از تازه های علم آگاه و باخبر باشد و در زمینه فنی و اجتماعی و چگونه برقراری ارتباط با دانش آموزان همیشه آماده باشد . معلم پیوسته معلومات و اطلاعات خود را باید به روز و نو کند. باید علم خود را گسترش دهد. تا بتواند از عهده پاسخگویی به پرسشهای دانش آموزان در سطح بالاتر بر آید. و از پاسخ دادن نادرست به سوالات دانش آموزان پرهیز کند. و در صورتی که جواب سوال دانش آموزان را نمی داند باید آنقدر مهارت داشته باشد که به نحوی سوال را به شکل دیگر به خود دانش آموزان به عنوان کار تحقیق ارائه دهد. علاوه بر تسلط به موضوع درس معلم باید مفهوم یادگیری و یاد دادن را بداند. درس دادن شامل فعالیتهای معلم می باشد. که باعث واداشتن دانش آموزان به توجه ، مشاهده ، ایجاد ارتباط ، یاداوری ، استدلال و نتیجه گیری می شود. معلم باید نسبت به نیاز هاو احساسات دانش آموزان کلاس حساس باشد همه یادگیرندگان یک کلاس شما بچه های باهوش نیستند از نظر میزان هوش و توانایی ذهنی و جسمی و از نظر استعداد متفاوت هستند. و چه دانش آموزان با هوش و چه دانش آموزان کم هوش و چه دانش آموزان منظم و مرتب و چه آنهایی که سرکش و یاغی و یا بازیگوش هستند همگی نیاز به حمایت و تشویق دارند. و معلم نباید از انتقاد کردن بیش از حد لازم استفاده کند . و لازم نیست زیرا گاهی وقتها انتقاد کردن بیش از حد معلم می تواند تبدیل به حالت سرزنش و سر کوفت زدن از نظر دانش آموز جلوه کند. و احتمالا اثر تخریبی آن بیش از فوایدش خواهد بود. معلم باید کار هایش قبل از ورود به کلاس سازمان یافته وآماده نماید یعنی از وقت و زمان خود به خوبی استفاده کند. و از قبل برنامه آموزشی خود را تنظیم کرده و برای عوض کردن موضوع بحث و گفتگو از لحظه ها در کلاس خوب استفاده نماید. در کلاس فعالیتهای متنوعی را به کار گیرد. زیرا باعث می شود هر حادثه یادگیری مقدمه و بهانه ای برای حادثه یادگیری دیگر باشد. از برنامه یا جدول یادگیری مثل جدول تحلیل محتوایی درس و طرح درس مناسب که از قبل آماده کرده است و مورد بررسی قرار داده است استفاده کند این بخصوص برای معلمان تازه کار امر ضروری است. و معلم تمام تلاش خود را باید بکار بگیرد تا کلاس خود را به صورت زنده و شاد و فعال اداره کند. ولی بر دانش آموزان فشاری بیش از حد توانشان وارد نکند. و به دانش آموزان فرصتهای بیشتری بدهد تا خود برای یادگیری آماده کند. یک معلم باید دانش آموزان خود را برای یادگیری انگیخته نگه دارد. و چنان فضای روانی مناسبی را ایجاد کند که دانش آموزان را نسبت به یادگیری مطالب و گوش دادن و کنجکاو بودن آماده نگه دارد. موجباتی را فراهم نماید که هر چند دانش آموزان در حال نشسته به یادگیری بپردازند. زیرا بعضی مواقع بچه ها از نشستن روی صندلی معمولا نا مناسب مدارس خسته و شکایت می کنند. معلم باید آگاه باشد و چنان کنترل کلاس را در اختیار بگیرد که گویی چشمی نیز در پشت سر خود دارد. و هیچوقت دانش آموزان نباید احساس کنند که تحت کنترل یا فشار معلم هستند. معلمی هم حرفه و هم هنر است. معلم باید خوب مهارتهای تدریس را در کلاس در موقعیت های مناسب به کار بگیرد. بطوری که این مسئله می تواند باعث جلب توجه و جذب و افزایش علاقه دانش آموزان به سوی فعالیتهای یادگیری شود. شما می توانید از مهارتها ، تجربیات معلمان برجسته و قدیمی و یا موفق در همان مدرسه یا مدارس دیگر استفاده کنید. هر معلم از قبل باید مهارتهای لازم را برای آن درس مشخص نماید و آنها را در مدت زمان مناسب تمرین و تکرار کند و بیاموزد. ودر ضمن ارتباط معلم با دانش آموزان باید مطلوب باشد. در آن صورت حاصل آن نوعی اشتراک اطلاعات ، معلومات و مهارتها میان معلم و دانش آموزان خواهد بود. یکی از راههای کنترل و مدیریت کلاس طرح پرسشهای مناسب توسط معلم ، جهت برانگیختن تفکر و جهت دادن به مسیر یادگیری دانش آموزان به هنگام انجام فعالیتها است. معلم باید از انواع پرسشهای علمی مانند پرسشهای سازنده ، واگرا ، همگرا ، موضوع مدار ، فرد مدار ، پرسشهای مناسب برای دریافت و پرورش ایده ها دانش آموزان و پرسشهای متمرکز کننده ، پرسشهای برای پرورش مهارتهای یادگیری و... استفاده کند و در زمینه سنجش و اندازه گیری اطلاعات کافی داشته باشد زیرا مطرح شدن پرسش توسط معلم یکی از راههای کنترل و اداره فعالیتهای کلاسی به شمار می آید. معلم برا اینکه دانش آموزان خود را کنترل کند باید آنها را بشناسد و آنها را در امر یادگیری و سایر فعالیتهای کلاسی مشارکت دهد. و تشویق کند و استفاده از همکاری دانش آموزان در فعالیتهای یادگیری امری ضروری برای رهبری ، هدایت ، اداره کلاس درس است و همچنین نوعی احترام گذاشتن به دانش آموزان می باشد وقتی شما در مدیریت و امر یادگیری از آنها کمک می گیرید آنها احساس خوبی پیدا می کند. حتی شما می توانید برای حل برخی از مشکلات کلاس با آنها مشورت نماید و از آنها نظر خواهی کنید. تا جایی که امکان دارد از اطلاعات و آموخته های قبلی دانش آموزان در امر تدریس استفاده کنید. و تنها از روش سخنرانی در کلاس استفاده نکنید زیرا این روش به تنهایی برای دانش آموزان بخصوص دانش آموزان بازیگوش و فضول و نا آرام که دوست ندارند گوش دهند و یا یاداشت برداری کنند زیاد مفید نیست و نتیجه خوبی به همراه ندارد. بهتر از از روشهای مختلف و متنوع مانند روش مباحثه ای که دانش آموزان را برای شرکت فعال در پاسخ گویی به سوالات ، اظهار نظر و رقابت مثبت و دفاع از نظر خود تشویق می کند استفاده کنید و یا می توانید از روشی به نام روش تمرین وتکرار که همواره سبب ترغیب دانش آموزان به انجام یادگیری مهارتها می شود استفاده کنید و گاهی وقتها می توانید از روش پژوهش گروهی که نوعی فعالیت دسته جمعی دانش آموزان در گروه های کوچک به منظور انجام دادن امر مطالعه و سازماندهی یادگیری است استفاده نماید البته در این مورد باید حتما معلم از قبل مراحل جریان پژوهش گروهی را با دانش آموزان در میان بگذاردو آن را بررسی و کنترل کند. این روش بهتر دانش آموزان را برای زندگی آینده آماده می کند. بررسی محققین آموزشی نشان داده است که دانش آموزان به شرکت فعال و در یافت مسئولیت در گروه های کوچک تمایل و علاقه بیشتری نشان می دهند. حتی یکی روشهای مناسب جهت برقراری ارتباط همه جانبه بین معلم و شاگردان در کلاس استفاده از روشهای آزمایشگاهی است که در ایجاد انگیزش در دانش آموزان و در گیر شدن ذهنی ، جسمی و بکار گیری تمام حواس جهت انجام فعالیتهای آزمایشگاهی باعث می شود آنها کمتر به مسائل دیگر بپردازند. معلم باید مهارت آغاز درس را خوب انتخاب نماید مثلا از یک داستان ، از یک مشاهده نا همخوان که او فکر نمی کند و انتظار اتفاق افتادن آن نیست و یا از یک پرسش خوب یا طرح یک معما درس را آغاز کند. و از دانش آموزان برای پیدا کردن جواب و حل آن مسئله یا پرسش و یا معما کمک بخواهد. معلم می تواند از روشی به نام روش مکاشفه ای استفاده کند که دانش آموزان و فعالیتهای فکری آنها را در جهت کشف برخی مفاهیم و اصول علمی هدایت می کند و فرصت کمتری برای بازیگوشی و انجام مسائل بی مورد پیدا می کنند. استفاده از روش پرسش و پاسخ در روش مکاشفه ای می تواند سبب افزایش مهارتهای ذهنی در دانش آموزان بگردد و از آنجا که خود دانش آموزان شخصا مطالب را کشف می کنند ذوق و اشتیاق او به یادگیری و انجام فعالیتها و منظم بودن بیشتر می کند . حتی استفاده به موقع و مناسب از این روش انجام دهید ، نگاه کنید و یاد بگیرید در مورد همه بچه ها ( باستعداد- کم استعداد – متوسط ؛ ضیعف و....) کارایی فراوان دارد. در این روش آنها از یکدیگر کمک می گیرند و در گروه همدیگر را راهنمایی می کنند و بتدریج تواناییها و قابلیتها ی گروهی دانش آموزان افزایش یافته و یاد می گیرند چگونه به یکدیگر احترام بگذارند و چگونه با هم همکاری داشته باشند. اگر معلم از برنامه یادگیری کند استفاده کند و در عین حال باعث سردرگمی دانش آموزان خود می شود. و فضای روانی کلاس به نحوی خواهد شد که یادگیری برای آنها خسته کننده می گردد. مدیریت و اداره کلاس دستخوش تغییر خواهد شد و کنترل کلاس از مسیر اصلی خارج می گردد. معلم باید بکوشد تا دانش آموزان کلاس خود را به نحوی به فعالیت وا دارد که هیچ یک از آنان احساس خستگی و یکنواختی نکنند. زیرا خستگی و یکنواختی خود عاملی برای پیدایش شیطنت های دانش آموزان و بی نظمی در کلاس است. معلم باید دارای آن چنان شیوه رفتاری مطلوب ، دوستا نه ای و در حد استاندارد آموزشی باشد که اکثریت دانش آموزان را به گوش دادن درس علاقمند نماید. و غالبا باید نسبت به شنیدن عقاید و نظر های جدید دانش آموزان تمایل نشان دهد. و از دانش آموزان خود دعوت کند که در بحث و گفتگوی آزاد شرکت کند. خود معلم در بحث و گفتگو آن چنان خود را پر انرژی نشان دهد که این انرژی از او به دانش آموزان سرایت نماید. و در هنگام رهبری و هدایت دانش آموزان در کلاس درس ودر مواقعی که بحث و جدالی پیش می آید برای دفاع از اعتقادات و نگرشها و باور داشتنهای سالم و صحیح بر اساس عقل سلیم و دور از هر نوع تعصب ، تبعیض و یک سو نگری آمادگی لازم را دارا باشد. و نرم خویی و صبور بودن را به کار گیرد.
نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 22:33 | لینک  | 

روش های آموزشی علوم الگوی كار و بحث گروهی مقدمه: امروزه در دنیا هیچ كاری در زمینه های علم فناوری، اقتصاد و حتی فكر و اندیشه به صورت فردی انجام نمی شود. كارگروهی یكی از روش های اصلی تدریس در كلاس علوم است و باید دانش آموزان را به كارگروهی واداریم. هدف: كار و بحث گروهی، در عین این كه یك روش آموزشی است، برای ما هدف نگرشی بسیار مهمی تلقی می شود. كار گروهی فرصت ایجاد نگرش های مثبت نسبت به مدرسه و علم را در ذهن های دانش آموزان به وجود می آورد و تعامل عاطفی را بین آنها تقویت می كند. انسان موجودی اجتماعی است. كار و بحث گروهی، دانش آموزان را با مشكلاتی كه در بزرگ سالی بر سر راه زندگی اجتماعی آنها وجود دارد، آشنا می كند و راه مقابله و برطرف كردن مشكلات را به آنان می آموزد. در واقع، این تمرینی كوچك برای رسیدن به زندگی اجتماعی بهتر است. در جریان كار گروهی، دانش آموزان علاوه بر تجربه اندوزی در تقسیم كار و مسئولیت، تجربیاتی نیز در زمینه ی مدیریت و سازمان دهی فعالیت ها به دست می آورند. شركت در كار و بحث گروهی باعث ایجاد یادگیری عمیق تر و ماندگارتر می شود. نكات اجرایی: در حال حاضر، در كلاس های علوم به دانش آموزانی برمی خوریم كه در یك زمینه ی خاص دارای اطلاعاتی زیاد و حتی بیشتر از معلم هستند. آنها معمولا˝این اطلاعات را از طریق دیدن فیلم، مطالعه ی كتاب و حتی مسافرت و تجربه ی عملی كسب می كنند. در بحث گروهی، معلم با ایجاد فضای بحث گروهی، كلاس را از اطلاعات این گونه دانش آموزان بهره مند می كند و در عین حال، این افراد نیز تشویق می شوند. در بحث و كار گروهی، معلم باید مراقب باشد كه هیچ كدام از دانش آموزان، منزوی و گوشه گیر نباشند و همه در كار گروهی مشاركت كنند. كار گروهی روحیه ی همفكری، همیاری و همدلی را در دانش آموزان افزایش می دهد و جلوی رقابت ناسالم را می گیرد. تعداد افراد گروه با توجه به نوع فعالیت متفاوت است و به امكانات كلاس و سن دانش آموزان نیز بستگی دارد. هم چنین تقسیم كا باعث ایجاد انگیزه و پویایی در گروه می شود. معلم باید مراقب باشد تا در حین انجام كار گروهی، دانش آموزان از موضوعی كه باید در مورد آن بحث كنند و كار گروهی انجام دهند، منحرف نشوند و در صورت انحراف، باید آنان را با روش های مناسب به سوی هدف اصلی سوق داد. هدف اصلی در كار و بحث گروهی، انجام دادن كار به صورت گروهی است، نه به صورت انفرادی درگروه. در كار گروهی، یكی از مشكلات اصلی شكل آرایش صندلی ها و نیمكت های كلاس است. تغییر آرایش كلاس با تشكیل كلاس در محیط خارج از كلاس، فرصت های مناسب و جذاب را برای یادگیری بهتر فراهم می كند. به عنوان نكته ی آخر در این بحث متذكر می شویم كه در این روش نیز باید جلوی افراط و تفریط را گرفت. انجام دادن كار گروهی نباید به معنای نفی و فراموش كردن آن دسته از فعالیت های انفرادی باشد و روحیه ی اتكا به نفس را پرورش می دهند. روش پرسش و پاسخ هدف: در كلاس درس، یكی دیگر از روش هایی كه به كارگیری آن دانش آموزان را به سمت یادگیری فعال سوق می دهد، روش «پرسش و پاسخ» است. در یك كلاس فعال و خوب علوم، هم دانش آموزان و هم معلم سؤال كننده و پاسخ دهنده هستند. اما نكته ی اساسی چگونه پرسیدن و چگونه پاسخ دادن است. پرسش های ما، در واقع بازتاب میل درونی ما نسبت به فهمیدن و دانستن است. اصولا˝ منشأ تولید علم و دانش بشر را می توان همین كنجكاوی و میل درونی دانست. www.zibaweb.com اهمیت روش پرسش و پاسخ درآموزش علوم به حدی است كه آن را یكی از روش های مهم آموزش علوم می دانند. این روش،به روش سقراطی معروف شده است و ریشه ی تاریخی نیز دارد. در روش سقراطی، مربی با طرح پرسش های هدفدار، یادگیرنده را به سمت فهم مطالب مورد نظر هدایت می كند. نكات اجرایی: به دلیل اهمیت این روش و برای ترویج به كارگیری آن در كلاس علوم، ما بایددرباره ی چگونگی پرسش و پاسخ اطلاعات كافی داشته باشیم. اصولا˝ پرسش ها به چند دسته تقسیم می شوند: الف- پرسش های تمركزدهنده: این گونه پرسش ها توجه دانش آموزان رابه موضوع فعالیت جلب می كنند؛ مثلا"، وقتی معلم از دانش آموزان می خواهد كه مشاهده كنند و پاسخ دهنده كه چه می بینند، چه می شنوند و چه لمس می كنند یا این كه دو چیزرا مقایسه كنند، طرح این پرسش ها سبب می شود كه دانش آموزان فعالیت ها را دقیق تر و هدفدار انجام دهند. ب- پرسش های مربوط به شمارش و اندازه گیری: پرسش هایی هستندكه باعث دقیق تر شدن انجام فعالیت می شوند؛ پرسش هایی مانند: چه مدت، چندتا، چه مقدار، چه اندازه و غیره. چنین پرسش هایی باعث كمی تر شدن فعالیت ها می شوند. یكی از هدف های ما این است كه بچه ها مشاهدات كیفی خود را به مشاهدات كمی تبدیل كنند. پ- پرسش های مقایسه ای: این پرسش ها دانش آموزان را به سمت مقایسه ی دو كمیت،دو چیز یا دو پدیده سوق می دهند و آنان را به مشاهده گرایی دقیق تبدیل می كنند. ت- پرسش های فعالیت پذیر: این پرسش ها دانش آموزان را به انجام دادن فعالیت دعوت می كنند و آنان برای پاسخ دادن به این پرسش ها مجبور به انجام دادن فعالیتی هستند؛ مثلا˝، وقتی می پرسیم: «اگر یخ را حرارت دهیم، حجم آن چه تغییری می كند؟» دانش آموز برای پاسخ دادن به این پرسش باید فعالیت مورد نظر را انجام دهد. بهنرین نوع پرسش ها، پرسش های «فعالیت طلب» هستند؛ یعنی، پرسش هایی كه دانش آموز را به انجام دادن فعالیتی برای پاسخ گویی و در نتیجه، یادگیری فعال وا می دارند. با وجود این كه پرسش های عمومی به طور كلی می توانند به ایجاد و تقویت یك یاچند مهارت در دانش آموز بینجامد اما برای نیل به هر یك از مهارت ها نیز می توان پرسش های اختصاصی مطرح كرد كه پاسخ گویی به هر كدام از آنها، دانش آموزان را به طورویژه به یكی از مهارت ها می رساند. پرسش ها را می توان به دو گروه «هم گرا» و «واگرا» نیز طبقه بندی كرد. پرسش های هم گرا: پرسش هایی هستند كه پاسخ مشخص و ثابتی دارند و پاسخ آنها به شرایط مختلف و نظر پاسخ دهنده بستگی ندارد. پرسشهای واگرا: پرسش هایی هستند كه از منظرهای متفاوت می توانند پاسخ های مختلفی داشته باشند و پاسخ آنها گاهی وابسته به زاویه ی دید پاسخ دهنده است. در مقابل هنر خوب پرسیدن، هنر خوب پاسخ دادن نیز وجود دارد. هر سؤال دانش آموز در واقع آمادگی او رابرای یادگیری نشان می دهد. این محرك یادگیری نقطه ی عطف كار معلم است و معلم بایداین فرصت را غنیمت بشمرد. هنگام مواجه شدن با پرسش دانش آموز، راه های متفاوتی برای پاسخ دادن وجود دارد؛ بعضی از معلمان پاسخ سؤال را مستقیم و به طور كامل در اختیاردانش آموز می گذارند. بعضی دیگر، پرسش را به خود دانش آموز برمی گردانند و بعضی نیزبرای یافتن ، كتاب ها، مجله ها و منابع دیگری را به دانش آموزان معرفی می كنند. گاهی هم می توان پرسش دانش آموز را به سمت یك فعالیت مناسب هدایت كرد. گاهی عكس العمل معلم نسبت به سؤالات مطرح شده، در دانش آموزان بسیار مؤثر است؛ مثلا˝، اظهارتعجب، شگفتی و علاقه ی معلم باعث جلب توجه بقیه ی دانش آموزان به سؤال می شود. پس هنگام پاسخ دادن به سؤالات دانش آموزان، اصل این است كه معلم از دادن پاسخ صحیح بپرهیزد؛ یعنی آنها را در مسیر یادگیری فعال قرار دهند. معلم هنرمند، معلمی است كه پرسش های دانش آموزان را به یك سلسله فعالیت های یادگیری تبدیل كند تا دانش آموزان با انجام دادن، این فعالیت ها، به پاسخ پرسش خود برسند. www.zibaweb.com معلم بایدبتواند، در بسیاری از موارد با شهامت كلمه ی «نه» را به زبان آورد. «نه» گفتن معلم به دانش آموزان یاد می دهد كه او دانای كل نیست. بهترین روش پاسخ گویی به پرسش هااین است كه معلم به دانش آموزان بگوید: «بچه ها، بیایید با هم یاد بگیریم.» اینكار ترس ندانستن را از دانش آموزان می گیرد و در ضمن، باعث ایجاد رابطه ی عاطفی بین معلم و آنها می شود. الگوی تدریس E5(بر اساس ساخت گرایی) مقدمه: از نظر طبقه بندی، روش ساخت گرایی جزو روش های فعال و اكتشافی است كه بر تولید،كنترل و تعمیم دانش تأكید می كند. در فرآیند تدریس ساخت گرایی معلم و همه ی امكانات تسهیل كننده هستند و جزو خدمات آموزشی به حساب می آیند. بنابراین، در این روش، دانش آموز نقش اساسی را ایفا می كند. هدف: جستجوی فعالانه فراگیرندگان ازطریق فعالیت های گوناگون برای كشف راه حل ها، مفاهیم، اصول و قوانین، یكی از اهدافمهم در این روش است. داشتن روحیه ی كاوشگری برای ایجاد سؤال، طراحی، اجرا، ابداع وبه دست آوردن جواب، یكی از ویژگی های ساخت گرایی است. این الگوی تدریس ازپویاترین و كارآمدترین، الگوهای تدریس است كه در بسیاری از كلاس های دنیا با موفقیت در حال اجرا است. مراحل اجرای الگوی تدریس حاضر در 5 مرحله برنامه ریزی واجرا می شود؛ مراحل مورد نظر عبارت اند از: -1 درگیر گردن Engaging -2 كاوش Exploration -3 توصیف( (Explanation -4 شرح و بسط گسترش( Elaboration) -5ارزشیابی ( Elaboration) دلیل نام گذاری الگوی تدریس ساخت گرایی به الگوی E5، آغازشدن هر مرحله با حرف E است. برای درك بهتر این الگوی تدریس حاضر، درس حشرات ازكتاب علوم اول راهنمایی بر اساس این 5 مرحله آموزش داده می شود. مرحله اول: درگیر شدن این مرحله برای جلب توجه كلاس به موضوع مورد آموزش و ایجاد هیجان وانگیزش در فراگیران طراحی شده است. یك سؤال جالب، یك داستان نیمه تمام، یك عكس خوب،ارائه یك فعالیت مناسب علمی و یا ... می تواند مورد استفاده معلم قرار گیرد درآموزش درس حشرات معلم برای اجرای این مرحله می تواند در صورتی كه امكانات محیطی اجازه می دهد به افراد گروه فرصتی بدهد تا در یك مدت زمان تعیین شده در محیط اطراف خود به دنبال جمع آوری حشرات باشند. بچه هایی كه در پایان این مدت به كلاس باز می گردند هیجان زده و با انگیزه كافی آماده اند تا در ادامه كار با معلم همراه باشند. در صورتی كه چنین امكانی در اختیار نباشد معلم می تواند با پیش بینی كه از جلسه قبلا انجام می دهد از هر گروه بخواهد تا یك نوع حشره با خود به كلاس بیاورند و در غیراین صورت می تواند تصاویر جالبی از انواع مختلف حشرات را با خود به كلاس بیاورد ویا حداقل از تصاویر كتاب استفاده كند. www.zibaweb.com مرحله دوم : كاوش در این مرحله كه مطالعه بعد از انگیزه می باشد معلم از گروه ها می خواهد تا به مشاهده ی حشرات بپردازند. دراینجا مشاهدات دانش آموزان از حشرات می تواند شامل مشاهده رفتار و اجزای ساختمان بدن حشرات باشد. همه ی گروه ها فعال و به جستجو و مطالعه مشغول هستند. ضمن اینكه ازوسایل ساده ای مانند ذره بین و ... نیز استفاده می كنند. در تمام لحظات گروه یادداشت برداری می كند. اطلاعات خود را از بدن حشره و رفتار آن یادداشت می كند. رفتار ساختمان بدن پرواز می كند. دو شاخك دارد. به محرك پاسخ میدهد. ...................... ...................... 6 پا دارد. ...................... در واقع ایجاد و تقویت هماهنگی مغز و دست در حین كسب تجربه از اهداف مهم این مرحله است. این مرحله به دانش آموزان در ایجاد یك قالب وچهارچوب فكری برای تشكیل مفاهیم جدید كمك می كند. در این مرحله معلم نقش راهنمادارد. مرحله سوم: توصیف در این مرحله معلم باید رشته ی كار را به دست دانش آموزان بدهد. دانش آموزان برای كار و فعالیت انجام شده توضیح منطقی و مستدل ارائه می دهند و به توصیف مشاهدات می پردازند. بحث بین دانش آموزان آغاز می شود. بچه ها سعی می كنند از معلم سؤال كنند. ولی معلم پاسخ نمی دهد و تلاش می كند باتوصیف، دانش آموز به دنبال نام علمی حشره بگردد. شاگردان اطلاعاتی را به دستآورده اند. آنها حشرات را پیدا كرده اند، مشاهده ی دقیق انجام داده اند و مشاهدات خود را توصیف كرده اند. فقط نام های علمی را نمی دانند و معلم باید به عنوان یك راز آن را تا آخر برنامه نگه دارد. مرحله چهارم: شرح و بسط بچه ها خوشحال هستند وچون با انگیزه كار را شروع كرده اند اطلاعات زیادی به دست آورده اند. آنها به كتابهای مختلف، دائرة المعارف ها، نرم افزارهای كامپیوتری و ... مراجعه می كنند. معلم فقط به بچه ها راه جمع آوری اطلاعات را یاد می دهد و نشان می دهد كه چگونه میتوانند خودشان مشكلات را حل كنند. در این مرحله مثال های اضافی و موارد بیشتری درباره مفاهیم اصلی درس ارائه می گردد و از دانش آموزان خواسته می شود تا از آموخته ها و یادگیری های قبلی برای گسترش و بسط و تعمیم به دیگر مفاهیم استفاده كنند و به این ترتیب در این مرحله معلم خوشحال است كه خود حشره شناس نیست لیكن بچه ها را برای تلاش بیشتر و بررسی دقیق تر هدایت كرده است. مرحله پنجم: ارزشیابی ارزشیابیمستمر در طول انجام فعالیت و از مرحله اول آغاز شده است. در این مرحله برای ارزشیابی پایانی معلم می تواند از یك روش بسیار جالب استفاده كند به این صورت كه ازهر گروه بخواهد گزارش كاملی از رفتار، ساختمان و ... حشرات توصیف كنند. سپس گزارش را در اختیار گروه دیگر یا حتی كلاس دیگر قرار دهد تا بر اساس توصیفی كه ازحشره در گزارش شده شكل حشره را بكشند. مسلم است كه هر چه توصیف دقیق تر باشدنقاشی هم كامل تر است و مثلا" اگر در یك نقاشی، حشره شاخك نداشته باشد یعنی توصیف كامل نبوده است. حتی یك نوع خود ارزیابی می تواند صورت گیرد و خود گروه بر اساس معیارهای تعیین شده از سوی معلم تشخیص خواهند داد كه شكل كشیده شده تا چه حد كامل بوده است و این بستگی به انتظار معلم و نوع ارزشیابی دارد. به طور كلی الگوی 5E در افزایش سواد علمی در درس علوم و ریاضی و دروس دیگر كاربرد دارد و بسیار موفق بوده است. مثال دیگر 5E موضوع: گل علوم اول و دوم راهنمایی مرحله اول: درگیر كردن معلم : بچه ها امروز می خواهیم یك كارگروهی بسیار جالب و هیجان انگیز انجام دهیم. فصل بهار است و موضوع فعالیت امروز ما نیز گل ها هستند هر گروه تلاش كنید در مدت زمان 5 الی 10 دقیقه حداقل یك نمونه گل از محیط اطراف انتخاب كنیدولی از چیدن گل خودداری كنید. در صورت نبودن گل در محیط، گروه ها می توانند ازتصویر یك گل، گل مصنوعی، گل خشك و ... استفاده كنند.) گروه مینا: (هیجان زده) ماگل زیبایی پیدا كرده ایم. گروه رعنا: گل ما رنگ قشنگی دارد و بسیار خوشبو است. .............................................................................................. مرحله دوم: جستجوگری (كاوش) معلم: حالا كه هر گروه گلی برای خود انتخاب كرده اند گروه ها فرصت دارند تا ساختمان، اجزا و رفتار گل هایی را كه انتخاب كرده اند بررسی كنند. می توانید از ذره بین هم برای مشاهده ی اجزای گل استفاده كنید. گروه مریم: منظور از مشاهده ی اجزای گل چیست؟ معلم: شما می توانید از همه ی حواس خود برای مشاهده ی اجزای گل و رفتار آن استفاده كنید و با دقت یادداشت برداری كنید. گروه های دانش آموزی همه در نهایت كنجكاوی به جستجو برای شناخت اجزای گل ورفتار آن می پردازند. گروه رعنا با استفاده از كتاب جدول مقابل را تشكیل میدهند. اجزای گل رنگ شكل رفتار گل 1- كاسبرگ 2- پرچم 3- ......... 4- .......... ................... سبز ............... .............. ................ .................. برگمانند .................. .................... .................. ............... ................ ................... ................. .................. .............. نمونه جدول گروه رعنا مرحله سوم: توصیف معلم: گروه های دانش آموزی حالاشما به توصیف مشاهدات خود از اجزا و رفتار گل بپردازید و برای آنچه كه مشاهده كردهاید توضیح و استدلال منطقی ارائه دهید. گروه مینا: در گروه با دوستان خود بهبحث و گفتگوی می پردازند و در پایان این بحث و گفتگوی علمی آنها به خوبی می توانندقسمت های مختلف یك گل را شناسایی و رفتار گل را توصیف كنند. آنها فقط نام علمی گل را نمی دانند. معلم: گروه ها در این مرحله برای جمع آوری اطلاعات بیشتر ودقیق تر كردن بررسی خود باید به منابع اطلاعاتی كه در اختیار دارید مراجعه كنید . گروه مریم: منظور شما از منابع اطلاعاتی چیست؟ معلم: مراجعه شما بهكتابخانه مدرسه، گلفروشی، باغبان، دائرة المعارف نرم افزارهای كامپیوتری و ...................... می تواند منابع اطلاعاتی شما باشند. (گروه ها تلاش برای جمع آوری اطلاعات و پیدا كردن نام علمی گل را شروع می كنند.) معلم: شما خود گل مورد نظرتان را پیدا كرده اید، آن را مشاهده كرده توصیف نموده، اطلاعات بدست آوردهاید و نام علمی گل مورد نظر خود را به دست آورده اید. www.zibaweb.com معلم: حالا هر گروه گل انتخابی خود را به دیگر گروه ها نشان دهند و با هم تبادل تجربه در تفاوت ها و شباهتهای گل های خود بنمایید. گروه رعنا: شما می توانید نام گیاه این گل را به مابگویید معلم: من یك گیاه شناس نیستم، شما می توانید با مراجعه به منابع اطلاعاتی كه در اختیار دارید به نام گیاه مورد نظر دست یابید. و به این ترتیب مسائل و مشكلات خود را در زندگی نیز رفع كنید. مرحله پنجم: ارزشیابی معلم مرحله به مرحله گروه ها را تحت نظر داشته و انتظارات خود را در دفتر یادداشت خود ثبت می كند. در مرحله چهارم ارزشیابی مستمر را به كارگروهی اختصاص می دهد. ارزشیابی پایانی معلم: گروه ها توصیف خود را از گل انتخابی خود بنویسند این كار را با دقت كاملانجام دهید. زیرا برای معرفی هر یك از اجزای گل و رفتار آن نمره ی جداگانه منظور میشود. معلم: گروه رعنا شما گزارش گروه مینا را بگیرید و بر اساس توصیف ارائه شده در گزارش شكل گل انتخابی گروه مینا را رسم كنید. و گروه مریم شما هم گزارش گروه ......................... معلم: هر یك از گروه ها دقت كنند نسبت به معیار تعیین شده روی تابلو نمره گروه مورد ارزیابی خود را معین كنند. الگوی تدریس مبتنی بر نظریه فرا شناخت Metacognition مقدمه: فرا شناخت عبارت است از آگاهی فرد برنظام شناختی خود و كنترل و هدایت آن در ادبیات روان شناسی، شناخت را معمولا˝ مترادف با تفكر می آورند. بنابراین، فراشناخت را می توان آگاهی بر جریان تفكر و كنترل وهدایت آن هم تعریف كرد. جریان شناخت در نظریه روان شناسی شناخت انسان را عبارت می دانند از: دریافت، پردازش، نگهداری و انتقال اطلاعات، فراشناخت فعالیتی است كه كنش های مربوط به چهار عنصر یادشده را در برمی گیرد و بر آنها نظارت دارد. معلمان در مدارس باید ابتدا دانش آموزان را به روش دریافت، پردازش و نگهداری و انتقال درست اطلاعات فراخوانند و سپس آنها را ترغیب كنند تا جریان فعالیت های ذهنی را كه انجام می دهند، مورد بازنگری و اصلاح قرار دهند. هدف: هدف اساسی نظریه فرا شناخت كمك به دانش آموز برای اندیشیدن و پرورش مهارت فكر كردن است. هدف دیگرآموزش فراشناخت، پرورش مهارت های انتقال یادگرفته ها در موقعیت های متعدد است. راهبردهای فرا شناخت دارای اهمیت فوق العاده است، و در آموزش دروس متعدد ازآنان بهره گرفته می شود. راهبردهای فراشناختی، نیازهای یادگیری فراگیران را برطرف می سازد. راهبردها آن دسته از فعالیت های ذهنی و عملی هستند كه راه رسیدن به هدف هارا هموار می سازند. موضوع: میكروب ها (آغازیان ساده( هدف كلی: آشنایی با طبقه بندی جانداران ذره بینی، صفات عمومی و ساختمانی آنها و اثراتی كه در زندگی ما دارد. مراحل اجرای الگو مرحله نخست: آماده سازی درمرحله آماه سازی معلم تلاش می كند تا دانش آموزان را ترغیب كنند 3 دسته فعالیت راانجام دهند . - تصمیم گیری درباره هدف - پیش بینی روش حل مسئله و انتخاب راهبرد - بررسی دانش پیشین مورد نیاز با استفاده از تصویر توجیهی برای به دست آوردن تعریف میكروب و در صورت وجود میكروسكوپ مشاهده باكتری ها و میكروب ها و مطالعه كتاب و مشاهده تصاویر كتاب و مقایسه آنها با باكتری ها و میكروب ها درزیرمیكروسكوپ. مرحله دوم: نظم دهی مرحله بروز دادن فعالیت های ذهنی ارزشیابی ازخود، هم از نظر فعالیت های فكری و هم از نظر فعالیت علمی است، فعالیت های فكری مربوط به یافتن راه حل ها و گزینش شیوه كار و شكل دادن نگرش خاص به موضوع و بررسی پیش نیازها است . تهیه نقاشی و كلاژ برای نشان دادن نوع باكتری و از طریق آن نوع بیماری و انجام آزمایش كشف میكروب، مقایسه باكتری ها و میكروب ها و در جستجوی تعاریف برای میكروب ها و ویروس ها . مرحله سوم: ارزشیابی معلم دانش آموزان را وادار می كند تا درباره ی یادگرفته های خود قضاوت كنند و از آنان خواسته می شود عملكرد خود را ارزشیابی كنند. دانش آموزان: برای فعالیت های مفید و مضر باكتریها چند مثال می آورند : - تفاوت ساختمان باكتری و ویروس را شرح می دهند وخصوصیات هر یك را از نظر ساختار و فعالیت حیاتی شرح می دهند. - آزمایشی برای كشف میكروب ها طراحی می كنند. - طرز تولید مثل باكتری ها و ویروس ها را با رسم شكل نشان می دهند. - نمونه هایی از آغازیان را جمع آوری و مشاهده می كنند. الگوی یادسپاری (Memorizing) مقدمه: آیا دوران تحصیل خود را به یاد می آورید هنگامی كه مجبور بودید در یك زمان كوتاه در درس جغرافیا اسامی شهرها، كشورها، پایتخت ها، كوه ها، رودها و محصولات و صنایع و آب وهوای شهرهای مختلف را به خاطر بسپارید و در درس تاریخ باید اسامی تمدن ها، سلسله ها، پادشاهان و رویدادها و سال های مربوط به آنها و در درس شیمی علامت اختصاری عناصر؛ فرمول ها و خواص مواد و در درس ریاضی فرمول ها و در درس ادبیات نام شاعران، نویسندگان و كتاب های آنها را حفظ می كردید. حفظ كردن این همه اسامی چقدر سخت بود و چه زود همه ی آنها را فراموش می كردیم. در همان زمان خود ما و برخی از دانش آموزان برای به خاطر سپردن این نام ها از شیوه های خاصی استفاده می كردیم مثلا˝ با به هم چسباندن حرف اول این اسامی كلمه معنی داری می ساختیم كه با یادآوری این كلمه آن اسامی را نیز به خاطر می آوریم این الگو بر همین اساس پی ریزی شده است. هدف: این الگو یك الگوی حافظه ای بوده و با استفاده از این الگو استعداد فراگیران در به یادسپردن مطالب تقویت می شود. همچنین قدرت تخیل دانش آموزان پرورش یافته و فراگیران مجبور به استفاده از قدرت ذهنی خود می شوند. یكی دیگر از مهمترین نتایج این الگو آگاهی دانش آموزان از این موضوع است كه آموختن یك جریان اسرارآمیز درونی نیست و با استفاده از این الگو فراگیران متوجه این مطلب می شوند كه می توانند فعالیت های ذهنی خود را سازمان دهی و كنترل كنند و بالاخره رشد توانایی یادسپاری به قدرت یادگیری را افزایش داده، در وقت صرفه جویی كرده و موجب ذخیره ی بهتری از اطلاعات می شود. مراحل اجرای الگو 1- توجه به مطالب – در این مرحله فراگیر باید افكار خود را روی مطالبی كه باید به خاطر سپارد متمركز سازد و این مطالب را سازمان دهد اگر به چیزی توجه نكنیم آن را یاد نمی گیریم چگونه فراگیر باید مطالب را سازمان دهد؟ یك راه انجام این كار خط كشیدن زیر مطالب مهم است راه دیگر درست كردن مطالب است و بالاخره راه سوم مقایسه بین مطالب و پی بردن به ارتباط بین مطالب است. 2- برقراری ارتباط- در این مرحله فراگیر باید مهارت ها و فنونی را بیاموزد تا به كمك آنها بتواند مطالب جدید را به مطالب مربوط دیگری كه قبلا˝ آموخته و یا به كلمات آشنا، عكس ها و غیره پیوند زند واما این فنون و مهارتها چه هستند؟ یكی از این مهارت ها استفاده از روش اتصال كلمه ای است در این روش باید ابتدا مطلب ناآشنا را به موردی آشنا پیوند دهیم و سپس این پیوند را معنی دار سازیم مثلا˝ هنگام فراگیری زبان های خارجی برای یادگیری لغت «كارتا» كه یك كلمه اسپانیایی به معنی نامه ی پستی است ممكن است آن را به كلمه ی انگلیسی «كارت» اتصال دهیم (شبیه سازیم) و برای معنی دار كردن آن تصویر كارتنی كه درون آن نامه ای است را در نظر بگیریم. ممكن است این مطلب به ذهن شما خطور كند كه چرا باید برای یادگیری یك كلمه این هم مطالب اضافی را به خاطر سپرد؟ جواب این است كه این پیوندهای اضافی محتوای ذهنی را غنی تر می سازد و این جریان اتصال و این پیوندها سبب افزایش فعالیت شناختی می شود. هم چنین می توانید از یك تداعی مسخره و یا مبالغه آمیز استفاده كنید. ساخت یك داستان یا جمله ی كوتاه با مفاهیم مورد نظر- اتصال اول كلمات و ساخت یك كلمه ی رمز- ارتباط دادن مفاهیم به مكان یا زمان خاص- استفاده از تضاد- بزرگ نمایی و كدگذاری از دیگر فنون و راهبردهای روش یادسپاری است. 3- ارتباط با حواس مختلف- ما مطالبی را خیلی خوب به یاد می سپاریم كه آن را نه فقط با یك حس بلكه با حواس مختلف پنجگانه خود به خوبی احساس كرده باشیم بنابراین باید از دانش آموز خواسته شود تا با بیشتر از یك حس خود كار كند و با ایجاد تصاویر حسی مختلف كه ممكن است حالت مبالغه و طنزآمیز نیز داشته باشد به تقویت یادگیری خود بپردازد و این مرحله در واقع بسط تخیلات حسی می باشد. 4- تكرار و یادآوری – و بالاخره در آخرین مرحله فراگیر باید مطالب را تا زمانی كه كاملا˝ آموخته شوند تمرین كند. از این الگو نیز مانند سایر الگوها می توان برای سنین مختلف استفاده كرد البته برای بچه های كوچك تر باید اتصال ها توسط معلم ارائه شود و معمولا˝ خود آنها قادر به برقراری این پیوندها و اتصال ها نیستند. الگوی تدريس پیش سازمان دهنده.(advance organizer) مقدمه: مطمئنا" تاكنون برایتان پیش آمده كه شخصی بخواهد مطلب مهم و جدیدی را با شما در میان بگذارد. ولی مستقیما" شروع نكرده است. و با بیان مطالبی كه شما با آنها آشنایی دارید ذهنتان را برای شنیدن و دریافت مطلب جدید آماده كرده است. و در آن موقع حتما˝ این احساس را داشته اید چقدر درك موضوع برایتان آسانتر بوده است. الگوی پیش سازمان دهنده نیز بر اساس چنین طرحی پایه ریزی شده است . هدف: مهمترین هدف این الگو معنی دار كردن یادگیری است. این الگو به معلمان كمك می كند تا بتوانند مقدار زیادی اطلاعات را به طور معنی دار و مؤثر انتقال دهند. با استفاده از این الگو فراگیر می تواند یادگیری طوطی وار را رها كرده و با مسلط گشتن بر اطلاعات ساخت شناسی خود را استحكام بخشد و در اصل این الگو با افزودن بر پایداری دانش قبلی فراگیران، كسب اطلاعات جدید را آسان می سازد. همچنین این روش تمایل به كاوشگری و عادت به تفكر دقیق در فراگیر را افزایش می دهد. مراحل اجرای الگو 1-:ارائه. پیش سازمان دهنده ها در حقیقت همان مطالب پیش گفتار هستند كه قبل از ارائه مطالب درسی و در سطحی كلی تر از خود مطلب درسی بیا ن می شوند. البته بسیاری از مقدمه ها و پیش گفتارهایی كه در كتاب های درسی آورده شده است. نمی تواند به عنوان پیش سازمان دهنده توسط معلمان به كار گرفته شود. هدف از ارائه ی پیش سازمان دهنده یك پارچه سازی و بهم پیوستن مطالب درس جدید با مطالب از پیش آموخته شده است. بهترین پیش سازمان دهنده ها آنهایی هستند كه مفاهیم، اطلاعات و تعاریفی را كه برای فراگیر آشنا می باشند را به شكل مناسب به كار گرفته باشند. 2- عرضه مطلب درسی:در این مرحله معلم باید مطالب یادگیری را ارائه دهد. البته باید این مطالب قبلا˝ فهرست و سازمان یافته شده باشند و در تمام زمان تدریس این مطالب را در ارتباط با مفاهیم كلی تر سازمان دهد. به هر حال فراموش نكنید كه پیش سازمان دهنده ها همواره مطالبی جامع تر و كلی تر از خود مطلب درسی هستند. در تمام مدت ارائه مطالب درسی باید توجه فراگیران به سازمان دهنده حفظ شود و در ارائه این مطالب نظم منطقی بایستی رعایت شود. ارائه مطالب درسی را می توان به شكل سخنرانی، بحث، فیلم و یا آزمایش انجام داد. 3- استحكام ساخت شغلیدر این مرحله باید به تحكیم سازمان شناختی شاگرد پرداخت و برای این كار معلم می تواند مطالب را برای شاگردان یادآوری كند و یا خلاصه ای از ویژگی های اصلی مطالب درسی جدید را از فراگیران بخواهد هم چنین تكرار تعریف مهم به شكل دقیق و بررسی تفاوت ها و مقایسه مطالب درسی نیز می تواند در استحكام ساخت شناسی فراگیران مؤثر باشد. در حقیقت این مرحله ارتباط مطالب درسی را با مطالب از قبل آموخته مورد آزمایش و سنجش قرار می دهد تا جریان یادگیری فعال شود. این الگو را یادگیری از طریق عرضه ی مطالب نیز می نامند . دیوید آزوبل در زمانی از روش های ارائه آموزش (سخنرانی، ...) طرفداری می كند. كه صاحب نظران آموزش اینگونه روش ها را كه به حفظ كردن و یادگیری غیرفعال منجر می شوند مورد انتقاد شدید قرار می دادند و به اعتقاد آزوبل هر روشی تدریسی كه ضعیف اجرا شود ، به یادگیری حفظی می انجامد و تدریس بیانی نیز مستثنی نیست و اگر خوب صورت گیرد به یادگیری معنی دار ختم می شود و فراگیر در این روش به طور ذهنی فعال است. پیش سازمان دهنده باید از برخی توضیحات مقدماتی كه در ابتدای تدریس گفته می شود و مهم و مؤثر نیز هستند تمیز داده شود. مثلا˝ پرسش هایی كه در شروع درس از دانش آموزان درباره ی مطلب درس پیش یا سال پیش پرسیده می شود نمی تواند به عنوان پیش سازمان دهنده استفاده شود و یا گفتن هدف های مربوط به مطلب درسی و اینكه در پایان درس از فراگیران انتظار یادگیری چه مطلبی را داریم نیز نمی توانند پیش سازمان دهنده باشند. هر چند تمام این موارد می توانند جزئی از یك ارائه خوب باشند. پیش سازمان دهده باید یك مفهوم قوی و به اعتقاد دیوید آزوبل یك داربست عقلی باشد تا افكار و عقاید بعدی بر آنها بنا گذاشته شود. پیش سازمان دهنده گان مفاهیم و اصول را به طور مستقیم به شاگردان ارائه می دهند. به عنوان مثال فرض كنید كه معلمی می خواهد درباره ی بحران انرژی در دنیا صحبت كند در این زمینه مفهوم انرژی به عنوان سازمان دهنده اصلی و مفاهیمی مثل كارایی انرژی و ذخیره انرژی می توانند به عنوان سازمان دهنده های كمكی مورد استفاده قرار گیرند. را به طور معنی دار و مؤثر انتقال دهند. با استفاده از این الگو فراگیر می تواند یادگیری طوطی وار را رها كرده و با مسلط گشتن بر اطلاعات ساخت شناسی خود را استحكام بخشد و در اصل این الگو با افزودن بر پایداری دانش قبلی فراگیران، كسب اطلاعات جدید را آسان می سازد. همچنین این روش تمایل به كاوشگری و عادت به تفكر دقیق در فراگیر را افزایش می دهد. مراحل اجرای الگو 1- ارائه پیش سازمان دهنده. پیش سازمان دهنده ها در حقیقت همان مطالب پیش گفتار هستند كه قبل از ارائه مطالب درسی و در سطحی كلی تر از خود مطلب درسی بیا ن می شوند. البته بسیاری از مقدمه ها و پیش گفتارهایی كه در كتاب های درسی آورده شده است. نمی تواند به عنوان پیس سازمان دهنده توسط معلمان به كار گرفته شود. هدف از ارائه ی پیش سازمان دهنده یكپارچه سازی و بهم پیوستن مطالب درس جدید با مطالب از پیش آموخته شده است. بهترین پیش سازمان دهنده ها آنهایی هستند كه مفاهیم، اطلاعات و تعاریفی را كه برای فراگیر آشنا می باشند را به شكل مناسب به كار گرفته باشند. 2- عرضه مطلب درسی:در این مرحله معلم باید مطالب یادگیری را ارائه دهد. البته باید این مطالب قبلا˝ فهرست و سازمان یافته شده باشند و در تمام زمان تدریس این مطالب را در ارتباط با مفاهیم كلی تر سازمان دهد. به هر حال فراموش نكنید كه پیش سازمان دهنده ها همواره مطالبی جامع تر و كلی تر از خود مطلب درسی هستند. در تمام مدت ارائه مطالب درسی باید توجه فراگیران به سازمان دهنده حفظ شود و در ارائه این مطالب نظم منطقی بایستی رعایت شود. ارائه مطالب درسی را می توان به شكل سخنرانی، بحث، فیلم و یا آزمایش انجام داد. 3- استحكام ساخت شغل یدر این مرحله باید به تحكیم سازمان شناختی شاگرد پرداخت و برای این كار معلم می تواند مطالب را برای شاگردان یادآوری كند و یا خلاصه ای از ویژگی های اصلی مطالب درسی جدید را از فراگیران بخواهد هم چنین تكرار تعریف مهم به شكل دقیق و بررسی تفاوت ها و مقایسه مطالب درسی نیز می تواند در استحكام ساخت شناسی فراگیران مؤثر باشد. در حقیقت این مرحله ارتباط مطالب درسی را با مطالب از قبل آموخته مورد آزمایش و سنجش قرار می دهد تا جریان یادگیری فعال شود. این الگو را یادگیری از طریق عرضه ی مطالب نیز می نامند . دیوید آزوبل در زمانی از روش های ارائه آموزش (سخنرانی، ...) طرفداری می كند. كه صاحب نظران آموزش اینگونه روش ها را كه به حفظ كردن و یادگیری غیرفعال منجر می شوند مورد انتقاد شدید قرار می دادند و به اعتقاد آزوبل هر روشی تدریسی كه ضعیف اجرا شود ، به یادگیری حفظی می انجامد و تدریس بیانی نیز مستثنی نیست و اگر خوب صورت گیرد به یادگیری معنی دار ختم می شود و فراگیر در این روش به طور ذهنی فعال است. پیش سازمان دهنده باید از برخی توضیحات مقدماتی كه در ابتدای تدریس گفته می شود و مهم و مؤثر نیز هستند تمیز داده الگوی تدریس بازی نقش یا ایفای نقش (Role playing) هدف: هدف از اجرای الگوی تدریس بازی نقش كمك به دانش آموز است تا شخصیتی منحصر به فرد بسازد و این مهم را در قالب آن چه در مواد درسی پیش بینی شده است عملی كند. الگوی تدریس بازی نقش فرصتی را ایجاد می كند كه در آن یادگیرندگان در تحصیل موقعیت ها به صورت همیار و مشترك فعالیت كنند. به ویژه یادگیرندگان شیوه ای آزادمنشانه برای پرداختن به انواعی از واقعیت های اجتماعی را به وجود می آورند. یاداوری می شود كه جریان بازی نقش نمونه ی زنده ای از رفتار انسان را مهیا می سازد كه به مثابه ابزاری در خدمت دانش آموزان قرار می گیرد تا آنان: ● احساسات خود را بروز دهند. ● از بینش خود در نگرش ها، ارزش ها و برداشت های خود سود جویند. ● نگرش ها و مهارت های حل مسائل را بوجود آورده و گسترش دهند. ● مواد درسی را از طریق گوناگون بررسی كنند. مراحل اجرای الگو مرحله ی نخست : آماده كردن گروه. مرحله ی نخست الگوی تدریس بازی نقش دارای سه قسمت است: 1- آشناسازی دانش آموزان با مساله. 2- آماده كردن گروه با توصیف روشن مسأله با استفاده از مثال ها 3- پرسیدن سؤالاتی برای برانگیختن تفكر دانش آموزان. مرحله ی دوم: انتخاب شركت كنندگان بازی نقش. معلم با توجه به آمادگی كه لحاظ ذهنی در دانش آموزان ایجاد شده است- كه همه احساس می كنند مسئله، دشواری مربوط به آنهاست- سعی می كند از افراد داوطلب برای ایفای نقش هایی بهره بگیرد. مرحله سوم: صحنه آرایی. معلم در این مرحله تلاش می كند تا نقش هر فرد را به ایفاگری نقش بازگو كند و نحوه ی وارد شدن به كار نمایش را توضیح دهد. معلم، جایی را كه در آن زمین هموار است و امكان نشستن برای دانش آموزان وجود دارد انتخاب می كند. هر مكانی كه صاف تر است و امكان اجرای برنامه تدارك شده موجود است در اختیار بازیگران قرار می گیرد. مرحله چهارم: آماده كردن تماشاگران. تماشاگران الگوی تدریس بازی نقش، تماشاگرانی نیستند كه به منظور سرگرم شدن گرد هم آمده باشند، آنان برای درك اهمیت مسأله و بنا به ضرورت به تماشای بازی نقش ها می پردازند. توجیه اهمیت و ضرورت بازی نقش به عهده ی معلم است. مرحله ی پنجم: اجرای بازی. دراین مرحله است كه بازیگران به ایفای نقش می پردازند و معلم آنها را هدایت می كند. مرحله ی ششم: بحث و ارزش یابی اجرای بازی سؤالاتی را در اذهان به وجود می آورد. معلم، ایفاگران نقش ها و تماشاگران همه سؤالاتی را طرح می كنند. براساس سؤالات طرح شده و با توجه به سؤالاتی كه معلم برای بازیگران مشخص كرده است به بحث سازمان داده می شود. مرحله ی هفتم: اجرای دوباره ی بازی نقش. معلم بحث و نظر ارایه شده در مرحله ی هفتم را جمع بندی می كند، بازیگران نقش ها در جریان اصلاحات نقش های ایفا شده قرار می گیرند و بازی نقش مجدد صورت می گیرد. مرحله ی هشتم: بحث و ارزشیابی بحث و ارزشیابی این مرحله به طور دقیق همانند بحث و ارزشیابی مرحله ی ششم است. مرحله ی نهم: تعمیم و ارایه تجارب به موقعیت ها و كسان دیگر. مرحله ی حاضر اهمیت بسیار زیادی در الگوی تدریس حاضر دارد- اگرچه هر كدام از مراحل حایز اهمیت ویژه اند. در این مرحله، آن چه به صورت بازی نقش و مغروض اجرا شده است، به موقعیت های مسأله دار و مشكل دار واقعی ارتباط داده می شود. هم چنین، اصول اساسی رفتارها معین می گردد. یادگیری از طریق همیاری (Cooperative Learning) مقدمه: پژوهشگران اظهار داشته اند كه یادگیری یك فرایند اجتماعی است و فعالیت های یادگیری برای رسیدن به مرحله ی تولید دانش و اطلاعات حیاتی است. در سال های اخیر بسیاری از معلمان فواید و اثرگذاری های راهبردهای یادگیری را از طریق همیاری دریافته اند. یادگیری از طریق همیاری یك قالب یا چهارچوب آموزشی است كه در آن گروه های دانش آموزی ناهمگن از سوی معلم شكل داده می شوند و به فعالیت می پردازند. هدف: هدف نهایی از كاربست الگوی تدریس یادگیری از طریق همیاری دستیابی به فعالیت های عالی ذهنی است. در واقع با وجود تفاوت های موجود در روش اجرای الگو، پنج عنصر در استفاده از الگوی یادگیری از طریق همیاری بسیار اساسی به نظر می آید: همبستگی مثبت، مسئولیت فردی، تعامل چهره به چهره، مهارت های اجتماعی و پردازش گروهی. این عناصر معلم را از سخنرانی صرف و دانش آموز را از تكرار بی مورد آموخته هایش رها می سازد. افزون بر این، یاگیری از طریق همیاری فرصت هایی را پدید می آورد كه یادگیرندگان بتوانند در موقعیت هایی چون كارگروهی، ارتباطات، ایجاد هماهنگی اثرگذار و تقسیم كار موفق شوند. بنابراین، مشاهده می شود كه دانش آموز در گروه های یادگیری از طریق همیاری باید بیش از یادگیری در قالب الگوهای دیگر به فعالیت بپردازند. امروزه، متخصصان آموزش و پرورش الگوهای گوناگونی را برای همیاری به كار می برند ولی مراحل اساسی اجرای الگو به صورت زير است: مراحل اجرای الگو 1- ابتدا گروه ها شكل می گیرند. گروه های ناهمگن كه دارای اطلاعات و توانایی های مختلف، گوناگون و متنوع هستند، مؤثرتر خواهند بود. در یادگیری از طریق همیاری، تفاوت افراد گروه باعث كارآمدشدن یادگیری می شود. توجه داشته باشید كه یكی از هدف های یادگیری از طریق همیاری این است كه دانش آموزان یادبگیرند با هر كسی كار كنند.( اگر هدف تسلط در مهارت های خاصی باشد، می توان از گروه همگن استفاده كرد) پس از تشكیل گروه ها معلم به كمك دانش آموزان قوانینی را تدوین می كنند كه بهتر است تعداد آنها محدود باشد (حدود 3 تا 5 قانون (كلاس باید در مورد این قوانین توافق كند. این قوانین را می توان در تابلوی كلاس نصب كرد. نمونه های این قوانین عبارتند از: - گروه های مختلف نمی توانند با هم دیگر صحبت كنند. - همه عضوی از گروهند و در كارها همه باید شركت كنند و سهیم شوند. - اول سؤالات خود را از اعضای گروهتان بپرسید بعد از معلم سؤال كنید. - 2 در این مرحله معلم حدود 15 دقیقه درباره ی هدف های مهم درس، انتظاراتی كه از دانش آموزان در پایان جلسه وجود دارد و مطالب اصلی درس كه نیاز به توضیح دارد صحبت می كند (اهداف را بهتر است به طور غیرمستقیم مثلا˝ از طریق پرسش، فعالیت و یا حتی نصوير مطرح نمود(. -3 در مرحله ی سوم به دانش آموزان فرصت داده می شود كه در یك زمان مشخص روی مطالب و یا فعالیت هایی كه در اختیار آنها گذاشته شده در گروه های خود تمرین و كار كنند. تنظیم و كنترل وقت در این مرحله لازم است و معلم با حضور در گروه های مختلف ضمن ارزشیابی غیر محسوس از كار گروه ها در صورت ضرورت راهنمایی های لازم را انجام می دهد. - 4در این مرحله نتایج كار گروه ها به نمایش گذاشته خواهد شد. برای نمایش كار گروه ها روش های مختلفی وجود دارد مثلا" می توان از مدیر هر گروه خواست تا در یك زمان مشخص و كوتاه نتایج كار گروه خود را ارائه دهد و سپس معلم یا سایر گروه ها می توانند پرسش هایی از وی یا سایر اعضای گروهش داشته باشند. روش دیگر این است كه هر گروه نتایج كار خود را روی یك برگه یا مقوا به صورت نوشته، نمودار یا نقاشی به تصویر درآورده و این برگه ها روی تابلو یا دیوار كلاس نصب شده و در معرض دید و نقادی سایر گروه ها قرار گیرد 5- د ر آخرین مرحله كه مرحله ی ارزشیابی است معلم كار گروه ها را مورد ارزشیابی قرار می دهد. در این مرحله معلم می تواند از چك لیست هایی كه در اختیار دارد استفاده كند و اهداف دانشی، مهارتی و نگرشی را مورد نظر قرار دهد. همچنین برای ارزشیابی می توان از گروه ها كمك گرفت و با كمك گروه ها معیارهایی برای ارزشیابی تدوین نمود و براساس این معیارها حتی خود گروه ها می توانند به ارزشیابی از كار خود (خودارزشیابی) بپردازند. الگوی تدریس كاوشگری مقدمه: رویكرد مكاشفه ای بر تلاش و سخت كوشی مبتنی است. یعنی معلم به طورمستقیم پاسخ نمی دهد، بلكه كوششی دو جانبه، سبب رسیدن به حقایق می شود. روش های اكتشافی همواره باید با تقویت كننده های مناسب همراه باشند. در غیر این صورت،فراگیرندگان از دامنه ی فعالیت خودداری خواهند كرد و باید برای آنان تفهیم شود كه مستقیما˝ به آنها كمكی نخواهد شد و اگر تلاش نكنند به هدف نخواهند رسید . هدف: دراین الگو جستجوی مفاهیم كاملا˝ به عهده ی دانش آموزان گذاشته می شود و معلم بافراهم آوردن زمینه، فرایند تدریس را به گونه ای هدایت می كند كه فراگیرندگان مفهوم مورد نظر را كشف كنند و راهنمایی های معلم، براساس فعالیت های فراگیرندگان و محتوای آموزش، متفاوت است بنابراین هدف نهایی این الگو پرورش فعالیت های ذهنی و مهارت های فرایندی دانش آموزان است. مراحل اجرای الگو: 1-مواجه كردن فراگیران بامسأله در این مرحله معلم شرایطی را به وجود می آورد تا سؤالات زیادی در ذهن دانش آموزان ایجاد شود مثلا˝ انجام یك آزمایش یا نشان دادن یك پدیده یا تصویر و یا حتی بیان یك داستان می تواند شرایط خوبی را در این مرحله ایجاد كند. (در این مرحله معلم می تواند از دانش آموزان نیز برای ایجاد شرایط مناسب استفاده كند .مثال: طراحی آزمایش می تواند به صورت زیر باشد: - یك ظرف پر از ماسه نرم - دو یا چندگلوله با جرم های متفاوت * یك گلوله را از ارتفاع های مختلف از بالای ظرف ماسه رها كنید. • این عمل را با گلوله هایی با جرم های متفاوت از یك ارتفاع معین تكرار كنید. -2 گردآوری اطلاعات در مرحله ی قبل پرسش های زیادی در ذهن دانش آموزان شكل گرفته است در این مرحله دانش آموزان با هم گروه های خود بحث می كنند و با مراجعه به كتاب درسی و منابع اطلاعاتی دیگر سعی می كنند به پرسش های مطرح شده پاسخ داده و برای هر یك دلیلی ارائه دهند. در این مرحله دانش آموزان می توانندسؤالات بیشتری را طرح كنند و پاسخ آنها را بیابند. دانش آموزان می توانند جدولی براي تحلیل پرسش های مطرح شده و سؤالاتی كه خود طرح كرده اند مطابق زیر رسم كنند. سؤالاتی كه پاسخ داده اید؟ سؤالاتی كه پاسخ نداده اید؟ استنباط شما از این سؤالات چیست؟ 3- سازماندهي اطلاعات در این مرحله باید دانش آموزان را برای دستیابی به مفاهیم هدایت كرد. معلم، دانش آموزان را با ارائه مثال های گوناگون در رسیدن به مفاهیم كمك می كند. این مرحله دقایق زیادی ادامه پیدا می كند تا تبادل نظر و سؤال و پاسخ های مطرح شده در كلاس، ابعاد متفاوت مفهوم را گسترش دهد. امكان دارد در این گفتگوها، بعضی از دانش آموزان مشاركت خیلی فعالی داشته باشند و دیگران، منفعل باشند. در این خصوص، معلم با برنامه های نظارتی خویش، باید همه ی دانش آموزان را در بحث و گفتگو شریك كند. بعد از دریافت و كشف مفاهیم، دانش آموزان رابطه ها و قوانین مورد نظر و نتایج را روی تخته ثبت می كنند. این نظریات در حكم تولیدات فرآیند آموزش است. 4- بررسی شیوه ی عمل در جریان كاوشگری فعالیت های مختلفی تا اینجا صورت گرفت (طرح سؤال- گردآوری اطلاعات، پاسخ به سؤالات، مفهوم سازی، انجام فعالیت، طراحی فعالیت) یكی از گروه ها به طور داوطلب یا انتخابی جریان اقدامات را از اول به صورت مختصر توضیح می دهد و معلم وتوضیحات گروه را كنترل می كند. الگوی بدیعه پردازی یا نوآفرینی Synectics مقدمه: درگذشته درباره ی خلاقیت این تصور وجود داشت كه خلاقیت امری ذاتی است و نمی توان آن را آموزش داد و خلاقیت ویژه خلق آثار بزرگ هنری است. ولی بنابر نظر «گوردون» جریان خلاقیت را می توان شرح داد و پرده از مراحل آن برداشت و خلاقیت فعالیت پوشیده و اسرارآمیز نیست. وی چنین اظهار می دارد كه خلاقیت را در فعالیت های روزانه می توان دید و می توان فعالیت های روزانه را خلاقانه كرد. دیدگاه های حاضر نیز این امیدواری را به وجود آورده است كه می توان خلاقیت را یاد گرفت و یاد داد. هدف: هدف اساسی نوآفرینی یا بدیعه پردازی شكستن سد قواعد مرسوم و ایجاد راه های جدید برای حل مسائل می باشد. این روش به منظور كمك به افراد برای شكستن زمینه های ذهنی قبلی و پیداكردن راهی مناسب برای اندیشیدن به طرز جدید به موضوع می باشد. www.zibaweb.com مراحل اجرای الگو 1- توصیف شرایط موجود – در این مرحله، معلم از دانش آموزان می خواهد كه به توصیف و تشریح شرایط حاضر یا موجود بپردازند. در مرحله ی نخست، دانش آموزان آنچه را از شرایط می فهمند، توصیف می كنند. 2- قیاس مستقیم- در این نوع قیاس موارد ناآشنا را آشنا می كنیم. مثال: معلم: به نظر شما تبخیر شبیه به چه چیزی است؟ دانش آموزان قیاس های مستقیم را مطرح می كنند و آنها بر روی تخته سیاه نوشته می شوند. قیاس های مستقیم احتمالی عبارتند از: - تبخیر شبیه یك گردباد است. - تبخیر شبیه فرار كردن پرنده ها از قفس است. - تبخیر شبیه بازشدن ناگهانی در نوشابه های گازدار است. پس از آن كه فهرستی از قیاس های مستقیم آماده شد انتخابی از بهترین قیاس مستقیم صورت می گیرد. 3- قیاس شخصی- در مرحله ی قیاس شخصی، فراگیرندگان بین خود و مفهوم انتخاب شده، هم سویی و هم دلی ایجاد می كنند، خود را در درون قیاس و آن را در قالب خود شرح می دهند و احساسات و تمایلات و انگیزه های خود را بیان می دارند. برای بیان قیاس شخصی، احساس نزدیكی و یكی شدن با مفهوم، بسیار ارزشمند است و در خلاقیت شخصی، اثر زیادی دارد. معلم: مایعی در حال تبخیر است اگر قرار باشد شما به جای مولكول های سطح مایع باشید، چه می كردید. برخی قیاس های شخصی ارائه شده از سوی دانش آموزان عبارتند از: - به جایی می رفتم كه كسی نزدیكم نباشد و از همه دوری می جستم. - به بالا می رفتم و وقتی احساس تنهایی و سرما می كردم دوباره برمی گشتم. - به هوا می رفتم و هرچه بر سرم می زدند باز هم به راه خود ادامه می دادم. 4- قیاس تعارض- در این مرحله معلم از دانش آموزان می خواهد بر اساس توصیف های ارائه شده در قیاس شخصی مفاهیم متضاد ارائه نمایند و سپس از میان این قیاس ها بهترین را انتخاب كنند. معلم: دو عبارت كه با هم در تضاد هستند و شما آنها را به كار برده اید انتخاب كنید. دانش آموزان : سرد و گرم- دور و نزدیك- رانش و ربایش 5- قیاس مجدد مستقیم و شخصی- در این مرحله تعارضات مجددا˝ از طریق قیاس مستقیم و شخصی ادامه می یابد. معلم: خود را به جای مولكول های آب كه گرم شده اند و مولكول های بخار آب كه سردشده اند بگذارید و در این مورد توضیح دهید.
نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 22:30 | لینک  | 

الگوی تدریس بارش مغزی روش بارش مغزی هم از سوی متخصصان آموزش و پرورش و هم از سوی متخصصان آموزش خلاقيت به عنوان روش تدريس حل خلاق مسائل معرفی شده است و يافته های پژوهشی زيادی اثرگذاری آن را بر روی پرورش مهارت های حل مساله دانش آموزان به اثبات رسانده اند. آموزش دادن دانش آموزان با روش بارش مغزی حل مساله را به نحو خلاقانه ای در آنان بالا می برد. " روش بارش مغزی می تواند به عنوان وسيله ای برای يادآوری مفاهيم و اصول مورد نياز برای حل مساله به ياد گيرندگان کمک می کند. " ( علی اکبر، سي،، ص 551-552 ) بارش مغزی در تدريس و يادگيری کارکردهای مفيدی نشان می دهد و به تسهيل برقراری ارتباط بين راه حل ها و ايده ها می انجامد. در گروههای بارش مغزی، مشارکت اعتلا می يابد، انتقاد و ايرادگيری کاهش می يابد، حمايت اجتماعی افزوده می شود و توانايی دانش آموزان برای " انتقال " اطلاعات برای حل مساله تعيين شده، افزايش و بهبود می يابد. يعنی دانش آموز به راحتی می تواند اطلاعات ذخيره شده در حافظه بلند مدت خود را بازيابی کرده و برای حل مساله به کار گيرد. روش تدريس بارش مغزی در عمل به تفکر واگرا و حل مساله خلاق ياری می رساند. اين روش اعتماد به نفس فراگيران را افزايش داده و باعث می شود تا فراگيران به يک خودباوری مثبتی نايل شوند. خودباوری احتمالا" اثرگذارترين حالت بر تمام رفتارهای انسانی است. با اطمينان می توان گفت بدون خودباوری و بدون داشتن اعتماد به نفس و شناخت کافی از خود و بدون باور کردن توانايی هايمان برای انجام عملی خاص نمی توانيم آن عمل را چه عملکرد عاطفی باشد و چه شناختی، با موفقيت به انجام برسانيم. ( " اچ داگلاس براون " اصول يادگيری و آموزش زبان / ص 149 ) همچنين کلاس درس از حالت تکراری بودن خارج می شود و تنوع و رفع خستگی و ايجاد شادی و نشاط را به دنبال دارد. ضمنا" برای ايجاد اين گونه فضا در محيط کلاس نياز به کمی صبر و حوصله و تحمل سروصداست که البته می توان فضا را هم عوض کرد، نمازخانه و يا کتابخانه مدارس برای اين کار می تواند فضای خوبی باشد. بارش مغزی brain stroming تکنيکی مبتنی بر مذاکره تحت عنوان ( brain stroming ) به معنای بارش مغزی وجود دارد؛ به اين صورت که همه افراد دور هم می نشينند و در مورد يک موضوع، به بحث و مناظره می پردازند و هر فرد، موردی و يا راه حلی به ذهنش رسيد به جمع مطرح می کند. همه می توانند صحبت کنند. معلم که نقش هدايتگر جمع را به عهده دارد، همه مطالب و صحبتها را يادداشت می کند. به اين ترتيب با يک مشارکت گروهی و تلنبار کردن افکار روی هم در يک جمع می توان راه حلهايی برای مشکلات پيدا کرد. علاوه بر آن چون همه بايد در بحث شرکت کنند، خود موجب افزايش خلاقيت می شود. لذا يک معلم در اين گونه جمع ها، در اين تکنيک بسيار حساس است. چرا که دانش آموزان می خواهند بدانند معلم بسيار با درايت عمل می کند. موضوعات قابل طرح در اين تکنيک می تواند هر موضوعی که به نظر شاگردان جالب به نظر می رسد، حتی در مورد معضلات اجتماعی مانند دفع درست زباله، صرفه جويی در آب و بسياری از مشکلات فردی و اجتماعی، اتفاقا" بسياری از اوقات، دانش آموزان راهکارهايی را ارائه می دهند که ممکن است به فکر ديگر افراد جامعه نرسد؛ چرا که افکار ما اغلب قالب ريزی شده و يک سمت و سوی مشخصی پيدا کرده است. ولی ذهن آنها هنوز شفاف است و می تواند راههای جديدی را نشان دهد. (گفتگو با استاد يوسف کريمی استاد دانشگاه )www.zibaweb.com بارش مغزی يکی از شناخته شده ترين شيوه های برگزاری جلسات همفکری و مشاوره بوده و کاربرد جهانی دارد. اين روش دارای مزايا و ويژگيهای منحصر به فرد است. در واقع بسياری از تکنيکهای ديگر منشعب از اين روش است. اين روش توسط الکس اسبورن در سال 1988 معرفی شد. در آن زمان بنياد فرهنگی اسبورن اين روش را در چندين شرکت تحقيقاتی، بازرگانی، علمی و فنی برای حل مشکلات و مسائل مديريت به کار گرفت. موفقيت اين روش در کمک به حل مسائل آن چنان بود که ظرف مدت کوتاهی به عنوان روشی کارآمد شناخته شد. فرهنگ لغت " وبستر" تعريف بارش مغزی را چنين بيان می دارد: تکنيک برگزاری يک کنفرانس که در آن سعی گروه بر اين است تا راه حل مشخصی را بيابد. در اين روش همه نظرات در جمع بندی مورد استفاده قرار می گيرند. روش بارش مغزی امروزه يکی از متداول ترين روشهای تصميم گيری گروهی بوده و موجب گسترش و تحول بسياری از روشهای مرتبط و مشابه شده است. دانشمندان زيادی از جمله اسبورن، کال و همکاران، بوچارد، گچار و همکاران، دلبگ و همکاران، لوئس و نگاندی و سیج در کتابهای خود به اين روش پرداخته اند و برای ارتقاء آن کوشيده اند. قواعد بارش مغزی : اسبورن عنوان می دارد پيشنهاد ايجاد شده در ذهن يک فرد عادی در گروه، 2 برابر پيشنهاد ايجاد شده در حالت انفرادی است. در صورتی که قواعد و مقررات مشخصی برای جلسات بارش مغزی در نظر گرفته و رعايت شود، اين روش بسيار کارآمدتر خواهد شد. بارش مغزی بر دو اصل و چهار قاعده اساسی استوار است. اصل اول مبتنی بر تنوع نظرات است. تنوع نظرات، آن بخش از مغز را که به خلاقيت مربوط است، فعالتر می کند تا بر تفکر قضاوتی ( THINKING JUDJMENTAL ) خود قايق آيد. تفکر قضاوتی در واقع به معنی ارزيابيها و نظرات تکميلی نسبت به مطلب مطرح شده است. به اين منظور بعد از آنکه تمامی پيشنهادها جمع آوری شد، بررسی و ارزيابی پيشنهادها صورت می گيرد. اصل دوم کميت، فزاينده کيفيت است. يعنی هر چه تعداد پيشنهادها بيشتر شود، احتمال رسيدن به يک راه حل بهتر افزايش می يابد. چهار قاعده اساسی بارش مغزی : 1. انتقاد ممنوع: اين مهمترين قاعده است و با توجه به اين که در جريان بارش فکری افراد انديشه های غلط يا صحيح خود را ارائه می دهند، هر گونه انتقاد يا اعتراض، روند فعاليت را کند می کند و فکر آنان را به جای تفکر در مورد موضوع مورد نظر، به سوی انتقاد و حتی واکنش در مقابل انتقاد سوق می دهد و چه بسا به مشاجره منتهی شود. ( منوچهر فضلی / راهنمای عملی روش مشارکتی/ صفحه 76 ) . 2. اظهار نظر آزاد و بی واسطه: اين قاعده برای جرأت بخشيدن به شرکت کنندگان برای ارائه پيشنهادهايی است که به ذهن آنها خطور می کند، بعبارت ديگر در يک جلسه بارش مغزی، تمام اعضا بايد جسارت و شهامت اظهار نظر را پيدا کرده باشند، بتوانند پيشنهاد و نظر خود را بيان کنند. هر چه پيشنهادها جسورانه تر باشد نشان دهنده اجرای موفق تر جلسه است، لذا قضاوت و ارزشيابی در مورد انديشه و فکر اعضا ممنوع است، زيرا که هم مقدار زيادی از وقت جلسه تلف شده و فکر اشخاص را منحرف ميکند. در نتيجه، فرصت تفکر و بارش فکری کاهش می يابد. 3. تاکيد بر کميت : هر چه تعداد نظرات بيشتر باشد، احتمال وجود پيشنهادهای مفيد و کارسازتر در بين آنها بيشتر می شود. موفقيت اجرای روش بارش مغزی با تعداد پيشنهادهای مطرح شده در جلسه رابطه مستقيم دارد. در اين روش اين گونه عنوان ميشود که هر چه تعداد پيشنهاد بيشتر باشد، احتمال وجود طرح پيشنهاد کيفی بيشتر است. 4. تلفيق و بهبود پيشنهادها : اعضا می توانند علاوه بر ارائه پيشنهاد، نسبت به بهبود پيشنهاد خود اقدام کنند. روش بارش مغزی اين امکان را به اعضاء می دهد که پس از شنيدن پيشنهادهای ديگران پيشنهاد اوليه بهبود داده شود. آنها همچنين می توانند پيشنهاد خود را با چند پيشنهاد ديگر تلفيق کرده و پيشنهاد بهتر و کاملتری را به دست آورند. . نتايج تحقيقات پارس و ميدو در خصوص روش بارش مغزی را به صورت زير می توان خلاصه کرد: 1. آموزش از طريق بارش مغزی، توانايی حل مساله را در افراد افزايش می دهد. 2. روش بارش مغزی بيشتر از روش های مرسوم آموزشی ، به ايجاد عقايد و انديشه های آفريننده منجر می شود. 3. کوشش برای جهت دادن هر چه بيشتر به پاسخ سئوالات طرح شده، به افزايش پاسخ های آفريننده می انجامد. 4. دانش آموزانی که دوره های مربوط به حل مسائل به روش بارش مغزی را می گذرانند، در آزمون های آفرينندگی گيلوفورد نمره های بيشتری می گيرند، ( با نگاهی به کتاب بررسی استعداد همگانی/ ترجمه حسن قاسم زاده، تهران، بی تا 1371 نقل شده از کتاب راهنمای عملی روش های مشارکت فعال/ منوچهر فضلی خانی ) صفحه 77 مراحل روش بارش مغزی مراحل روش بارش مغزی : الف) خلاقيت و توليد انديشه فعاليت افراد گروه در جلسه بارش فکری، با هدايت و راهنمايی مقدماتی مسئول جلسه شروع می شود. با اين نوع سازماندهی، افراد انديشه ها و نظريات خود را بيان می دارند و منشی تمام آنها را ثبت می کند. رعايت قوانين برای اجرای اين قسمت ضروری است. در حقيقت، فعال ترين بخش اين روش، اجرا و کنترل همين جلسه خلاقيت است که شخص، انديشه ای توليد می کند و توليدات خود را در ضمن يک تفکر خلاق بيان می دارد. راهبردهای مرحله اول : 1. بيان و تقهيم موضوع جلسه به وسيله رئيس جلسه. 2. اعلام وظايف اعضا، منشی و مشاهده کنندگان به وسيله رئيس جلسه . 3. بيان قوانين جلسه به وسيله رئيس جلسه . 4. شروع جلسه بارش مغزی و ارائه نظرات به صورت چرخشی و نوبتی. 5. ثبت نظريات و آرای بيان شده در حين اجرای جلسه به وسيله منشی. ب ) قضاوت و ارزشيابی : پس از اين که مرحله توليد انديشه ها در مدت معينی صورت گرفت، طبيعی است که تعداد زيادی نظريه و طرح به دست می آيد. در مرحله دوم، اين مجموعه پالايش می شود و نظريات مشابه و نامناسب حذف خواهد شد، سپس مشاهده گران و اعضای اصلی جلسه بارش مغزی، اين نظريات را مورد بررسی و ارزشيابی قرار می دهند و در نهايت، تعدادی نظريه يا طرح بصورت پيشنهاد و دست آورد اصلی جلسه اعلام می شود، (منوچهر فضلی خانی/ راهنمای عملی روش های مشارکتی و فعال در فرآيند تدريس ). مزايا و معايب : با وجودی که روش بارش مغزی بسيار متداول است، ليکن تاکنون بطور خاص، در جهت روشن کردن بهترين شرايط اجرای اين روش، تحقيقات کافی صورت نگرفته است. مزايای اين روش عبارتند از : 1. با توجه به اصل هم افزايی باعث می شود خلاقيت گروهی موثر از خلاقيت فردی عمل کند. 2. با اين روش، در مدت زمان نسبتا" کوتاهی، شمار زيادی پيشنهاد حاصل می شود. معايب و نقايص اين روش عبارتند از : 1. ممکن است ايجاد شرايط برای اظهار نظر آزاد و بی واسطه دشوار باشد. 2. گروه معمولا" تحت فشار اکثريت قرار گرفته و موجب می شود فرد با نظر اکثريت موافقت کند، حتی اگر قويا" احساس کند که نظر اکثريت اشتباه است. 3. اکثر اوقات تمايل گروه بر حصول يک توافق است، تا دستيابی به پيشنهادهای متنوعی که به خوبی مورد بررسی قرار گرفته باشند. در واقع اين حرکت در حال حاضر به خاطر ساختار جلسات، بصورت عادت درآمده است. 4. هنگام بارش مغزی، اغلب افراد مواردی بديهی يا ايده آل را پيشنهاد می کنند و اين از تلاش آنها برای بحث بيشتر و در نتيجه ارائه پيشنهاد خلاق می کاهد. 5. ماهيت تنوع گرای بار مغزی، خود به خود مسبب افزايش پيشنهادها می شود، ولی اصلاح و پالايش ساختاری پيشنهادها را در بر ندارند. 6. اگر گروه از يک رئيس جلسه خوب و با تجربه برخوردار نباشد، ممکن است برخی از افراد جلسه را، بطور کامل تحت الشعاع خود قرار دهند. لذا رئيس جلسه بايد وقت را با توجه به تعداد شرکت کنندگان تنظيم کرده و از ابراز توضيحات اضافی توسط شرکت کنندگان بکاهد و فرصت را به نفر بعدی بدهد. 7. اجرای موفقيت آميز اين روش مستلزم شناخت قبلی افراد از مساله است. 8. در اين روش، بهبود مرحله به مرحله " تدريجی " پيشنهادها کمتر مشاهده می شود. 9. گاهی اوقات اين روش، به مسائل نسبتا" ساده و پيش پا افتاده محدود شده و باعث می شود که روش ارائه شده برای حل مسائل کلی، پيچيده شده و کارآيی کافی را نداشته باشد. اينجا هم بايد مدير جلسه بطور صريح و واضح تذکر لازم را گوشزد کند و از بحث های انحرافی افراد را بر حذر دارد. 10. برای بعضی افراد، پيروی از قواعد اين روش، يا ارائه پيشنهاد های متنوع مشکل است. بارش مغزی گمنام (brain anonymous ) از بارش مغزی روش های گوناگونی مشتق شده است. مثلا" يک روش می گويد بهتر است شرکت کنندگان پيش از ورود به جلسه پيشنهادهای خود را کتبا" در اختيار رئيس جلسه قرار دهند، و رئيس جلسه هم پيشنهادها را در اختيار رئيس جلسه قرار دهند، و رئيس جلسه هم پيشنهادها را بدون اعلام منبع برای همه شرکت کنندگان قرائت کند. اين روش که برای از بين بردن معايب بندهای 2 و 3 مورد استفاده قرار می گيرد، بارش مغزی گمنام دارد. شيوه های ديگر نيز وجود دارد. به عنوان مثال از شرکت کنندگان خواسته می شود، تا نظرات خود را در مدتی کوتاه به رشته تحرير درآورند. اين روش افکارنويسی ( Brainwriting) خوانده می شود. تلفيقی از افکارنويسی و بارش مغزی نيز وجود دارد که به روش Trigger مشهور است. اين روش را جورج مولر کارشناس شرکت فورد موتور ابداع کرد. در اين روش شرکت کنندگان هر کدام شخصا" فهرستی از کلمات مرتبط به مساله را تهيه می کنند. مزيت اين روش بر روش بارش مغزی در اين است که قابليت بسط و گسترش پيشنهادها را دارد. ويليام گوردن به منظور غلبه بر برخی مشکلات بارش مغزی شيوه جديدی را ابداع کرد. رويه آن اين گونه است که رئيس جلسه از گروه می خواهد مساله را ريشه ای مورد بررسی قرار دهند و رفته رفته با مطرح شدن نظرات متفاوت، افراد اطلاعات بيشتری پيدا کرده و پيشنهادهای جديدی مطرح می کنند. مزيت عمده اين روش امکان بررسی ساير پيشنهادها و عدم تمرکز بر يک پيشنهاد است. در نتيجه اين روش مانع تصميم گيری ناپخته در فرآيند حل مساله می شود گونه ديگر بارش مغزی شيوه Succesive integeration Sil=Elements of Problem. است. اين روش به وسيله هلموت اشليکسوپ از موسسه باتل ابداع شد. معايب بندهای شماره 5،3،2 با اين روش بر طرف خواهد شد. در اين روش عناصر جلسات آزاد و روابط اجباری بطور فزاينده ترکيب می شوند تا اين که گروه به راه حل نهايی مورد توافق دست يابد. توفان فکری عبارت است از بيان تفکرهای متنوع، در حالی که روش SIL کتبی بوده و تفکر چه متنوع، چه مشابه اصل است.
نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 22:26 | لینک  | 

شيوه های کهنه آموزش در مدارس، دشمن خلاقيت و کارآفرينی

 تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسانهای کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پر رنگی در کتابهای درسی ايران گنجانده شود. مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند، بيرون می آيند. مدتهاست کشورهای پيشرفته به اين نتيجه رسيده اند که برای اين که نسل بزرگسال کارآفرينی پرورش دهند، بايد آموزش کارآفرينی را از دوران کودکی و نوجوانی آغاز کنند. به اين ترتيب کودکی که با پول و کسب و کاردرست و شرافتمندانه آشنا می شود. در آينده نيز انسانی خلاق و پولساز خواهد بود.  جامعه ما نيز به وجود چنين انسان هايی نياز مبرمی دارد.

حميده احمديان راد :ژاين نخستين کشوری بود که آموزش کارآفرينی را از مدرسه شروع کرد. به اين ترتيب نوجوانان ژاپنی در دبيرستان های اين کشور آموختند که چگونه بايد در حين تحصيل کار کنند و از کار خود سود به دست آورند. آنها به اين ترتيب به جهش صنعتی کشورشان کمک کردند. اين تجربه و تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسان هايی کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پررنگی در کتابهای درسی ايران نيز گنجانده شود.

خانواده هايی که کارآفرين پرورش می دهند:

برخی از کارشناسان فراتر از اين می روند و توصيه می کنند که آموزش کارآفرينی از سنين کودکی شروع شود چرا که کارآفرينی از تجربيات زندگی در محدوده خانواده و فرهنگ سرچشمه می گيرد.

سوده را کارشناس ارشد کارآفرينی می گويد: " زمانی تصور می شد افراد، کارآفرين به دنيا می آيند چون خصوصيات آنها به قدری نادر و بخصوص بود که در هر جايی يافت نمی شد. در حالی که امروزه شواهد کافی وجود دارد که نشان می دهد، صفات کارآفرينی می تواند در نتيجه آموزش های دوران کودکی و استقلال و اتکا به خود و نيز در نتيجه ارزش های فرهنگی مربتط با کار و صنعت پرورانده شود. روانشناسان معتقدند که 5 سال اول زندگی اثر دائمی بر شخصيت فرد به جای می گذارد. در اين دوران نوع رفتارها د رخانه و خانواده بيشترين تاثير را در شکل گيری رفتار آينده کودک بعنوان فرد بالغ به جا می گذارد. برای مثال کوکانی که مادران آنها پيوسته و همراه با محبت برايشان از طريق داستان، کتاب، اسباب بازی، بازی و گفت و گو ايجاد تحرکات ذهنی اوليه می کنند، در دوران مدرسه و دبيرستان هميشه نمره هايی خوبی می آورند و در آينده به افرادی مطمئن، شاد، فعال، اجتماعی، از نظر احساسی مستحکم و از نظر ذهنی کنجکاو و تبديل می شوند. همچنين مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند، بيرون می آيند. اين کودکان در مواردی که از خود استقلال، ابتکار و پشتکار نشان داده اند، تشويق شده و به خاطر آن جايزه گرفته اند و در صورت تنبلی و انجام تقاضای بی جا به آنها پاداش داده نشده است. حتی برخی از کارآفرينان از خانواده هايی می آيند که ناپايدار و غير متحد بوده و با بحران هايی نظير مرگ يکی از والدين، جدايی والدين، طغيان عليه و الدين و اخراج از خانه مواجه بوده اند. اين گونه کودکان تحت فشار قرار گرفته و در نتيجه چگونگی سير کردن شکم و تصميم گيری را زودتر ياد گرفته اند . "

شيوه های کهنه آموزشی مانع خلاقيت کودکان ايرانی :

روانشناسان می گويند بيشتر کودکان زير 5 سال ايرانی خلاق اند ولی فقط تعداد کمی از آنها بعد از 5 سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند. اين به معنای آن است که نحوه آموزش و پرورش کودکان ما صحيح نيست. ما در خانه و مدرسه ذهن کودکانمان را با اطلاعات از پيش تعيين شده پر می کنيم و اين رويه را تا پايان دوران مدرسه ادامه می دهيم. به این ترتيب کودکان و نوجوانان ما توانايی کشف، اختراع، استنتاج و نيز قوه       خلاقيت شان را از دست می دهند. در واقع شکل آموزش و پرورش ما از لحظه تولد کودک با توانمندی های او و امکانات بالقوه کشور مطابقت ندارد. به اين ترتيب نمی توانيم چنان که بايد افراد کارآفرين پرورش دهيم.

کارشناسان می گويند ايراد نوع آموزش ما اين است که از پيش تعيين شده است. در حالی که کودکان خودشان بايد به جست و جوی اطلاعات بپردازند و با محرک های گوناگون از جمله ارتباط با طبيعت، افراد و فليمهای مناسب مواجه شوند.

سوده راد می گويد: تحقيقی توسط محققی به نام چلبی از سال 1375 تا 1378 در ايران انجام گرفت. محقق با بررسی 2021 نمونه از چند شهر کشور به 7 نوع عمومی شخصيت با درصد فراوانی های مختلف رسيد که از آن ميان بيشترين درصد يعنی 27/3 درصد متعلق به شخصيت متوسط بود و تنها 4/4 درصد اين نمونه ها شخصيت فعال داشتند. کسانی که شخصيت فعال دارند ، اغلب آمادگی روبه رو شدن ، تطابق، سازگاری و همنوايی با محيط های متنوع و جديد را دارند. اين دسته از افراد بطور کلی طالب موفقيت در امور مختلف زندگی هستند و در همان حال مايلند روی محيط خود کنترل ابزاری و نظارت داشته باشند. در حالی که شخصيت متوسط دارای تمايلی به فعال شدن در محيط به صورت ابزاری منتها در حد متوسط دارد. "

وی می افزايد: " در نسل های پيشين در کشور ما مثل جوامع و     خانواده های غربی  کنونی، فرزندان بخصوص پسران از سنين کودکی و نوجوانی با مفهوم کار و در آمد آشنا می شدند. بطوری که حتی در خانواده های ثروتمند نيز شاگردی فرزند و يادگيری کار، مذموم شناخته نمی شد . " به اين ترتيب لازم است که خانواده های ايرانی نگرش خود را يکبار ديگر تغيير دهند. اين تغيير هم با آموزش ممکن است.

اين کارشناس می گويد که در کشور آمريکا بنيادی بنام نيروی کارآمريکايی جديد و برنامه خانواده ، در جهت آموزش خانواده ها فعاليت می کند و سياستگذاران را در ارائه راه حل های جديد برای تقويت خانواده و کارآفرينی ياری می رساند. همچنين در اين کشور برای تقويت مهارت آمريکايی ها و ارتقای رقابت در اقتصاد و به منظور انجام فعاليت های کارآفرينانه و همين طور در موضوع خانواده و کودکان تحقيقات مختلفی انجام و نيز کنفرانس هايی برپا می شود.

خلاقيت با آزادی شکوفا می شود :

آلبرت انيشتين در خاطراتش می گويد: " نظر یه نسبيت نمی توانسته در دوران بزرگسالی من شکل گرفته باشد. زيرا آدمی در بزرگسالی فرصتی برای انديشيدن به فضا و زمان ندارد. اينها چيزهايی است که وقتی کودک بودم به آنها فکر کرده ام . "

به اين ترتيب پرورش خلاقيت کودکان تاثير مهمی در آينده آنها دارد. بسياری از کودکان تيزهوش اند ولی در بزرگسالی هرگز متناسب با هوش شان پيشرفت نمی کنند. اين موضوع به نحوه آموزش و پرورش آنها بر می گردد.

دکتر معصومه رفيقی روانشناس کودکان می گويد: " جان لاک می گفت بچه ها طبيعت منفعلی دارند. با پاداش و تنبيه بايد رفتار آنها را تقويت کرد. بعدها روسو گفت بچه طبيعتا" فعال است. خودش اکتشاف می کند و اگر مانعی مقابلش ايجاد نشود، خلاق می شود. الان نظريه روسو غلبه دارد. بطور کلی سن 5 سالگی سن جهش سريع در خلاقيت است. خلاقيت هم در آزادی شکل می گيرد. هر بچه ای به نوع استعدادهای خودش را نشان می دهد. آزادی به خلاقيت امکان بروز می دهد و محدوديت مانع بروز آن می شود. بازديد از مکان های مختلف هم خلاقيت را تقويت می کند. محيطی که بايد خانواده ها برای بروز خلاقيت ايجاد کنند محيطی است که بچه ها آزادانه فکر کنند. همچنين خانواده ها بايد براساس رشد و نياز بچه، اسباب بازی در اختيارش قرار دهند. به قول " اولين شارپ" بازی تفکر کودک است. بچه ها در سنين پيش از دبستان با بازی آموزش می بينند و با محيط اطرافشان مواجه می شوند و تطبيق پيدا می کنند. "

بسياری عقيده دارند يکی از موانعی که در کشورهای جهان سوم در مقابل خلاقيت وجود دارد، اين است که مردم اين کشورها بيشتر دوست دارند که کودکانشان را مطيع بار بياورند و حس پرسشگری آنها را سرکوب می کنند.

آموزش و پرورش شرط اول بروز خلاقيت :

در کشورهای پيشرفته کار زيادی در باره مسائل روانشناسی و  جامعه شناسی کودکان و نوجوانان انجام شده. وجود انبوهی از کتاب ها و مجلات مربوط به اين موضوعات در اين کشورها دليل اين مدعاست.      اين در حالی است که در کشور ما کار تحقيقاتی زيادی انجام نشده. همين موضوع باعث می شود که کودکان در اين کشورها با توانايی های بيشتری نسبت به کودکان ساير کشورها بزرگ شوند. شيوه های نوين آموزش و پرورش کمک می کند که آنها به کارهای نو دست بزنند و با هر موضوعی خلاقانه برخورد کنند. به اين  ترتيب ممکن است از نظر ما عجيب به نظر برسد که يک استاد دانشگاه اروپايی ، نجاری می کند، خانه اش را خودش بنايی می کند و آن را رنگ می کند، کتاب می نويسد و .. و هيچکدام از اين کارها هم برای او سخت نيست چون شيوه اکتشاف، طرح مشکل، حل مساله و تبيين و استنتاج را از کودکی آموخته است.

از ويژگی های ديگر آموزش و پرورش اين کشورها اين است که همه کودکان دوره پيش دبستانی را می گذرانند. در مهد کودک های اين کشورها هم امکانات زيادی برای توسعه تفکر خلاق بچه ها ايجاد شده و برای هر گروه سنی محيط های بازی و اسباب بازی های ويژه مهيا شده است.مهدهای کودک در اين کشورها، پرورش خلاقيت های ذهنی، مهارتهای فيزيکی، مهارت های ارتباطی و گفتاری، خلاقيت و حس استقلال را هد قرار داده اند. تمام اينها دست به دست هم می دهد که از کودکان امروز، افرادی با آيده های نو و کارآفرينانه به وجود بيايد.

اينها نيازهای مبرم جامعه ايران نيز هستند. بنابراين لازم است که آموزش خلاقيت و کارآفرينی در سنين کودکی و نوجوانی هم در خانواده ها و هم در مدارس جدی گرفته شود. حمیدرضاترکمندی

بيشتر کودکان زير 5 سال ايرانی خلاق اند ولی فقط تعداد کمی از آنها بعد از 5 سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند.

نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 1:24 | لینک  | 

  نگاهي به شيوه هاي نوين ارزشيابي درکلاس ومدرسه  ، هدف از امتحان چيست؟  

 به راستي در امتحان  گرفتن از بچه ها، چه هدفي را دنبال مي کنيم؟ چه کسي را ارزيابي مي کنيم؟ خودمان، دانش آموز، نظام آموزشي يا هر سه را؟ آيا به راستي آن که در جريان يک آزمون کتبي دو ساعته، بالاترين امتياز را مي آورد، همان است که هدف هاي آموزشي در مورد او بيشتر تحقق پيدا کرده است؟ آيا به واقع با اين شيوه آنچه را بايد اندازه گيري کنيم، اندازه مي گيريم؟
ما معلمان زماني دانش آموز بوده ايم. در آن زمان خيلي خوب احساس مي کرديم و باور داشتيم که بسياري از ارزش هاي خوب همان هايي هستند که قابل اندازه گيري نيستند، ولي امروز آن باور را فراموش کرده ايم. واژه  ارزشيابي به معناي يافتن ارزش هاست. يافتن آنچه نه در زمان محدود، بلکه در فرايند آموزش و تلاش براي يادگيري و آموختن حاصل مي شود.
به عنوان معلم بايد عميقا باور داشته باشيم که هر دانش آموز قابليت رشد و يادگيري را دارد به شرط آنکه ما آن ابزار سنتي را که بدون توجه به تفاوت هاي فردي، به دنبال يافتن نقطه ضعف هاست، رها کنيم و ابزاري بسازيم که توانايي هاي او را شناسايي کند، به دانش آموز اعتماد به نفس بخشد و براساس اين باور عمل کند که آموزش و ارزشيابي فرايندهايي در هم تنيده اند.
ارزشيابي يک فرايند نظام يافته (سيستماتيک) براي جمع آوري، تحليل و تفسير اطلاعات است تا تعيين شود که آيا هدف هاي موردنظر تحقق يافته اند يا در حال تحقق يافتن هستند و به چه ميزاني؟
ارزشيابي پيشرفت تحصيلي به نمره دادن و صدور گواهينامه خلاصه نمي شود بلکه يکي از اهداف اصلي آن کمک به معلم در شيوه هاي آموزشي خود و رفع نواقص يادگيري دانش آموزان است، در صورتي که ارزشيابي صحيح و مناسبي صورت نگيرد، تبعاتي همچون کاهش علاقه به دانش آموزان، هدر رفتن سرمايه هاي مادي و انساني، افزايش نرخ مردودي و تکرار پايه، اختلال در رشد عاطفي دانش آموزان، از ميان رفتن خلاقيت و... را در پي خواهد داشت. بنابراين مشاهده دانش آموزان در کلاس  درس، آزمايشگاه و ساير موقعيت هاي پرورشي، استفاده از گفت وگوهاي غيررسمي و مصاحبه، بررسي کارهاي علمي دانش آموزان، اجراي آزمون هاي مختلف و... از مهمترين فعاليت هاي آموزشي معلمان قلمداد مي شود.

پيشينه

طي قرن هاي متمادي در آموزش و پرورش سراسر جهان انتخاب بهترين استعدادها براي تحصيل صورت مي گرفت.
قسمت اعظم نيروي معلمان و مديران هم بدين کار اختصاص مي يافت که در هر يک از مقاطع تحصيلي تعيين کنند کدام دانش آموز را بايد از ارتقا به مراحل بالاتر بازداشت و آنان را از دستگاه آموزش و پرورش طرد کرد. عالي ترين مرحله تحصيل را ورود به دانشگاه و گذراندن دوره آن مي دانستند و بدين ترتيب از هر 100 دانش آموزي که تحصيلات رسمي را آغاز مي کرد، فقط در حدود 5 نفر، از نظر خصوصيات طبيعي و پرورشي، شايسته ورود به دانشگاه تشخيص داده مي شد. در مورد 95 نفر ديگر هم علاقه چنداني از طرف متخصصان تعليم و تربيت ابراز نمي شد و نتيجه اين جريان انتخاب، به ويژه هنگامي که اين تصميم خيلي زود (در حدود 12 و 13 سالگي) اتخاذ مي شد، آن بود که بيشتر کودکان طبقه کارگر هر چه زودتر از صحنه مدارس خارج شوند. در گذشته در سراسر جهان، آموزش و پرورش را مجموعه اي از يادگيري ها مي دانستند که ظاهرا مي بايست به تدريج از سال اول تا آخر از آسان به مشکل تنظيم مي شد. قرن ها آموزش و پرورش را به صورت مخروطي تصور مي کردند که تقريبا تمام افراد گروه هاي سني ابتدايي در قاعده آن قرار مي گرفتند و هر چه بالاتر مي رفتيم، تعداد افراد تقليل مي يافت و فقط عده  معدودي به راس هرم مي رسيدند.
هر نوع آزمايش و امتحاني را بدان جهت به کار مي بردند که تعيين کنند به چه کساني مي توان حق ارتقا به مرتبه بالاتر را داد. در اين جا امتحان يا هر نوع ارزشيابي ديگر، به منظور اتخاذ تصميم هاي مهم و غالباغير قابل تغيير در مورد وضع آينده هر يک از دانش آموزان در دستگاه آموزش و پرورش به کار برده مي شد. نتيجه حاصل از اجراي اين نظام، اثر نامطلوب آن بر امر آموزش و بر رفاه دانش آموزان بود.

ارزشيابي معتبر به همراه آموزش معتبر امکان پذير است

علماي فن آموزش  و ارزشيابي معتقدند که قبل از اين که معلم در طراحي يک سيستم  ارزشيابي معتبر بکوشد، بايد شيوه آموزش خود را اصلا ح کند. آنان معتقدند که تنها زماني معلم مي تواند به شيوه معتبر ارزشيابي رو کند که شيوه آموزش او اعتبار داشته باشد. آنان براي چنين آموزشي  ويژگي هاي زير را قايل  اند.
1- آموزش بايد با پژوهش همراه باشد: دانش آموز هنگامي که عملا  تحقيق مي کند، در ساخت مفاهيم سهيم مي شود.
2-آموزش  بايد سعي  در تلفيق دانش داشته باشد: آموزش  دانش هاي  مجزا و قطعه قطعه به دانش آموز  باعث  مي شود تا او نتواند از آموخته ها در زندگي  روزمره خود که  کاربرد تلفيقي آموخته ها  را مي طلبد، استفاده کند.
3- ارزشيابي ارزشي  بيش از  موفقيت در جلسات امتحان داشته باشد: علماي  آموزش معتقدند که آموزش هاي رسمي بايد در خارج از کلا س  و در زندگي  روزمره کاربرد داشته باشد. بنا بر اين دانش آموزان بايد مهارت هاي لا زم براي زندگي کردن را در مدرسه فرا بگيرند.
4- زندگي گروهي فرد  را  اصل قرار دهد: توجه به کار گروهي، بايد جاي خود  را در برنامه آموزش و نيز ارزشيابي باز کند تا به آنها اعتبار ببخشد.
5 - افراد را به يک فراگير مادام العمر تبديل کند: آموزش بايد شيوه هاي يادگيري را به فراگير بياموزد تا خود در هر زمان که بخواهد، آن چه را نياز دارد بياموزد، بدون آن  که نيازمند آموزگاري باشد.

انواع شيوه هاي نوين ارزشيابي

1- سنجش و ارزشيابي با رويکرد پويا و رشد دهنده = ارزشيابي مستمر
خصلت عمده اين  نوع ارزشيابي در پويايي  و گستردگي  آن است و از معلم   انتظار اقداماتي فراتر از آزمون هاي سنتي را دارد، تا تصويري کلي  از تماميت شخصيت  دانش آموز ارائه دهد. از نتايج اين نوع سنجش و ارزشيابي در جهت رشد و ارتقاي دانش آموز استفاده مي شود و مهم تر از همه اين که از هر دانش آموز توقع رشد و بالندگي را د رحد توان خود او دارد.  در اين رويکرد فرايند ارزشيابي با فرايند آموزش در هم تنيده، جاري و مستمر است. از نتايج  اين سنجش براي مقايسه  يا نمره دادن به دانش  آموزان استفاده نمي شود. امروزه اين شيوه سنجش که تفاوت هاي فردي دانش آموزان را مي پذيرد و به قابليت رشد هر يک اعتقاد دارد، در نظام هاي پيشرفته آموزشي  مورد توجه قرار گرفته و نقطه عطف ارزشيابي هاي معتبر شده است. 

نقش ارزشيابي مستمر در فرايند آموزش  چيست ؟www.zibaweb.com

ارزشيابي مستمر يا سازنده بخشي از فرايند  آموزش تلقي  مي شود. به اين  معنا که ارزشيابي در جريان آموزش جاري است و معلم به طور مرتب با  آن درگير است. ارزشيابي مستمر  در طراحي برنامه درسي  معلم جاي خاصي دارد. يعني معلم  از نتايج سنجش مستمر در تعيين گام بعدي خود در آموزش استفاده مي کند و به اين دليل است که آموزش و ارزشيابي در هم تنيده مي شوند و دانش آموز رشد مي کند. ارزشيابي تشخيصي هم نوعي ارزشيابي مستمر و سازنده است، زيرا هدف آن دريافت کاستي ها و مشکلا ت و خطاهاي احتمالي دانش آموز است تا در طراحي مراحل بعدي آموزش مورد استفاده قرار گيرد.
درسنجش و ارزشيابي رشد دهنده، استفاده از نتايج ارزشيابي حد اقل به اندازه جمع آوري آنها اهميت دارد. در فرايند چنين ارزشيابي دانش آموزان نقش اساسي  دارند، چون آنان هستند که در مرکز يادگيري قرار دارند و نقش  اصلي  را در پرورش يا اصلا ح  يک آموخته ايفا مي کنند. هر چه دانش آموزان   بيشتر درفرايند آموزش سهيم شوند، بهتر و بيشتر مي توانند آموخته هاي خود را در ابعاد مختلف گسترش دهند يا بهبود بخشند; به عبارتي  شيوه آموختن را بهتر ياد مي گيرند.
به يک مثال که در آن به نقش ارزشيابي در فرايند آموزشي مي پردازند، توجه کنيد:
فرض کنيد معلم دانش آموز را در فعاليتي درگير کرده است تا از اين طريق اطلا عات مناسبي درمورد حدود آموخته هاي او جمع آوري کند. او در اين راه از شيوه هاي مختلف استفاده مي کند، با دانش آموز گفتگو مي کند، بر کار او نظارت دارد... سپس اطلا عاتي که جمع آوري کرده است، تفسير مي کند. در اين کار معلم ضمن توجه به هدف ها، به تجارب و يافته هاي قبلي دانش آموز نيز توجه دارد. 
بنابراين زماني که دانش آموز را ارزشيابي مي کند، با توجه به هدف هاي آموزشي، به جزئيات پيشرفت دانش آموز و بهبود يافته هاي او نيز نظر دارد. در اين فرايند دانش آموز نيز نقش دارد، زيرا فرصت مي کند تا کار خود را ارزيابي کند و دريابند که تا چه حد رضايت بخش است يا اين که مي توانست بهتر باشد.
گفت وگو در مورد کار و نتيجه آن جزئي از فرايند تعاملي است که بين معلم و دانش آموز انجام مي شود و بخشي از هدف ارزشيابي مستمر و رشد دهنده است.
براي ارزشيابي مستمر چهار نوع ارزشيابي پيشنهاد مي شود:
1- پرسش هاي کلاسي و آزمونک ها
2- ارزشيابي فعاليت هاي کلاسي
3- ارزشيابي خارج از کلاس
4- ارزشيابي از تکاليف
1- ارزشيابي از پرسش هاي کلاسي و آزمونک ها:
پرسش هاي کلاسي: پرسش هايي هستند که در جريان کلاس مطرح مي شود هدف از اين پرسش ها يادآوري پيش نيازهاي يادگيري براي درس کلا س، جمع آوري ايده ها و اطلاعات دانش آموزان در ارتباط با يک موضوع و مواردي از اين قبيل و يک دانش آموز طي يک دوره آموزشي چندين بار مورد پرسش قرار مي گيرد و در ليست علامت گذاري مي شود.
آزمونک ها ابزاري براي ارزشيابي تدريجي هستند در اين نوع ارزشيابي هدف نمره دادن نيست بلکه منظور اين است که در هر مرحله هدف هاي رفتاري معين ميزان پيشرفت فراگيران چگونه است و تا چه مقدار به اهداف آموزشي دست يافته اند بنابراين لازم است آزمونک ها پيشرفت گام به گام هدف ها را بسنجند و در پايان تدريس يک يا تعداد معدودي از هدف هاي رفتاري مربوط به هم انجام شوند.
2- ارزشيابي فعاليت هاي کلاسي:
فعاليت هاي کلاسي که ممکن است فردي يا گروهي انجام شوند مهمترين بخش ارزشيابي مستمر است.
بنابراين ارزشيابي فعاليت کلاسي نمره دادن به پرسش هاي کلاسي نيست بلکه ارزشيابي روند شکل گيري و پيشرفت مهارت ها و نگرش ها است و بيشتر با مشاهده رفتار دانش آموزان ممکن مي باشد و در جريان آن دانستي ها، پرورش نگرش، نظافت در کار و انضباط، توجه به صحبت هاي ديگران، قبول مسووليت در گروه، تحمل نظر مخالف، انعطاف پذيري و... مورد توجه قرار مي گيرد.
3- ارزشيابي خارج از کلاس:
فعاليت هاي خارج از کلاس فرصتي است تا فراگيران براساس علاقه موقعيت و امکانات خود، کلاس درس را به زندگي واقعي گسترش دهند و با خلاقيت هاي خود موقعيت هاي تازه اي براي يادگيري ايجاد کنند. تهيه فهرست ارزشيابي براساس نوع فعاليت مي تواند معلم را در قضاوت نهايي فعاليت ها و ارائه باز خورد مناسب به دانش آموزان ياري دهد.
4- ارزشيابي از تکاليف:
دفتر تکاليف در حقيقت کتابي است که دانش آموزان در آن موضوع درس را تدوين مي کنند. لازم است تکاليف به صورتي تدارک ديده شوند که به عنوان منبعي براي تقويت و پاداش دانش آموزان در آينده و فرصتي براي برانگيختن مشارکت و پشتکار در يادگيري فراگيران باشد و بايد از طرف معلم با توجه به تفاوت هاي فردي دانش آموزان مورد ارزشيابي قرار گيرد.
2- ارزشيابي از طريق فهرست مشاهدات:
استفاده از فهرست مشاهدات در برنامه آموزش شيوه نو و تازه اي است که از طريق آن معلم مي تواند در مورد حدود آموخته هاي دانش آموز يا گروهي از دانش آموزان در حيطه هاي مختلف مهارتي، نگرشي و دانشي قضاوت کند. اين يادداشت ها به معلم امکان مي دهد تا در برنامه تدريس خود ميزان حصول به هدف هاي آموزشي را تعقيب و کنترل کند و دريابد که هر دانش آموز تا چه اندازه به هدف هاي موردنظر رسيده است و احتمالا به چه کمک هايي نياز دارد و براساس آن اطلاعات، فرايند تدريس خود را بازنگري کند.
استفاده از فهرست مشاهدات روش ساده و سريعي است که از طريق آن معلم مي تواند دانش آموزان را در بسياري از هدف هاي آموزشي که در آزمون هاي پاياني امکان پذير نيست، ارزيابي کند و از نتايج آن در جهت بهبود فرايند دانش آموزان استفاده کند. اگر اين کار به صورت مستمر انجام شود و معلم به موقع از نيازهاي آموزشي هر دانش آموز مطلع شود، مي تواند در رفع آن نيازها اقدام کند، کاري که از عهده ارزشيابي پاياني بر نميآيد. مرور فهرست ارزشيابي به معلم امکان مي دهد تا نقاط ضعف مشترک دانش آموزان را هم دريابد.
3- ارزشيابي پوشه اي
يک پوشه کارنما مانند يک جورچين يا پازل مجموعه قطعاتي از کارهاي  دانش آموز است که با اتصال آنها مي توان تصوير کامل و روشن تري از دانش آموز به عنوان يک يادگيرنده مادام العمر به نمايش گذاشت.
پوشه مي تواند شامل فهرست هاي ارزشيابي معلم، گزارش کارهاي دانش آموز، يادداشت هاي معلم، گزارش هاي گردش هاي علمي و کارهاي عملي و پروژه هاي دانش آموز باشد.  پوشه بيش از اين که قطعاتي از کارهاي دانش آموز باشد که بي هدف جمع آوري شده است، مجموعه اي از کارهاي مشخص، هدفدار و آگاهانه دانش آموز است که به او امکان مي دهد تا توانايي هاي خود را از جهات مختلف به نمايش بگذارد.
پوشه، چيزي بسيار فراتر از يک ظرف پر از خرت و خورت است. پوشه مجموعه اي سازماندهي شده از مدارک مستندي است که معلم و دانش آموز با استفاده از آن، ميزان پيشرفت دانش آموز را در حيطه هاي مختلف دانش، مهارت و نگرش در موضوعات معين درسي، به نمايش مي گذارند. (واوروس، 1990)
مرور پوشه  دانش آموز به معلم امکان مي دهد تا با اطمينان بيشتر و براساس دلايل مستند در مورد دانش آموز قضاوت کند. مرور پوشه دانش آموز به معلم فرصت مي دهد تا قابليت هاي او را به درستي شناسايي و باتوجه به تئوري هوش هاي چندگانه، براي آموزش او برنامه ريزي کند

نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 1:19 | لینک  | 

تدریس چیست؟

از تدریس، همانند یادگیری، تعریفهای مختلفی ارائه شده است. بعضی، تدریس را «بیان صریح معلم درباره آنچه باید یاد گرفته شود» می دانند و گروهی دیگر تدریس را «همورزی متقابلی می دانند که بین معلم، دانش آموز و محتوا در کلاس درس جریان دارد.» عدّه ی زیادی از مربیان و متخصصان آموزش و پرورش، تدریس را «فراهم آوردن موقعیت و فرصتهایی که یادگیری دانش آموزان را تسهیل کند»، نامیده اند. از بررسی مجموعه ی تعاریف ارائه شده می توان نتیجه گرفت که «تدریس، فعالیتی تعاملی و منظم و هدفمند بین معلم و دانش آموز به منظور تسهیل یادگیری است.» (شعبانی،1382).

 عوامل اصلی چنین فعالیتی عبارتند از: طراحی، اجرا و ارزشیابی. طراحی پایه و اساس اصلی این فرآیند است که دو عامل دیگر یعنی اجرا و ارزشیابی بر آن استوار هستند و تحقق مطلوب آنها وابسته به کیفیت طراحی آموزشی است.

طراحی آموزشی چیست؟

طراحی آموزشی، پیش بینی و تنظیم رویدادهای آموزشی بر اساس اهداف، محتوا و امکانات موجود با توجه به ویژگیها و ساخت شناختی دانش آموزان است. طراحی آموزشی، خواه مربوط به یک دوره  کامل یا به یک جلسه ی آموزشی باشد، از اهمیت خاصی برخوردار است. توجه و دقت در تنظیم آن می تواند موجب کارایی و اثر بخشی تدریس شود. طراحی آموزشی ممکن است به دو صورتِ خُرد و کلان، انجام گیرد. طراحی در سطح کلان مربوط به شورای برنامه ریزی درسی و متخصصان آموزشی است؛ اما طراحی در سطح خُرد، کلاً بر عهده ی معلم است. در فرآیند طراحی خُرد، توجه باید بیشتر به حصول صلاحیتها و قابلیتهای مورد انتظار، جلب شود و با نگرشی سیستمی و نظام مند، مجموعه ی عناصری را که در یادگیری دانش آموزان مؤثرند، در نظر گرفت. معلم باید کل محتوای آموزشی را به اجزای قابل تدریس که معمولاً به نام «جلسات درس یا تدریس» نامیده می شود، تقسیم کند و مشخص سازد که بر اساس زمان منظور شده، چند جلسه یا ساعت در طول ترم و یا سال تحصیلی تدریس خواهد داشت و در هر جلسه چه موضوعی و با چه اهدافی دنبال خواهد شد.

مراحل طراحی آموزشی

هدف از طراحی آموزشی، فراهم کردن امکانات یادگیری است؛ زیرا انتخاب فعالیت های یادگیری مؤثر و مناسب، عامل مهمی در فرآیند طراحی یک درس محسوب می شود. قبل از شروع آموزش، معلم باید همه چیز را پیش بینی و آماده کند و برنامه ی خود را بنویسد؛ اما با توجه به این که فرآیند تدریس، هیچگاه نمی تواند کامل باشد، برنامه های طراحی شده باید انعطاف پذیر، مرتب و به روز گردند. یک برنامه آموزشی خوب باید به نحوی نوشته شود که دستیابی به قابلیت و صلاحیت مورد نظر را تضمین کند. در فرآیند طراحی می توان از الگوهای مختلف استفاده کرد؛ اما در تمام الگوها، حداقل چهار مرحله یا گام اساسی را باید مورد توجه قرار داد. این گامها عبارتند از:

·        گام اول : تحلیل و تنظیم هدفهای آموزشی

·        گام دوم : تحلیل موقعیت آموزشی

·        گام سوم : تحلیل و تعیین محتوا، روش و وسیله ی آموزشی

·        گام چهارم : تحلیل و تعیین نظام ارزشیابی

 گام اول : تحلیل و تنظیم هدفهای آموزشی

هدفهای آموزشی، بیان کننده ی وضعیت مطلوب در یک رویداد آموزشی هستند. هدفهای خوب تنظیم شده حداقل باید دارای چهار ویژگی زیر باشند:

1. دانش آموزان، محور باشند؛ یعنی بر اساس فعالیت های دانش آموزان تنظیم شوند.

2. توصیفی از نتایج یادگیری باشند.

3. صریح، روشن و قابل فهم باشند.

4. قابل مشاهده و اندازه گیری باشند.

مراحل نگارش هدفهای آموزشی

برای نگارش هدفهای آموزشی، چهار مرحله ی اساسی باید طی شود. اگرچه این چهار مرحله، تسلسلی و پیوسته هستند؛ اما در فرآیند طراحی، الزاماً چنین نیستند، زیرا طراح، پس از نوشتن هر مرحله ممکن است مجدداًً به عقب برگردد و به بازنگری اهداف نوشته شده بپردازد و به اصلاح و بازنویسی آنها اقدام کند.

مراحل نگارش هدفهای آموزشی عبارتند از:

الف - تعیین هدف یا هدفهای کلی آموزشی

هدفهای کلی آموزشی، اهدافی هستند که در پایان یک دوره یا جلسه ی آموزشی باید تحقق یابند. این دسته از اهداف، معمولاً به صورت عبارتهای کلی مطرح می شوند؛ مثلاً اگر بگوییم پس از مطالعه ی این فصل «معلمان باید با طراحی آموزشی آشنا شوند»، در واقع یک هدف کلی را بیان کرده ایم. هدفهای کلی آموزشی، معمولاً به علت عدم صراحت مبهم و قابل تعبیر و تفسیر هستند. حتی در مقایسه با هدفهای جزئی در مدت زمان بیشتری تحقق خواهند یافت.

 این دسته از اهداف چون مهارت نهایی کسب شده از جریان آموزش را بیان می کنند، ممکن است به عنوان نوعی انگیزه، به کار روند اگرچه گروه کثیری از صاحب نظران تربیتی با نوشتن و تنظیم هدفهای کلی مخالفند؛ اما به دلیل اینکه جهت عمومی فعالیتها را تعیین می کنند، هدفهای پرارزشی هستند، زیرا از طریق هدفهای کلی آموزشی می توان هدفهای جزئی، رفتاری و فعالیت های آموزشی را مشخص کرد و به آنها جهت و هماهنگی لازم بخشید.

 معلمان و طراحان آموزشی باید توجه کنند هدفهای کلی آموزشی زمانی ارزشمند هستند که به هدفهای جزئی و رفتاری تجزیه شوند؛ به عنوان مثال: برای رسیدن به این هدف کلی که «معلمان با طراحی آموزشی آشنا شوند»، باید تمام مراحل طراحی و فعالیت هایی که لازم است در مراحل اجرا دانش آموزان انجام دهند، به طور واضح و صریح مشخص شوند، در غیر این صورت هدف کلی، هرگز تحقق نخواهد یافت.

 ب -  تبدیل هدف کلی به اهداف جزئی

هدفهای جزئی از تجزیه هدفهای کلی به دست می آیند و مراحل رسیدن به هدفهای کلی را مشخص می کنند، به همین دلیل، نسبت به هدفهای کلی محدودتر و مشخص تر و نسبت به هدفهای رفتاری، دارای جامعیت و شمول بیشتری هستند. هدفهای جزئی، همچون هدفهای کلی اغلب به صورت افعال کلی و مبهم نوشته می شوند و خود نیز ممکن است قابل تجزیه به هدفهای جزئی ریزتر باشند. ساده ترین راه نوشتن اهداف کلی و جزئی در فرآیند آموزش این است که بر اساس موضوع اصلی درس، هدف کلی نوشته شود و بر اساس عناوین فرعی درس، اهداف جزئی تنظیم گردند.

در زیر، جهت آشنایی با افعال کلی که برای نوشتن اهداف کلی و جزئی به کار می روند، تعدادی از آنها آورده شده است:

افعال کلی

- آشنا شدن

- دوست داشتن

- دانستن

- کسب کردن

- ارزش گذاری کردن

- تمایل داشتن

- فهمیدن

- باور کردن

- تصدیق کردن

- یاد گرفتن

- درک کردن

 

طراحی فعالیت های آموزشی

 ج - تبدیل هدفهای جزئی به هدفهای رفتاری

هدفهای رفتاری، اهدافی هستند که نوع رفتارهای شناختی، روانی - حرکتی (عملی)، عاطفی و قابلیتها و مهارتهایی را که انتظار داریم در پایان یک فعالیت آموزشی در دانش آموزان ایجاد شود، به دقّت بیان می کنند. در نوشتن هدفهای رفتاری، نباید اعمالی که معلم برای تدریس انجام می دهد، تشریح شده باشد، بلکه باید طوری نوشته شوند که دانش آموزان با مطالعه ی آنها بفهمند که چه انتظاراتی از آنها می رود و چه باید انجام دهند؛ مثلاً پس از پایان آموزش، با توجه به مطالب مطرح شده باید بتوانند «برای فصل ساختار سلولی کتاب علوم زیستی و بهداشتی سال اول دبیرستان عملاً طرح درسی بنویسند».

اهداف رفتاری باید واقع بینانه تنظیم شوند. همیشه باید امکانات و مدت زمان آموزش و همچنین سطح تحصیلی و علاقه مندی دانش آموزان را در نوشتن هدفهای رفتاری در نظر گرفت. اگر هدفهای رفتاری، واقع بینانه تنظیم شوند، آموزش هم درست و مؤثر انجام خواهد شد. اهداف رفتاری خوب تنظیم شده، اهدافی هستند که اکثر دانش آموزان برای رسیدن به آنها مشکل خاصی نداشته باشند. اولین نکته در نوشتن هدف رفتاری، صراحت و قابل فهم بودن آن است.

 هدفهای رفتاری علاوه بر صراحت باید قابل مشاهده و اندازه گیری باشند. محور ارزشیابی نتایج یادگیری، قابل مشاهده بودن آن نتایج است. کلید یک هدف قابل مشاهده، یک فعل قابل مشاهده است. فعل قابل مشاهده فعلی است که عمل قابل مشاهده یا رفتاری که نتیجه اش یک محصول قابل مشاهده باشد، توضیح دهد. بنابراین، یک هدف رفتاری مؤثر و خوب تعریف شده، هدفی است که صریح و قابل مشاهده و نتیجه ای قابل اندازه گیری باشد.

نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 1:14 | لینک  | 

ویژگی‌های معلم در قرن 21

مقدمه .در فضای آموزشی قرن 21 مقوله های سرعت، دقت، مهارت و اطلاعات و فناوری های نوین مطرح است. در این فضا، کلاس درس، تحت عنوان سلف سرویس عمومی و مدرسه، تحت عنوان جمهوری دانش نام می گیرد که از استانداردهایی خاص پیروی می کنند که باید در به کارگیری آنها دقت های لازم اجرائی ویژه لحاظ گردد. لذا وجود خصوصیات و شرایط لازم در فرایند یاددهی- یادگیری در کلاس درس که مطابق نیازها و ویژگی های فراگیران می باشد، طبق استاندارد سازی یعنی تعیین آنچه که باید انجام شود و اجرای آن، باید به بهترین وجه ترسیم شود. در این فضای آموزشی عقیده بر این است که به منظور تدوین استانداردها بالاخص در یک کلاس و فضای آموزشی باید برنامه و نیازهای فراگیران لحاظ گردد. محیط آموزشی لازم است با تکنیک های جدید آموزشی آراسته گردد، زیرا عقیده بر این است که انطباق های خلاق پویا به طور مؤثری در فضای کیفی آموزشی تأثیر دارد. انطباق های خلاق می توانند برنامه های درسی را به یکدیگر مرتبط کنند و مفاهیم عینی- ذهنی را عینی تر سازند و برخی درس ها و محتواها در فضای مناسب که بر اساس استانداردها غنی شده اند بر یادگیری تأثیر به سزایی دارد.

بیان مساله
در آستانه ی قرن بیست و یکم در حوزه ی آموزش و پرورش با توجه به سطح انتظارات افکار عمومی، نسبت به برون دادهای فعلی نظام تعلیم و تربیت کاستی های قابل توجهی احساس
می شود. از طرفی تغییرات سریع به وجود آمده در عرصه های مختلف و تغییر نیازمندی های جامعه، بروز حرف و مشاغل جدید، همگی ضرورت بازنگری در فرایند آموزش و پرورش را فراهم کرده است. در نگرشی سریع به آموزش و پرورش برای جلب اعتماد عمومی، تربیت معلم شایسته مطرح می باشد. لذا پرداختن به برنامه ی آموزشی در آموزش و پرورش که بخشی از آن معلمان خلاق و شایسته می باشند ضروری به نظر می رسد. راجر کافمن می نویسد درجه ی موفقیت یک نهاد یا سازمان
آموزشی به میزان هم خوانی قصد آن سازمان با قصد جامعه بستگی دارد. (پرویزیان، سایت آموزش و پرورش) باید توجه داشت که برنامه ریزی آموزش و پرورش قبل از این که بر شاخص های کمی استوار باشد تاکید بر کیفیت دارد لذا باید برنامه های پیش بینی نشده در جهت بهبود کیفیت آموزش و در راس آن معلمان به عنوان مجریان اوامر آموزشی باشد و فرایند تصمیم گیری ها باید بر اساس یک الگوی مشخص و هدفمند صورت گیرد. ضمن این که آموزش و پرورش ما در حال حاضر با بسیاری از جوامع تطبیق داشته است ولی برای رسیدن به اهداف متعالی سازمان و رسیدن به استانداردهای لازم نیاز به بازبینی و چاره اندیشی دارد و این بازبینی می بایست در سطوح مختلف نظام آموزشی و علی الخصوص در بازنگری روش آموزش در مقاطع مختلف صورت پذیرد. بنابراین در این مقاله، سوالات ذیل مطرح است. نظام آموزشی در قرن بیست و یکم چگونه است؟ ویژگی های معلم در قرن بیست و یکم چیست؟

اهمیت موضوع
تحولات سیاسی کشورهای مختلف جهان در قرن گذشته بحران های اجتماعی- اقتصادی، فرهنگی و... بدنبال داشته است. این مسائل باعث شده که کارآیی نظام های آموزشی فعلی مورد سؤال قرار گیرد و بازنگری در آنها لازم و ضروری به نظر برسد و برای مقابله با مسائل مذکور و ارتقاء کیفی نظام آموزشی نیاز به اتخاذ برنامه ریزی استراتژیک و استاندارد آموزشی بیش از هر زمان دیگر احساس می شود. ضمناً در کشورهای جهان سوم علاوه بر موارد یاد شده، افزایش تقاضا برای آموزش، افزایش هزینه های آموزش و پرورش و تامین آن، کاهش کیفیت آموزشی، سست شدن مدیریت نظام آموزشی، عوامل چالش برانگیز به نظر می رسند که در پیش روی کارشناسان و دست اندرکاران
نظام های آموزشی خودنمایی می کند. در کشور ما نیز با استفاده مدارک موجود (عسگری، 1373- بازرگان، 1374) مشکلات مذکور وجود دارد و تجدید نظر در کمیت و کیفیت بخش آموزش و پرورش کشور اجتناب ناپذیر می باشد. از طرفی هر گونه تغییر یا اصلاح در برنامه های آموزشی باید مبتنی بر نظریه های شناخته شده و استاندارد شده صورت گیرد در غیر این صورت تغییرات تکراری بی ثمر ناپایدار همراه با تجارب تلخ آموزشی خواهد بود. انگیزه ی مقاله ی حاضر نیز بر همین اساس می باشد و ضمن ترسیم آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم و ضرورت در سطح کلان ارائه شود تا در آینده بتواند در ارتقاء کیفیت و کمیت آموزش موثر باشد.

محتوای فضای قرن بیست و یکم
هم اکنون قرن بیستم به انتهای خود رسیده و هزاره ی سوم آغاز شده
است. قرن بیستم پرحادثه ترین قرن های بشری بود. دو جنگ جهانی اول و دوم که در کشتار و ویرانی نظیری برایشان نبود، انقلاب روسیه و چین که ادعا داشت وضع بشر را از بیخ و بن دگرگون می سازد. فروپاشی شوروی و اروپای شرقی، افول انقلاب فرهنگی چین، برچیده شدن بساط سلطنت در چند کشور، نظیر مصر و ایران، استقلال یافتن کشورهای استعمار زده، پیشرفت عظیم علم و فن، شکافتن اتم، پیاده شدن در کره ی ماه، کامپیوتر و اینترنت، آلودگی محیط زیست، مباحث جهانی شدن، IT، دولت الکترونیک و رویداد دیگر از این نوع، همگی زاییده ی این قرن می باشد. همه ی این تحولات، بسی سترگ تر و پیچیده تر در قرن 21 خواهد بود.
www.zibaweb.com
با این سرعت تغییر و تحولات جهانی عجیب است که انسان، همان انسان قبل با قالب های قدیمی باقی بماند و کلاس های درس، همچون گذشته و به شیوه های متداول سنتی و مکتب خانه ای باقی بماند و نظام های آموزشی، متحول نشود. باید طرح و برنامه ریزی تازه، آموزش نوین مدرسه و کلاس و بالاخره معلم با روش های جدید راه انداخت. لذا بحث استانداردها در فضاهای آموزشی و کلاس درس و روش های یادگیری، زیربنای تحولات و تغییرات بنیادی می باشد. در قرن بیست و یکم، انفجار جمعیت یادگیرنده، سرعت ارتباطات جهانی و افزایش آموزش و افزایش انتظارات، وجود سلاح های بنیان افکن، تجربه های شکست خورده ی مدل قبلی، فاصله ی هولناک میان علامتی هشدار دهنده است بر این که نظامی ماورای آنچه که بوده، باشد و شاید مقوله ی استانداردسازی، حرکتی باشد به سمت ایجاد تعادل لازم چرا که بعضی ها استانداردسازی را هماهنگی برای رسیدن به خوشبختی نظام ها می دانند. فرق قرن بیست و یکم با قرون گذشته در این خواهد بود که مرز های حفاظ و دریچه های اطمینان در آن به حداقل کارایی می رسند و مشکل های موضعی تبدیل به مشکل های جهانی می شوند. بنابراین باید در قرن بیست و یکم پایه های نظام آموزشی را محکم تر و ریشه دارتر کنیم تا بتوانیم در مقابله با این تغییر و تحولات، سرفراز بایستیم. و استانداردسازی در آستانه ی قرن بیست و یکم، چیز عجیب و غریبی نیست. بلکه علمی کردن نظام آموزشی و مطابقت دادن آن با تحولات روز می باشد و آموزش و پرورش با کمک استاندارد سازی باید برای فردایی بهتر و شفاف تر، آماده شود. (خنیفه، سایت آموزش و پرورش)

مسائل اساسی در آموزش و پرورش قرن 21
کسی به طور قطع نمی تواند ابراز نظر کند که قرن بیست و یکم دارای چه ویژگی هایی خواهد بود.
اما آنچه مسلم است این است که دنیا مانند هزاران سال قبل، روال آرام و کندی نخواهد داشت و بسی جای امید است که انسان با تکیه بر هوش و تفکر خود که از ویژگی های ستایش شده او در قرآن کریم می باشد و به واسطه ی آن به عنوان اشرف مخلوقات معرفی شده است، راهکارهایی در برابر موانع آن قرن بیابد. اما آنچه که به نظر می رسد آموزش و پرورش با چهار مسئله ی مهم در قرن بیست و یکم مواجه خواهد بود که اگر از هم اکنون درصدد پاسخ قاطع برای آن نباشد، نگران کننده خواهد بود.
1- جمعیت افزاینده ی دانش آموزی و برنامه ریزی دقیق و پیش نگر
2- کیفیت آموزش و استاندارد های علمی جهانی و بومی
3- افزایش بهره وری در همه ی ابعاد
4- مطالعات تطبیقی و تحول بر مبنای زمان و ضرورت و فرهنگ

ویژگی های معلم در قرن 21

از آنجایی که قرن بیست و یکم، قرن اطلاعات، ابتکار و مهارت و سرعت می باشد بنابراین ویژگی های معلم در این قرن بر اساس این اصول می باشد.


الف) اطلاعات:
ویژگی معلم، بالا بردن اطلاعات و به روز کردن آن است. در بحث اطلاعات ((برنامه ICT فناوری اطلاعات)) جایگاه ویژه ای دارد که به آن می پردازیم.
1- آشنایی فناوری آموزشی: برای کسب موفقیت در قرن بیست و یکم، معلمان باید دانش آموزانی تربیت کنند که یادگیرندگان مادام العمر باشند و این مسیر نمی گردد مگر این که فرایند یادگیری مبتنی بر انتقال صرف دانش تغییر پذیرد بنابراین معلمان باید با استفاده از کامپیوتر و اینترنت و کاربرد آنها تدریس واقف باشند و دانش آموزان را نیز به این امر ترغیب کنند. فناوری اطلاعات به ما می گوید آن چه که تا دیروز درست بوده امروز ممکن است نادرست و حتی گمراه کننده باشد، بنابراین معلمان با استفاده از این تکنیک باید معلمانی محقق و پژوهشگر باشند و دانش آموزان پرسش گر امروز و پژوهشگر فردا تربیت کنند.
2- آشنا با استاندارهای جهانی کیفیت کار
3- بالا بردن اطلاعات عمومی: معلم قرن بیست و یکم در همه ی زمینه ها اطلاعات خود را بالا ببرد نه فقط در زمینه ی رشته ی تدریس خود چرا که بسیاری از علوم به هم وابسته اند. اصطلاحات رایج روز را بشناسد، امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی جامع خود را بداند و در نهایت به علم روان شناسی آگاه باشد چرا که یک معلم بیش از معلم بودن خود باید یک روان شناس آگاه و خبره باشد.
4- تدریس نوین: استفاده از روش تدریس فعال و همگام با روز، روش هایی تدریس معلم را ویژگی خاص می بخشد عبارتنند از : روش همیاری، روش تدریس فعال، روش بارش مغزی، روش ایفای نقش، روش نمایشی، روش بحث گروهی، روش حل مسئله، روش استقرایی، روش اکتشافی. تمامی این روش ها را می شناسد و می داند که هر یک را در چه درسی و در چه کلاسی به کار گیرد و به تعبیری تدریس او مبتنی بر استانداردها است و تدریس بر اساس استاندارد نوعی بهبود فرایند کار در آموزش و پرورش است.
5- شرکت در دوره های ضمن خدمت: معلم همیشه خود باید در حال فراگیری علم باشد و اطلاعات جدید و نو را بگیرد، در طول کار خود همیشه یکسان تدریس نکند و نکات را از جهات مختلف و زوایای متعدد بیان کند. لازمه ی این کار، شرکت در دوره های ضمن خدمت آموزش معلمان است.
6- آشنایی با اصول روانشناسی تربیتی: از آنجائی که معلم در طول تدریس خود نیاز به ارتباط مقابل دارد، بنابراین باید مخاطبان خود را شناسایی کند. بداند در چه شرایطی زندگی می کنند، تا حدی از خانواده آنها مطلع باشد. در این صورت می تواند پیام های یاددهی خود را شفاف منتقل سازد.
7- داشتن طرح درس: معلم، باید زمان تدریس خود را حساب کند کتاب مورد تدریس را با طرح درس سالانه، بودجه بندی کند و همچنین طرح درس روزانه، داشته باشد و اطلاعاتی کافی و جامع درباره ی مراحل طرح درس نویسی داشته باشدف ارزشیابی تشخیصی،تکمیلی، پایانی را بداند و در مراحل تدریس خود به کار بندد. هدف های جزئی و کلی و هدف های رفتاری را شناسایی کند. حیطه های آموزشی (دانش، درک و فهم، کاربرد،ترکیب قضاوت) را بداند و در طرح ریزی سؤالات و ارزشیابی های مستمر خود که در طرح سالانه خود در نظر گرفته است اعمال نماید. ب) ابتکار دومین ویژگی قرن بیست و یکم، قرن ابتکار بود که در این زمینه، معلم باید دارای ویژگی های زیر باشد.
1- خلاق است: معلم قرن بیست و یکم در این رابطه ی خود خلاق است، دست به شیوه های جدید می زند و دانش آموزان را نیز خلاق با می آورد هر اندازه دانش آموز از نظر اطلاعات، غنی تر باشد. انگیزه ی خلاقیت که در نهاد او بالقوه وجود دارد به فعلیت می رسد و این صورت نمی پذیرد مگر این که معلم و راهنما خودش، آراسته به صفت خلاقیت باشد.
2- ایجاد دنیای پرسش در کلاس: معلم مبتکر، کسی است که همیشه سؤالی برای مطرح کردن در کلاس داشته باشد و حس انگیزه ی کنجکاوی دانش آموزان را تحریک کند. آنان را به فعالیت و جنبش وا دارد. (در کلاس مرده و خسته کننده، مرتباً دیدگان دانش آموزان فقط به عقربه های ساعت می باشد)، را روشن سازد و عشق یادگیری فنون جدید را در آنها زنده کند.
3- ایجاد دنیای تخیل در کلاس: معلم مبتکر به تخیل دانش آموزان احترام می گذارد. یک انشای نو یا یک نقاشی غیر عادی را به مسخره نمی گیرد، از جنبه ی خلاقانه و مبتکرانه به آن می نگرد زیرا تخیل است که خلاقیت و ابتکار را به دنبال دارد.
4- واهمه نداشتن از شکست: معلم مبتکر در به کارگیری مسائل از هیچ گونه شکستی نمی هراسد بلکه قوی و استوار می ایستد، طرح های خلاق خود را آزمایش می کند و جواب و نتیجه را می گیرد و به همه منعکس می کند.
5- خطرپذیری: معلم مبتکر در راه خود هر گونه خطری را می پذیرد اعم از خطرات مالی یا غیر مالی، زیرا به هدفش امیدوار و معتقد است.
6- قدرت تغییر پیش فرض ها: معلم مبتکر پیش فرض های جدید ارائه می دهد و به یک مسئله از زوایای مختلف می نگرد، پیش فرض های قدیمی برای او جالب نیستند، می اندیشد در ذهن خود ((چرا)) پروری ذهنی ایجاد می کند و پیش فرض ها را تغییر می دهد، تجربه می کند، می آزماید تا بالاخره روشی جدید و طرحی نو در اندازد.
7- تشخیص پیش نیازهای دانش آموزان: یکی از زمینه فعالیت های معلم این است که از کجا شروع کند و پیش نیاز فراگیران او چیست؟ نقطه ی شروع مبتکر سنتی و معمولی نیست، بهترین نقطه ی شروع را به کار می بندد، گاهی با طرح سؤالی نوین با آوردن وسیله با ماکتی سؤال برانگیز و...
8- درمان ناتوانایی های یادگیری: معلم مبتکر دانش آموزان ناتوان را شناسایی می کند و به درمان آنها می پردازد. معلمی که با دانش آموزان یک دست خلاق و توانا کار کند، ابتکار خاصی شاید نتواند در کار خود به کار بندد، اما معلم مبتکر کسی است که با به کار بردن روش ههای جدید آموزشی به دانش آموزان ناتوان کمک کند.
9- شناخت تفاوت های فردی: معلم مبتکر به تفاوت های فردی دانش آموزان توجه دارد . می داند به هر کدام چه مسئوولیتی بدهد و در چه زمینه ای آنها را خلاق بار آورد و استعدادهای نهان آنان را در
چه رشته ی تحصیلی بارور سازد.
www.zibaweb.com
ج) مهارت و سرعت سومین ممیزه ی قرن بیست و یکم، مهارت و سرعت است که معلم باید دارای ویژگی های زیر در این مقوله باشد.
1- مهارت های فردی: شامل قدرت طرح ریزی مدل ذهنی، به کارگیری اصول منطقی در تدریس، قدرت تجزیه و تحلیل مسائل قدرت تصمیم گیری.
2- مهارت های ارتباطی: مهارت های ارتباطی معلم شامل ویژگی های: کنترل احساسات، فن بیان، به کار بردن شعر و امثله در تدریس و گزارش دهی صحیح می باشد.
3- مهارت در تدریس: بیشترین تأثیر در اثر بخشی کار معلمان، مهارت در تدریس و اطلاع از دانش تدریس است و ارتباطی خاص بین دوره کارآموزی و عملکرد معلمان وجود دارد، معلم قرن بیست و یکم باید با فنون جدید تدریس آشنا باشد و آنها در تدریس خود به کار گیرد.
4- استفاده از وسایل کمک آموزشی (تکنولوژی آموزشی): یکی از مقوله هایی که به مهارت و سرعت تدریس معلم کمک می کند به کار بردن وسایل کمک آموزشی در امر تدریس می باشد به ویژه در دوره مقطع ابتدایی.
5- مهارت تفکر انتزاعی: معلمانی که تفکر انتزاعی بالایی دارند می توانند با دیدهای متفاوت به یک مسأله یا مشکل بنگرند( از دید خودشان، دانش آموزان، مشاوران، مدیران، اولیاء و ...) بنابراین می توانند راه حل های متفاوتی ارائه دهند و درباره ی مزایا و معایب هر برنامه، فکر و بهترین راه را انتخاب کنند و اگر نتایج پیش بینی شده، تحقق نیابد مشتاقند که برنامه را تغییر دهند. در هنگام برنامه ریزی مشکلات اضافی را می توانند حدس بزنند و قبل از این که مشکل روی دهد به طور منظم و اصولی پیشگیری هایی را تدارک ببینند، مهارت تفکر انتزاعی باعث می شود معلمان در امر یاددهی موفق تر باشند.
6- مهارت تجزیه و تحلیل مسائل: این معلمان سطح تفکر انتزاعی فوق العاده بالایی دارند. در حوزه ی کلامی از هوش زیادی بهره مندند، سرشار از اندیشه های عالی هستند. درباره ی موضوعات گوناگون به روشنی بحث می کنند، می دانند انجام چه کارهایی لازم است و چه کارهایی ضرورت و اهمیت ندارد. نکته ای که قابل ذکر است این که هر چند در قرن بیست و یکم تحولات جهانی و واژه ی سرعت اطلاعات، ابتکارات، مفاهیم کلیدی و خاص می باشند اما ویژگی های معلم در فرهنگ دینی ما همیشه جای خود را دارد که در کنار ویژگی های قبلی اهمیت فراوان و به سزایی دارد چرا که هدف از تعلیم و تربیت فراگیران تنها در زمینه ی علم نیست بلکه تربیت و پرورش دینی و رشد خصوصیات اخلاقی بسیار مهم است که در این جا به ویژگی های اخلاقی معلم در قرن بیست و یکم می پردازیم. د) ویژگی های اخلاقی
1- مراعات آداب و رسوم اجتماعی: بسیاری از سعادت های اجتماعی مرهون ادب و مراعات آداب و رسوم اجتماعی است و به بهانه ی پیشرفت علم و تحولات و جهانی شدن نباید معلم که الگوی اخلاق برای دانش آموزان خود است آداب و رسوم اجتماعی خود را کنار گذارد، حصارها را بشکند و حریم عفت و پاکدامنی جامعه را کنار نهد.
2- نشاط و شادابی: معلم باید به هنگام ورود به کلاس، مشکلات زندگی خود را که ناشی از تغییر و تحولات جامعه اش می باشد نظیر تورم، گرانی، بیماری ها و ... همه را کنار گذارده و با روحیه ی شاداب و پرنشاط پا به دنیای کلاس نهد. اگر بی نشاطی، کسلی، افسردگی بر او غلبه کند موجب انتقال آن به دانش آموزان نیز می شود و به قول نیچه: ((هیچ کاری که در آن روحیه ی شاد نقش نداشته باشد پیش نمی رود)). (رشد تکنولوژِی، 82)
3- آراستگی ظاهر: هر چند در قرن بیست و یکم سرعت، اهمیت ویژه ای می یابد و زمان و فرصت به حداقل می رسد اما معلم باید فرصت رسیدن به ظاهر را به خود بدهد و با ظاهری آراسته وارد کلاس شود. رسول اکرم (ص) قبل از خروج از منزل، مقابل آئینه می رفته و ظاهر خود را مرتب می کرده است و در جواب این سؤال که چرا تا این اندازه به این موضوع اهمیت می دهند می فرمودند: نمی خواهم باعث غیبت مردم شوم. معلم باید از رسول اکرم (ص) که الگو و اسوه ی اخلاق است درس بیاموزید.
4- سعه ی صدر: اگر معلم در عصر تحولات و تغییرات، رفتار هایی خاص از دانش آموزان خود دید باید با سعه ی صدر با آن برخورد کند، دریا دل باشد و توانایی پشت سر گذاشتن هیجان های ناشی از پیشرفت در دانش آموزان خود را داشته باشد زیرا با سعه ی صدر، بسیاری از مشکلات حل می شود ((رب اشرح لی صدری ... و یسرلی امری ( سوره طه، آیه 25) )) با سعه ی صدر می توان استعداد درونی فراگیران را شناخت و آنها را شکوفا کرد.
5- اخلاص: بارزترین ویژگی معلم در عصر شکوفایی علم، اخلاص است. مدرسه، درس، کلاس، رفتار، گفتار همه باید بوی اخلاص بدهد. اگر به دنبال آموزش های جدید و تکنیک های جهانی است نباید به خاطر ریا و رخ کشیدن خود و خودنمایی باشد، بلکه باید اخلاص در کار داشته باشد و تنها خود را نبیند بکله هدفش پیشرفت جامعه و تعالی آن باشد و اگر اکسیر اخلاص در کار معلم نباشد هر چند در زمینه ی علمی، معلمی موفق باشد اما ارزش معنوی نخواهد داشت.
6- شخصیت دان به دیگران: معلم موفق در قرن بیست و یکم، کسی است که علاوه بر این که خود متشخص است برای دیگران اعم از دانش آموزان یا همکاران ارزش و شخصیت قائل است و با سخنان کنایه آمیز نباید دیگران را برنجاند، بلکه باید راهنمای بقیه در راه یابی به موفقیت ها باشد دیگران را تحقیر و در جمع سرزنش نکند ((ویل لکل همزه لمزه)) زیرا باعث عقده و کینه در وجود شخص می شود و آتش انتقام را شعله ور می سازد.
7- تعهد در کار: اگر معلم همگام با جامعه پیشرفت کرد و بر تمامی زوایای علوم و فنون جدید دست یافت اما در کارش به خصلت تعهد آراسته نگشت، جز زیان و خسران برای جامعه اش ارمغان دیگری نخواهد آورد. تعهد کاری موجب درست استفاده کردن از اطلاعات علمی می شود، راه بکارگیری صحیح آنها را به معلم می نمایاند و گرنه علم در خدمت نسل کشی و تباهی جوامع می شود؛ همان طور که این وضعیت در غرب حاکم است.
8- تقوا: ویژگی های اولیه و مسلم برای قرن بیست و یکم، تقوا است. اگر معلم آراسته به خوی و خصلت تقوا نباشد، نسلی که تحت تعلیم و تربیت او می باشند عاری از این صفت خواهند بود و کسی که تقوا نداشته باشد تحت تأثیر فرهنگ های مخرب قرار خواهد گرفت و پدیده ی تهاجم فرهنگی را با استقبال خواهد پذیرفت و یا این که دچار غرور علمی کاذب می گردد.
9- وظیفه شناسی: معلم قرن بیست و یکم، دارای خصلت وظیفه شناسی است. از زیر بار مسوولیت به بهانه های مختلف نمی گریزد، تأخیر در کار ندارد، در کلاس درسش اتلاف وقت نمی کند، کم کاری در برنامه اش مفهوم ندارد و حتی گاهی بیش از وظیفه نیز کار انجام می دهد و ایثار می کند، فقط به کار از جنبه ی مالی و سود مادی نمی نگرد و در حین انجام وظیفه اش چشم داشت به تعریف، تمجید یا پاداش و تشویق خاص و ... ندارد.
10- رأفت و مهربانی: معلم قرن بیست و یکم، مهربان است و با این صفت کودکان و نونهالان را به خود جذب می کند، پرخاشگر و تندخو و عصبانی نیست، زمینه را برای هر گونه پرسش و سؤال فراهم می کند، اجازه می دهد به راحتی دانش آموزان با او گفتگو کنند، مشکلات درسی یا غیر درسی خود را بازگو کنند.
11- نگرش و بینش صحیح: معلم قرن بیست و یکم، نگرشی درست و مثبت از مسائل دارد. مسائل جدید و نوآوری ها را با دید مثبت می نگرد که روحیه رقابت جویی را در او تقویت می کند نه این که کاستی های او را به رخش کشد، در تجزیه و تحلیل این نوآوری ها قوی و قدرتمند است و آنها را مغتنم می شمارد و به خوبی استفاده می کند. (افروز، غلامعلی)
12- تقدم منافع جامعه نسبت به منافع خود


نتیجه گیری

تحول اساسی و پایدار در هر جامعه در گرو متحول شدن نظام تعلیم و تربیت آن جامعه است و محور اصلی تحول و توسعه ی نظام تعلیم و تربیت بهبود کیفیت کار معلم، شناخت و ویژگی های آنها می باشد.
معلمان به عنوان پایه گذاران اندیشه های علمی، مبلغان ارزش ها و مسوولیت های اجتماعی به کودکان ما می باشند و حرف اول را در تربیت منابع انسانی می زنند و هیچ حرفه ای همچون شغل معلمی تاثیر موثری در جوامع ندارد. طرفداران و مبلغان تحول و توسعه در جوامع باید بیش از هر کس حامیان واقعی معلمان باشند و سیاست گزاران آموزش و پرورش با در نظر گرفتن حقوق و مزایای شغلی ویژه برای معلمان مدارس و یا دارا بودن مدرک تحصیلی و تخصص و تعهد مورد نظر، دغدغه های زندگی را برای آنان کاهش دهند زیرا معلم یک هدیه الهی است و بسیاری از بزرگان فرهنگ ما و دیگر فرهنگ ها افتخارشان این بوده که سال های پربرکت عمر خود را در مدارس طی کرده اند نظیر پیاژه، اریکسون، مرحوم باغچه بان، استاد نیرزاده، شهید رجایی، باهنر و ... از طرفی معلمان باید بدانند در چه شرایط متحول جهانی زندگی می کنند فکر و عمل و توان خود را محدود به مرزهای جغرافیایی خود نکنند از قدرت ابتکار، خلاقیت و مهارت برخوردار باشند، فعالیت های خود را محدود به چند کتاب یا جزوه که در مراکز تربیت معلم یا در طول کار خود با آن آشنا شده اند نکنند زیرا که دنیای پیچیده و متحول امروز مستلزم یادگیری مداوم و فرزند زمان خود بودن و فعالیت، حساسیت و خلاقیت است و به گفته آلبرت انیشتن افراد انسانی را نباید همچون ابزارهایی بی جان در نظر گرفت و جوانان را به مثابه ی شخصیت های متعادل و موزون باید به جامعه تحویل داد. (رشد تکنولوژی، شماره 155) در پایان از خداوند متعال می خواهیم که به معلمان ما توفیق روزافزون در امر یاددهی عنایت فرماید و آنان را به صفات حمیده، آراسته گرداند و صبوری و بلند همتی و آزاد اندیشی را به آنان اعطاء فرماید تا بتوانند در تربیت و آموزش نسل سالم و صالح و خلاق موفق باشند چرا که آینده ی ایران در گروه کارآیی دانش آموختگان امروز می باشد.

نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 1:5 | لینک  | 

*اضطراب تحصيلي چگونه ايجاد مي شود ؟ ،  اضطراب امتحان و راههاي مقابله با آن

 

بیست توخالی من! نمره مشخص می کند که من  خوب هستم یا بد !!

 

خانم رضايي هر روز با يک ليوان آب قند، مي آمد سراغش که با لب هاي لرزان و دست هايي که از سرما يخ زده بودند، بي حال ، روي صندلي افتاده بود. يکي از بچه ها شانه هايش را مي ماليد و يکي ديگر کيف و کتابش را از روي زمين جمع مي کرد. اين ماجراي هر روز مونا بود که يا تازه از جلسه امتحان بيرون آمده بود ، يا يکي از معلم ها نمره امتحان قبلي اش را اعلام کرده بود. قصه هميشه سر نيم نمره يا بيست و پنج صدم بود که مونا بيخود از دست داده بود. مونا که گريه مي کرد، مدام اسم پدرش را مي آورد و مي گفت: «بابا اين نمره ها را قبول ندارد.» آخر يک روز همه چيز خيلي خراب تر از هميشه شد. تازه ورقه ها را پخش کرده بودند که مونا از روي صندلي پرت شد روي زمين و از حال رفت. نه امتحان آن روز را داد ، نه توانست تا آخر امتحان ها به مدرسه بيايد.
«امتحان» ، کلمه اي است از ريشه محن که به معني در رنج افتادن است. بي دليل نيست که همه ما در هر سني باشيم ، با شنيدن نام امتحان ، دچار اضطرابي پنهان مي شويم و در شرايط مختلف احساس مي کنيم امتحان ، بر ذهن و روح و دانش ما اثر منفي گذاشته است. www.zibaweb.com

با اين حال ، از ديرباز ، امتحان ، روشي استاندارد و رايج براي ارزيابي دانش افراد در زمينه هاي گوناگون بوده است. اين که امتحان چگونه برگزار شود و اين ارزيابي ها ، از چه طريقي صورت بگيرند ، از مباحث قابل طرح و بررسي در عرصه آموزش است. درواقع ، امتحان به ذات خود امر مفيد و لازمي است که بر مبناي آن مي توان به سنجش نتايج آموزش پرداخت ، اما ترديدي نيست که براي رسيدن به اين هدف ، برگزاري امتحان به شيوه هاي مرسوم و شناخته شده ، تنها راه حل نيست. اين که چه روشهاي ديگري را مي توان جايگزين روشهاي سنتي امتحان کرد، بحثي است که بايد از سوي سياستگذاران آموزشي مورد توجه قرار گيرد ؛ اما در شرايط فعلي که هنوز تا تغيير کامل شيوه هاي مرسوم و ابداع شيوه هاي جديد راه زيادي باقي است. بايد براي شرايط موجود برگزاري امتحان فکري کرد. فکري که در نهايت ، وضعيت سنجش دانش آموزان و شرايط رواني برگزاري امتحان را بهبود بخشد.

همه مي ترسند...


حاضر شدن در جلسه امتحان ، اضطراب آور است. تقريبا 80درصد افرادي که در امتحانات مختلف شرکت مي کنند ، اين اضطراب را تجربه کرده اند که البته ميزان آن ، بر حسب شرايط مختلف و در افراد مختلف ، متفاوت است. ناديا فخاري روان شناس ، مي گويد: «اضطراب امتحان ، از مسائل شايع در ميان افراد ، بخصوص دانش آموزان است. اين اضطراب به شکل هاي گوناگون در افراد جلوه مي کند. بالا رفتن ضربان قلب ، سردي انگشتان و افت فشار خون ، از عوارض فيزيکي و نشانه هاي ظاهري آنهايي است که دچار اضطراب امتحان مي شوند. در موارد شديدتر، گاه فرد دچار سردردهاي شديد، غش ، بي حالي و تهوع مي شود.»آنچه بايد به آن توجه کرد، دليل بروز چنين اضطراب هايي است.

يک روش ، تنها روش


دانش آموزان ، مهمترين گروهي هستند که به طور مستمر با پديده امتحان سر و کار دارند. دانش آموزان در فواصل زماني بسيار کوتاه ، به شيوه هاي گوناگون ، مورد سنجش قرار مي گيرند. اين سنجش مستمر، يا از طريق پرسش هاي شفاهي و مستمر کلاسي است ؛ يا از طريق آزمون هاي کتبي ، اما در نهايت ، آنچه بيشتر از خود آزمون براي دانش آموزان معنا و اهميت دارد، نتيجه امتحان است که در شرايط مرسوم آموزشي کشور ما، اغلب از طريق نمره ، تعيين مي شود. نمره ، در آموزش و پرورش کشور و در فرهنگ سنتي يادگيري ما، مهمترين ملاک سنجش توانايي هاي فرد است ؛ تا جايي که تکيه و تاکيد بيش از حد بر آن باعث شده است جنبه هاي ديگر توانايي دانش آموز کاملا از ياد برود، يا ناديده گرفته شود. امتيازي ، دبير رياضي يکي از دبيرستان هاي تهران مي گويد: «با توجه به شرايط تعريف شده اي که ما با آن سر و کار داريم ، نمره تنها وسيله اي است که در اختيار معلمان قرار دارد. براي اين که نتيجه فعاليت دانش آموز، براي خودش ، معلم و خانواده اش مشخص شود ، امتحان برگزار مي شود و نمره ، يک روش براي نشان دادن اين نتيجه است.» با اين همه ، همين دبير معتقد است که از طريق نمره ، نمي توان به همه ابعاد توانايي هاي يک فرد دست يافت: «افراد، ويژگي هاي متفاوتي دارند که همه آنها را نمي توان با امتحان اندازه گرفت و تعيين کرد.»
اضطراب امتحان ، باعث مي شود بخشي از توانايي هاي فرد، به حالت غيرفعال دربيايد. ناديا فخاري مي گويد: «بسياري از افراد به دليل اضطراب امتحان ، معلومات خود را از ياد مي برند، يا نمي توانند به طور درست از آن استفاده کنند. در نتيجه ، بخشي از ارزش ارزيابي امتحان ، به اين طريق زير سوال مي رود».
با اين که معلمان و روان شناسان ، هر دو به اين امر اذعان دارند ، لاجرم از نمراتي که از اين امتحانات به دست مي آيد ، به عنوان عامل سنجش دانش آموزان استفاده مي کنند: «ما مي دانيم اين نمرات دست کم با نتيجه واقعي ، اختلاف دارند، اما قانون و شرايط، ما را موظف به همين ملاک کرده است.» در عين حال ، کم نيستند معلماني که مي کوشند شيوه هاي ديگر را هم در ارزيابي دانش آموزانشان به کار ببرند. مرتضي غفاري ، دبير فيزيک مي گويد: «با در نظر گرفتن شرايط خاص امتحان است که وجود نمره اي به نام نمره مستمر در کارنامه در نظر گرفته شده است. خود من سعي مي کنم نتايج کارم را به شکل هاي گوناگون در طول کلاس بررسي کنم. فعاليت هاي مختلف دانش آموزان در کلاس و ميزان به کار گرفتن دانششان ، از مواردي است که من هميشه در نظر مي گيرم.»

نمره ، وسيله نيست


تغييرات اعمال شده در نظام آموزشي و تلاشهايي که براي ابداع شيوه هاي جديد ارزيابي دانش آموزان انجام گرفته است ، منجر شده است بينش معلمان درباره نمره بسيار متحول شود. با اين حال ، هنوز برخي معلمان ، از نمره به عنوان يک ابزار، استفاده مي کنند. يک دانش آموز دوره راهنمايي مي گويد: «معلم ما، هميشه براساس نمره درباره ما قضاوت مي کند. اگر نمره مان کم شود ، رفتار او هم با ما تغيير مي کند. در صورتي که بي انضباطي يا تخلف کنيم هم نمره مان را کم مي کند.» شايد به همين دليل است که دانش آموزان اين معلم ، نسبت به نمره اي که از اين معلم مي گيرند ، حساس و سختگيرند و اين حساسيت ، موجب اضطراب و ترس آنها مي شود. اضطراب امتحان ، وقتي تبديل به اضطراب نمره مي شود ، مشکل مضاعفي است که فرآيند يادگيري را دچار اختلال مي کند. دانش آموزان ، پس از اين که جريان اضطراب آور امتحان را از سر مي گذرانند، با شرايط دشوارتري مواجه مي شوند که نمره ، برايشان به ارمغان مي آورد. يک دبير تاريخ مي گويد: «بعد از برگزاري امتحان ، ما تازه با يک مشکل تازه مواجه مي شويم ، آن هم شرايط حساس روحي دانش آموزاني است که به خاطر چند نمره ، دچار بحران مي شوند. راهروهاي مدرسه ، پس از تصحيح اوراق ، پر از بچه هايي است که به هر شکل شده ، مي خواهند نيم نمره به نمره شان اضافه شود.»
دانش آموزان ، مهمترين دليل اين حساسيت را برخورد معلمان و خانواده هايشان مي دانند. آنها معتقدند خانواده ها و معلمانشان بر مبناي نمره درباره آنها قضاوت مي کنند و تغيير دادن نظر آنها ممکن نيست : «من مدام به خاطر نمراتم بازخواست مي شوم. نمره هاي من زياد کم نيست ، اما مادرم نمره 18 يا 19 را اصلا قبول ندارد.» گاه اين شرايط به حدي دشوار مي شود ، که دانش آموز را دچار وسواس شديد فکري و بحران هاي عاطفي مي کند. فخاري ، روان شناس مي گويد: «براي برطرف کردن اين حساسيت در دانش آموزان و کم کردن عوارض آن ، اولين قدم بايد از سمت اولياي دانش آموز و معلمان برداشته شود. تا وقتي نمره ، آن هم فقط نمره 20 ، ملاک سنجش توانايي هاي يک دانش آموز قرار بگيرد ، مي توان انتظار هر برخورد نادرست و هر عارضه عاطفي ناگواري را در دانش آموز داشت.» اين روان شناس معتقد است در اين حالت يادگيري کامل اتفاق نمي افتد: «نمي توان اطمينان داشت نمره بيستي که با اين رويکرد به دست مي آيد، نشاندهنده يادگيري کامل فرد باشد ، همان طور که نمرات کمتر نيز به هيچ وجه نشانگر ضعف يادگيري دانش آموز نيست. آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد نمرات بسيار کم است که در اين موارد هم بايد دنبال ريشه هاي ضعف دانش آموز گشت و آن را به شيوه اي معقول جبران کرد.»

جور ديگر بايد ديد


ترديدي نيست که بسياري از نمره هاي بالاي درسي ، بدون پشتوانه علمي لازم به دست مي آيند و بسياري افراد با نمره هاي متوسط، از حد مطلوبي از دانش و توانايي برخوردارند. در مقابل ، بسياري از خانواده ها ريشه اين حساسيت خود را به عوامل فرهنگي بيروني نسبت مي دهند. مادر يک دانش آموز که خود تحصيلکرده رشته روان شناسي است ، مي گويد: «خود من بسيار نسبت به نمره حساس هستم ، چون فکر مي کنم ارزيابي خارجي جامعه ما در مقاطع مختلف در نهايت براساس نمره است. اگر فرزند من بر اثر بي توجهي و بي دقتي ، نمره اي را از دست بدهد، کسي شرايط او را نمي سنجد. در واقع ، اين نمره است که به جاي دانش او حرف مي زند.»
با در نظر گرفتن همه اين عوامل و عوارض ، به نظر مي رسد تغيير در اين نوع نگاه ، بايد همه جانبه باشد. از سويي ، نظام آموزشي با ايجاد ملاکهايي موثر و کارآمد در ارزيابي دانش آموزان بايد از اين فشار کم کند و از سوي ديگر ، فرهنگ عمومي جامعه بايد نسبت به اين امر ، برخورد مناسب تري در پيش بگيرد. با ايجاد چنين تعادلي مي توان انتظار داشت دانش آموزان در شرايطي امن تر و آسوده تر ، به يادگيري بپردازند و اين يادگيري موثرتر و مفيدتر صورت بگيرد.

************************************

 

اضطراب امتحان و راههاي مقابله با آن

 

دكتر سيد حسين سليمي

اضطراب ( Anxiety ) بطور كلي عبارت از احساسي نافذ و ناخوشايند است كه با نشانه هايي از قبيل تنش ، وحشت ، دلهره و بيم و فاجعه اي در حال وقوع همراه است ،

در مقابل ترس ( Fear ) واكنشي است كه نسبت به يك خطر حاضر و مشخص ديده مي شود اضطراب واكنشي است كه نسبت به يك تهديد نامشخص و ناشناخته آشكار مي شود و مي تواند از كشمكش هاي دروني ( Internal Conflicts)  ، احساس عدم امنيت ( Insecurity Feeling ) يا تكانش هاي ممنوعه ( Forbidden Impulses  ) ، ناشي شود . در هر دو حالت ترس و اضطراب امتحان ( Test Anxiety )  نوعي اضطراب است كه همراه با ترس مربوط به عدم توانمندي در عملكرد مربوط به يك وظيفه آشكار مي شود . اين حالت نوعي از اضطراب عملكرد

( Performance Anxiety ) تلقي مي شود و به تمايل و آمادگي به مضطرب شدن اشاره دارد كه ناشي از عوامل مداخله كننده محيطي است ( كريسني ، 1999 ) .

 

اضطراب تحصيلي چگونه ايجاد مي شود ؟

ترس و اضطراب فراگيران بطور معمول از طريق وظايف آموزشي ، معلمان و يا آموزشگاه شرطي شده و ياد گرفته مي شود . براي مثال سرزنش و توبيخ فراگير توسط معلم به دليل كيفيت ضعيف فعاليتهاي آموزشي فراگير ، ممكن است اضطراب و ترس را در فرد آشكار سازد . در اين حالت فراگير بيقرار شده و دچار تنش مي گردد ، عرق مي كند و ضربان قلب او افزايش مي يابد . اين حالت در صورت تكرار و شرطي شدن به ديگر موارد و حيطه هاي فعاليت آموزشي فرد كشانده مي شود . بر اين اساس مي توان انتظار داشت كه فراگير در شرايط مشابه پاسخ مشابهي را از خود بروز دهد كه در اين حالت مي توان رفتار توام با ترس و اضطراب را براي فراگير پيش بيني نمود . امتحان نيز به دليل ويژگي هاي خاص خود از جمله ارزيابي فعاليت آموزشي ، محيط رسمي و خاص ، محدوديت زماني و نظارت دقيق آموزشي بطور كلي براي فراگيران اضطراب زا است . افزون بر آن توانمنديهاي شناختي و عملي فراگيران با توجه به ميزان اضطراب موثر واقع شود .

 

اضطراب تحصيلي چگونه در عملكرد مداخله مي كند ؟

چنانچه اضطراب بيش از حد شدت يابد ، موجب مي گردد تا فراگيران از توجه مستقيم به وظايف دور شوند و اضطراب عملكرد يا تحصيلي در آنان آشكار گردد . به علاوه برخي از رفتارهاي فراگيران موجب مي شود تا ناآرامي در آنها افزايش يابد . برخي فراگيران با توجه مداوم به حواس پرتي و ناراحتي خود ، اضطراب خود را تشديد مي كنند و به انتقاد از خود مي پردازند . آثار چنين اضطرابي به كاهش و تضعيف حافظه و توانمنديهاي شناختي منجر شده و بر وظايف تحصيلي و آموزشي مسلط مي گردد . بطور كلي ادراكات فرد ، تشديد كننده اضطراب تلقي

 مي شوند . حتي اين امكان وجود دارد كه فراگير به دليل اشتغال فكري مبني بر عملكرد خوب ، فرآيند تفكري خود را آسيب بزند و عملكرد خود را  تضعيف نمايد . چنين سيكل معيوبي

( Vicious Circle ) نگراني را افزايش مي دهد و فرآيند هاي شناختي و حافظه فرد را چند برابر دچار مشكل مي كند .

 

مهارتهاي مقابله با اضطراب امتحان

روشها و برنامه هاي متعددي براي كمك به فراگيران در غلبه بر اضطراب امتحان پيشنهاد شده است كه ابعاد مختلف فعاليت آموزشي را مورد توجه قرار مي دهند .

 

1 ) يادگيري و مطالعه صحيح

فقدان آمادگي براي امتحان و يادگيري ضعيف تكاليف آموزشي از عوامل اصلي اضطراب امتحان بشمار مي روند . روشهاي صحيح مطالعه و آمادگي مناسب براي يادگيري در كاهش اضطراب به ميزان زيادي موثر است . يادگيري مفيد و مطالعه صحيح بطور كلي با عوامل متعددي همبستگي دارند . تنظيم وقت مناسب ، انديشيدن قبل از مطالعه ، مدت مطالعه و محيط يادگيري در آماده سازي فرد براي يادگيري موثر ، داراي اهميت است . انگيزه و علاقه به مطالعه ، شروع مطالعه از قسمتهاي آسان و جالب ، مرور مطالب ، تفكر در مفاهيم و بسط انها ، بحث و ربط منطقي ، طبقه بندي و استفاده از تصاوير ، جداول و نمودارها ، درخواست كمك از ديگران و تمرين ، از ديگر مواردي هستند كه موجب يادگيري صحيح مي شوند و از اين طريق كاهش اضطراب را به دنبال خواهند داشت .

 

2 ) هدايت و مهارت معلم

بخشي از اضطراب فراگيران مي تواند با هدايت و مهارت معلم كاهش يابد و يا از بين برود . معلم بايد به فراگيران خود اين امكان و فرصت را بدهد كه در مورد موضوعات درسي تفكر نمايند و در صورت نياز به بحث و پرسش بپردازند . خوب شنيدن و خوب ديدن در كلاس و فعاليت هاي آموزشي عامل مهمي در ادراك و يادگيري موثر بشمار مي رود . به عبارت ديگر براي تمركز فراگيران بر موضوع درسي ، معلم بايستي محيطي آرام و مناسب را فراهم آورد و اجازه ندهد كه دانش آموزان با روياهاي روزانه ( Daydreaming ) خود مشغول شوند . كمك به فراگيري در تنظيم اهداف و برنامه هاي آموزشي نيز از ديگر فعاليتهاي موثر معلم بشمار مي رود . معلم بايستي عادات مناسب و موثر را به منظور يادگيري و فهم بهتر مطالب به فراگيران آموزش دهد . به عبارت ديگر پذيرفتن مسئوليت براي موفقيت تحصيلي از طريق تصميم گيري در مورد امكانات ، زمان و اتكاء به توانمندي هاي فردي ، انجام حداكثر تلاش و كوشش ، كمك و مشاوره گرفتن از ديگران به هنگام مشكلات آموزشي و بحث و تفكر در مورد موضوعات ياد گرفته شده از عادت مناسب بشمار مي روند .

 

3 ) آمادگي براي امتحان

مطالعه با توجه به اصل صحيح يادگيري بهترين راه آماده سازي براي امتحان بشمار مي رود . افرادي كه خود را براي امتحان تشريحي آماده مي كنند ، امكان موفقيت بيشتري در امتحانات ( تشريحي و يا چهار گزينه اي ) دارند . در آماده سازي براي امتحان تشريحي نه تنها نكات اصلي ياد گرفته مي شوند ، بلكه روابط منطقي بين اصول ، بخوبي ادراك مي شوند . مطالعه در شب قبل از امتحان به علل مختلف از جمله افزايش نگراني و اضطراب ، مطالعه فشرده ، ناتمام ماندن موضوع و شتاب زدگي مي تواند نتايج منفي را به دنبال داشته باشد . استراحت و خواب كافي از توصيه هاي اصلي جهت كاهش اضطراب در شب قبل از امتحان است . حاضر شدن كمي زودتر از زمان امتحان در محل امتحان ، حفظ اعتماد و اطمينان و آرامش در كاهش اضطراب نيز موثر است . مرور يادداشتها و نكات اصلي ، آمادگي را بر امتحان را افزايش مي دهد . با شكم خالي به جلسه امتحان نبايد وارد شد . مصرف ميوه هاي تازه و سبزيجات ، تنش امتحان را كاهش مي دهند .

 

4 ) رفتار در جلسه امتحان

در امتحان تشريحي قبل از شروع به نوشتن ، تمام سوالها را بخوانيد ؛ زير عبارات « تعريف كنيد ، مقايسه كنيد ، توضيح دهيد ، تشريح نماييد و يا بحث كنيد » ، خط بكشيد ، ايده و پاسخهاي خود را براي هر سوال در برگه چرك نويس بطور خلاصه يادداشت كنيد . جواب دادن را از سوال آسان شروع كنيد . فهرست كوتاه و خلاصه اي از رئوس مطالب مربوط به هر سوال را تهيه كنيد . چنانچه در حين جواب دادن به سوال ، نكات خاصي از ديگر سوالات به ذهنتان خطور كرد ، آن را يادداشت كنيد . با اين كار پاسخهاي شما كامل تر مي شود و تا حد زيادي اضطراب شما كاهش مي يابد . قبل از نوشتن فكر كنيد و سعي كنيد تا پاسخ خود را تنظيم كنيد . پاسخ روشن و مشخص را براي سوال ارائه كنيد و در آن به حيطه هاي مختلف موضوع بپردازيد . اطلاعات جزيي و كلي را در نظر بگيريد و بطور طبقه بندي شده آنها را بنويسيد . زمان پاسخ گويي به سوالات را تنظيم كنيد و براي هر سوال زمان مناسبي در نظر بگيريد ؛ به علاوه براي مرور پاسخها فرصتي باقي بگذاريد و در صورت امكان به تكميل و توضيح بيشتر پاسخ شما ناقص باشد ، مگر در مواردي كه به غلط بودن پاسخ شما ناقص باشد ، مگر در مواردي كه به غلط بودن پاسخ خود اطمينان كامل داشته باشيد . در پاسخ به سوالات سعي كنيد لغات و اصطلاحات ويژه رايج در موضوع را در پاسخهاي خود بكار ببريد و تلاش كنيد تا اصطلاحات هر درس را ياد بگيريد . رعايت املاء صحيح به خط خوانا و علامت گذاري مناسب در بررسي و ارائه بهتر پاسخ ، مفيد است .www.zibaweb.com

در مورد سوالات حل مساله ، ابتدا از خود سه سوال زير را بپرسيد :

1-  از شما چه خواسته شده و چه چيزي را بايد بيابيد ؟

2-  براي يافتن حل مساله به دانستن چه چيزهايي نياز داريد ؟

3-  در صورت مساله چه اطلاعات و داده هايي وجود دارند كه مي تواند در جستجوي شما موثر باشد ؟

پس از انجام اين فرآيند به حل مساله اقدام كنيد . بطور كلي افراد موفق در حل مسئله داراي ويژگي هاي زير هستند :

1- نگرش مثبت : آنها معتقدند كه مسايل با دقت پشتكار و تحليل حل مي شوند و پاسخهاي سريع و شتاب زده براساس دانش قبلي راه حل مناسبي نيست .

2- توجه و دقت : آنها مساله را به منظور درك بهتر آن چندين بار مي خوانند ؛ سپس قضاوت و نتيجه گيري خود را مرور مي كند و از حدس زدن اجتناب و در نهايت كار خود را باز بيني مي كنند .

3- طراحي روش : اين عده كار خود را به بخشهاي مختلف تقسيم كرده و آن را گام به گام حل مي كنند . اين فرآيند از آسانترين گام آغاز مي شود .

4-  تمركز : اين عده انرژي خود را از طريق گفتگو با خود ، در مورد آنچه انجام مي دهند ، خلق تصاوير ذهني ، ربط دادن آن با تجارب مشابه ، محاسبه و ترسيم تصاوير براي حل مساله بكار مي گيرند .

امتحان گزينه اي

در سوالات گزينه اي هميشه توجه داشته باشيد كه سوالات را سوء تعبير نكنيد ، به آنها چيزي اضافه نكنيد ، كلمه اي را حذف نكنيد و متوجه كلمات دو پهلو باشيد . نكته اصلي بدنه سوال مد نظر قرار دهيد . به واژه هاي كمك كننده مانند « هميشه ، هرگز ، هيچگاه ، به جز ، اغلب موارد و بندرت » توجه كنيد و در صورت امكان ، زير آنها خط بكشيد . زمان امتحان را در نظر بگيريد و وقت خود را در پاسخ به سوالاتي كه نمي دانيد ، هدر ندهيد . نمره منفي براي انتخاب گزينه غلط را در نظر بگيريد . پاسخ اول خود را عوض نكنيد مگر در مواردي كه نسبت به غلط بودن آن اطمينان كامل داريد . در مواردي كه پاسخ صحيح را نمي دانيد ، به توصيه هاي زير عمل كنيد : بطور كلي گزينه طولاني مي تواند نشانه پاسخ صحيح باشد . اگر دو گزينه مشابه هم هستند ، هيچكدام را انتخاب نكنيد . اگر گزينه ها متضاد هم هستند يكي از آنها را انتخاب كنيد . گزينه كلي تر در اغلب موارد پاسخ صحيح است.

 

امتحان شفاهي

 

امتحان شفاهي فرصتي براي شماست كه دانش ، توانايي ارائه و مهارت بيان خود را آشكار سازيد . به علاوه در اين موقعيت توانايي در برقراري ارتباط مشخص مي شود . امتحان شفاهي همچنين مي تواند تمريني براي مصاحبه هاي شغلي و استخدامي باشد . امتحان مي تواند بصورت رسمي يا غير رسمي انجام بگيريد ، اما بهتر است تمام امتحانات شفاهي را به منزله امتحان رسمي در نظر بگيريد تا از اثرات مثبت آن بهره مند شويد . در امتحان شفاهي بايستي بطور دقيق به سوال گوش فرا داد و بطور مستقيم و مشخص پاسخ دهيد . در امتحان شفاهي رسم دقت و پاسخ گويي روشن و مشخص شما بيشتر مد نظر است زيرا ارزيابي براساس پاسخگويي منظم و دقيق شما صورت مي گيرد ، در حاليكه در امتحان شفاهي غير رسمي اين ويژگي كمتر رعايت مي شود و پاسخهاي شما مي تواند طولاني تر باشد . در اين حالت ارزيابي بيشتر ذهني است . براي آمادگي در امتحان شفاهي توصيه مي شود موارد زير مد نظر قرار گيرد :

1- از معلم بپرسيد كه موضوع امتحان چيست ؟

2- براي امتحان شفاهي مطالعه ضروري است زيرا كه با نداشتن مطالعه نتيجه مثبتي نمي گيريد .

3- سوالاتي را كه انتظار مي رود پرسش شوند ، بنويسيد و سپس پاسخهاي آن را مورد بحث قرار دهيد .

4- در مكان شبيه به مكان امتحان تمرين كنيد و روش و حالت پاسخگويي خود را ارزيابي كنيد

نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 0:51 | لینک  | 

به نام خدا

دانش آموزان عزیز حتماً بخوانید:

((از راهکارهای موفقیت در امتحان ))

اولین گام  و  اقدام  هوشمندانه  برای  تحقق  اهداف آموزش و رسیدن  به قله موفقیت  برنامه ریزی صحیح درسی است ، برخی از دانش آموزان  معتقدند  :  امتحان  فرصت  مناسبی  برای  سنجش ارزشیابی  معلومات  و یادگیری هاست  بعضی دیگرمی گویند.امتحان  ابزاری است که  می تواند موجبات آزردگی خاطر ورنجش دانش آموز را فراهم کند.

شما  چه  تصوری از امتحان دارید؟ آیا با گروه  اول موافقید ، یا  هم رأی گروه  دوم  هستید‍‍.

. ب‍‍ه کدام یک از دانش آموزان زیر تعلق دارید ؟ آیا در ایام  امتحانات تا  پاسی  از شب بیدار می مانید و با  شتاب هر چه  بیشتر مطالب  درسی  را حفظ  می کنید ، یا  در ایام امتحانات به مرور کردن مطالب درسی ورفع اشکال می پردازیدوشب های امتحان حتی کمی  هم  زود تر  از  معمول  شبهای  گذشته   به  خواب  می روید ؟ یا اینکه  اصلاً  توجهی  به  موضوع  امتحان ندارید چون  نتیجه  آن  خیلی مورد توجه شما قرار نمی گیرد .

از امتحان  چه  دارای   تصویری  مثبت   باشید   و  چه   دارای   تصویری  منفی  به     دانش آموزان  دسته  اول  تعلق داشته  باشید  یا  به دسته  دوم  و یا  حتی  به  دسته سوم، شرط  موفق  شدن در هر امتحان  توجه  دقیق  به هر یک  از عوامل زیراست که ازآنهابعنوان گام یادمی شود.

1.گامهای قبل ازامتحان.

.گام اول- خود را  به جای  معلم  قرار دهید و سوالات  امتحانی  را طرح کنید،تصورکنید که یک معلم هستیدوبایدسوالات امتحانی راشماطرح کنید،به این ترتیب باید تعدادی سوال ساده ، متوسط  و مشگل ازکتاب درسی انتخاب کنید که البته  پاسخگویی  به  این  سوالات   تا   حدود    زیادی    موفقیت    شما   را  تضمین    می کند .  در صورتی  که  مایل  باشید  می توانید از دانش آموزان  زرنگ  کلاس بخواهید آنان نیزبرای شماسوال طرح کنند.

.گام دوم-مطالعه  عمیق  و دقیق موضوعات  درسی  وایجاد ارتباط ذهنی بین آن درس  و سایر دروس و واقعیات  زندگی  سبب می شود که آنچه راخوانده ایدبرای همیشه درذهن شماثبت گرددودرحافظه شماباقی بماند.

گام سوم – مرور کردن  و  به   یادآوردن  دروس  امتحانی  با  یادگیری  نکات  مهم دروس و  مروردائمی  آنها می توانید  همیشه  خود  را  برای  امتحان  آماده  نگه دارید.

2.گامهای صبح امتحان:

.گام اول -  در صورت  داشتن  نیاز  به  مطالعه درسی ، مروری  سطحی به مطالب داشته  باشید  و سعی  کنید  با  پیاده  روی   مختصر و قدم زدنبه  باز سازی و سازماندهی مطالب  و یادآوری آنها درذهن  مبادرت  ورزید.

.گام دوم – حتماً  صبحانه  مناسب  و یا  غذای  مقوی صرف  کنید  زیرا  بدون  تغذیه  مناسب  مغز  شما در انجام  فعالیتهای  لازم  مانند حل   مسئله و یاد آوری  مفاهیم  و مطلب درسی دچارمشگل خواهدشد.

.گام سوم- در  صورتیکه  حضور  در  محیط  مدرسه  و  شنیدن  حرفهای   مختلف  و اظهارات  گوناگون  دانش آموزان   پیرامون   درس  موجب  اغتشاش فکری شما می گردد  بهتر است  قبلاً  این  موضوع  را  با  همکلاسی های خود  دوستانه  مطرح  کنید  و یا در روز امتحان ازآنهافاصله بگیرید.

3.گامهای جلسه امتحان:

.گام اول- سعی  کنید نگرانی و اضطراب  بی مورد به خود راه ندهید بلکه بااعتماد     به نفس وآرامش کامل  برروی  صندلی  یا محل  امتحان  قرارگیرید.

.گام دوم-در طول  امتحان  به  دفعات  نفس  عمیق  بکشید ولحظه ای نگهدارید ، سپس بطورکامل وآرام بازدم نمائید.

.گام سوم-درصورتی که قبل ازشروع امتحان دستورات وراهنمایی ازسوی معلمین ویا ناظرین جلسه داده می شودبه آنهاکاملاًتوجه کنید.

.گام چهارم-پس از اینکه سوالات در  اختیارتان  قرارگرفته بلافاصله وباعجله شروع به نوشتن نکنید ابتدا سوالات را یک بار سریع مرور کنید سپس سوالات ساده را پاسخ داده پس ازآن به سوالات مشگل بپردازید.

.گام  پنجم - برای  رفع   هرگونه  خستگی  در اندام خود  ، کافی  است  به  اندکی استراحت بپردازید.

گام  ششم -  در  نوشتن   پاسخ ها   با  دقت   عمل کنید  و خود  را  به  جای  معلمی قراردهید  که  می  خواهد همین   برگه را  تصحیح  کند.املای غلط، خط خوردگی ، خط ناخوانا ،جملات ناقص  از جمله  عواملی  هستند که  موجب  می شود معلم  مطالب  نوشته  شده  دربرگه امتحانی را نتواند به دقت  مطالعه  نماید و همین امر باعث خواهد شد حتی   جواب های دقیق  ورسای شما نمره کامل نگیرد.

.گام هفتم-همیشه  یک  پاسخ   ضعیف و ناقص  بهتر از هیچ  است.

اگر  برحسب  اتفاق به سوالی  برخورد  کردید که درباره آن حضور ذهن  نداشته  و چیزی نمیدانید بهتر است برروی کاغذ پیش نویس هرچه درباره آن سؤال به ذهنتان می رسد یادداشت کنید وقتی شروع به نوشتن کنیدبه تدریج بعضی ازقسمت ها به یادتان خواهد آمد.

.گام هشتم-قبل  از تحویل  برگه  امتحانی نوشته های خودرا مرورکنید . اگر نکاتی  را  در حین  نوشتن  فراموش کرده اید  کامل کنید  و  سوالاتی  را  که به آنها  پاسخ نامشخص داده اید  بیشتر توضیح  و سپس  سوالات  و پاسخ آنها  را با کشیدن خطی زیرآنها از هم جدایشان کنید.

و بالاخره سعی کنید عجله ای برای تحویل دادن ورقه نداشته  باشید و تا آنجا که می توانید درباره سوالات فکرکنید.

چگونه کتاب ومطالب جزوه رامطالعه ومرورکنیم

1.عنوان  اصلی  وفرعی  هرفصل کتاب ویاجزوه رابه یادآوری وبه این طریق میزان دقت ویادآوری خودراآزمایش نمائید.

2.هر قسمت را فراموش کرده و یا برای خود ناقص تعریف کرده اید،یادداشت کرده تا بعداًً با دقت وتأکید بیشترآنها را بخوانید.

3 . جزئیات  هر  قسمت  ازکتاب  یا  جزوه را برای خود  بازگوکنید. برای  اطمینان از یادگیری  شما  فرد دیگری می تواند از شما بپرسد یا مطالب را روی  نوار کاستی ضبط  و خودتان میزان یادگیری را کنترل کرده چنانچه مطلبی را خوب یاد  نگرفته اید  مجددا ً بخوانید تا یاد بگیرید.

4.یکی از راههای  مرور مطالب درسی که  متضمن یادگیری مفاهیم                          می گردد،بازنویسی آنهاست . اگر کسی  نتواند معنی آنچه را که خوانده است درک کند قادر به نوشتن آن هم نخواهد بود.

نوشتن مطالب یکی پس ازدیگری به صورت خلاصه موجب می شود که ترتیب آنها رادر ذهن خودثبت نمائید.

درپایان خاطرنشان می نمایددرانجام فعالیتهای درسی و مطالعه به قصد آمادگی برای  امتحانات وقت  خود را به گونه ای تنظیم  کنید که به اندازه هم مطالعه ، هم استراحت  ، هم  ورزش  و هم... داشته  باشید مطالعه  مستمر وپیگیری  زمانی مفید خواهد بود که درخلال آن به استراحت و ورزش بپردازیم انجام  فعالیتهای مناسب نظیرورزش های آرام وپیاده روی می تواندشمارادرسازماندهی مطالب فراگرفته شده یاری دهند.

 

 

          حسین رستمی زاده                                                                            

 

نوشته شده توسط حسین رستمی زاده در ساعت 23:58 | لینک  |